تبليغاتX
کامیابی های متفاوت برای افراد متفاوت
برای اولین بار مطاللبی ازیه نفر مثله شما

 

چرا باید با چند نفر همزمان رابطه داشته باشید: فرض کنید که در یک نقطه از زندگیتان می خواهید ازدواج کنید. این نقطه می تواند 25 سالگی، 30 سالگی یا 35 سالگی شما باشد. همچنین فرض کنید که در سن 21 سالگی به طور جدی به دنبال فردی برای ادامه زندگی می گردید. این یعنی 5 تا 15 سال وقت دارید تا فرد مورد نظر خود را پیدا کنید. 15 سال به نظر کافی می آید اما باید مسئله مدت زمان متوسط یک رابطه و مدت زمان بهبودی بعد از به هم زدن رابطه را هم در نظر داشته باشید. این یعنی اگر بخواهید در آن واحد فقط با یک نفر رابطه داشته باشید، در مدت 15 سال فقط 3 نفر را خواهید شناخت و آخر کار هم مجرد خواهید ماند. مطمئناً هدف شما این نیست. پس توصیه ما این است که باقی عمرتان را هوشمندانه تر سپری کنید.

قانون اول در ایجاد رابطه با چند نفر به طور همزمان و سردرد نگرفتن و دچار دردسر نشدن این است که صادق باشید. بهتر است به طرف مقابلتان بگویید که در حال حاضر جدی به آن دوستی نگاه نمی کنید و فقط قصد آشنایی دارید. رمز موفقیت در هر رابطه داشتن دوستی سالم است.

در زیر به 5 مورد از بزرگترین اشتباهاتی که در رابطه با چند نفر به طور همزمان می توانید مرتکب شوید اشاره می کنیم. تا می توانید خودتان را از این اشتباهات دور نگه دارید.

1. هیچوقت هیچکس را به پاتقتان دعوت نکنید. این بزرگترین اشتباهی است که می توانید مرتکب شوید. توصیه ما این است که مکان های محبوبتان را فقط برای خودتان نگه دارید. وقتی دوست جدیدتان را به رستوران یا کافه ای می برید که اکثر اوقات آنجا هستید احتمال دیدن افراد آشنا بالا می رود.

2. ملاقات با والدین؟ اگر با یک نفر به طور خاص در رابطه نیستید، بهتر است ملاقات با خانواده فرد را به بعد موکول کنید. ملاقات با والدین طرف مورد نظرتان باید برای روابط جدی تر باشد. وقتی کسی اصرار می کند که شما را به خانواده اش معرفی کند، قصد دارد که رابطه اش با شما را جدی تر کند. فقط کافی است بگویید "نه".

3. حرفی از "عشق" به میان نیاورید. اگر در آن واحد با چند نفر رابطه دارید این اشتباه بزرگی است. اگر برای رسیدن به سکس یا هر چیز دیگر به یک نفر بگویید که دوستش دارید مطمئن باشید که اوضاع خیلی خراب می شود. مردم عشق و دوست داشتن را جدی می گیرند، این را هیچوقت فراموش نکنید.

4. اگر برایتان تمام شده پس تمامش کنید. چرا باید یک نفر را الکی دنبال خودتان بکشید؟ اگر در همان قرار اول فهمیده اید که به دردتان نمی خورد و از او خوشتان نیامده و قرار دوم هم چندان برایتان بهتر از قرار اول نبوده، پس دیگر نیازی نیست آن رابطه را به قرار سوم بکشانید. حقیقت را طوری که ناراحت نشود به طرفتان بگویید و همه چیز را تمام کنید.

5. رابطه جنسی نداشته باشید. رابطه داشتن به این معنا نیست که باید با همه آنها رابطه جنسی هم داشته باشید. اگر تنها هدفتان از رابطه، سکس است، راه های دیگری هم برای پیدا کردن آن وجود دارد. اما اگر واقعاً به دنبال کسی هستید برای رابطه طولانی مدت، هرچقدر هم که سکس وسوسه تان کند اما اینکار را نکنید. سکس رابطه را پیچیده می کند و این جهتی نیست که باید در آن قدم بردارید.

سعی کنید فکری روشن و قلبی امیدوار داشته باشید. تفریح کنید و یادتان باشد تا آنجا که می توانید صادق باشید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 21:42  توسط علی بیات | 

خلاصه : بررسی سوالات رایجی که معمولا در مورد سرماخوردگی از پزشکان پرسیده می شود

متن کل خبر :
آیا بر اثر قرار گرفتن در معرض سرما، دچار سرماخوردگی می شویم؟

تنها راه ابتلا به سرماخوردگی این است که با ویروس سرماخوردگی تماس پیدا کنید. خود سرما یا هوای سرد باعث ایجاد سرماخوردگی نمی شود. هوای سرد ممکن است باعث تنگی نفس وحالتی شبیه آسم شود که منجر به تضعیف سیستم ایمنی می شود و در نهایت بدن را برای ابتلا به سرما خوردگی(در صورت تماس با ویروس) مستعد می کند. دلیل این که در فصل زمستان سرماخوردگی شیوع پیدا می کند همین امر است.

بهترین درمان برای سرماخوردگی چیست؟

حقیقت این است که درمان خاصی برای سرماخوردگی وجود ندارد. مهمترین کاری که شما برای کنترل این بیماری باید انجام دهید این است که برای جلوگیری از دهیدراته شدن بدن، مقدار زیادی مایعات بنوشید. این کار باعث می شود از عفونت های دیگری که به دنبال سرماخوردگی ممکن است ایجاد شود، جلوگیری شود. از نوشیدن مایعاتی مانند قهوه، چای ، نوشابه های الکلی و کولا بپرهیزید زیرا این ها باعث می شوند بدن شما آب بیشتری از دست بدهد. برای غذا خوردن هم از اشتهای خود پیروی کنید و غذاهایی که دوست دارید مصرف کنید. اگر احساس گرسنگی هم نمی کنید سعی کنید غذاهایی ساده مانند برنج یا سوپ های آبکی مصرف کنید. سوپ جوجه برای کنترل سرماخوردگی بسیار مفید است. شیره خرما ممکن است به خوابیدن شما کمک کند.

داروهای سرماخوردگی بدون نیاز به نسخه، باعث تسلی درد و تب شما می شوند. توجه داشته باشید که پزشکان دیگر اعتقادی به کنترل تب های پایین در کودکان و افراد مسن و افراد دارای بیماری های فلبی و تنفسی، ندارند. تب پایین باعث کاهش تکثیر ویروس ها و باکتری ها در بدن می شود و سیستم ایمی بدن را فعال می کند و در واقع برای بهبود سرماخوردگی مفید است. کودکان و نوجوانان نباید از آسپیرین استفاده کنند، زیرا خطر سندرم Reye وجود دارد. دکونژستانت ها باعث کاهش احتقان بینی و تسهیل تنفس می شوند ولی نباید بیش از ۲-۳ روز مصرف شوند. برای درمان سرفه، نوشیدن آب میوه موثر است. غرغره کردن آب نمک، گلودرد را کنترل می کند.

برای گرفتن اطلاعات تکمیلی در مورد درمان سرماخوردگی می توانید به اینجا و اینجا مراجعه کنید.

آیا برای درمان با آنتی بیوتیک باید به پزشک مراجعه کرد؟

معمولا برای درمان سرماخوردگی نیازی به مراجعه به پزشک و آنتی بیوتیک درمانی نیست. سرماخوردگی معمولا به وسیله ویرس ایجاد می شود و آنتی بیوتیک باکتری را از بین می برد نه ویروس !

در بعضی موارد ممکن است سرماخوردگی به عفونت سینوس منجر شود. اگر سینوس های شما بسته شوند و تخلیه آن ها به درستی انجام نگیرد، ممکن است به عفونت باکتریایی سینوس دچار شوید. عفونت گوش نیز ممکن است بر اثر ابتلا به سرماخوردگی بروز کند. عفونت گوش و سینوس ممکن است خود به خود بهبود یابند، اما بعضی اوقات برای درمان آن ها باید به پزشک مراجعه نموده و آنتی بیوتیک دریافت کنید. علائم عفونت گوش شامل درد گوش، تب و یا احساس گرفتگی گوش است. و همچنین علائم عفونت سینوس شامل آبریزش یا گرفتگی بینی، درد صورت، احساس فشار در صورت و سردرد است.

آیا ممکن است بروزعلائم سرماخوردگی در واقع یک آلرژی باشد؟

اگر دچار گرفتگی بینی و قرمزی و سوزش چشم هستید و درد و تب ندارید و این حالات به مدت دو هفته یا بیشتر با شما بوده اند، به احتمال زیاد آلرژی دارید.

چرا به نظر می رسد که بچه ها همیشه سرما می خورند؟

کودکان وقتی دچار سرماخوردگی می شوند، نسبت به بزرگسالان، به مقدار بیشتر و مدت زمان بیشتری ویروس را در محیط پراکنده می کنند. همچنین بچه ها فعال تر هستند و با یکدیگر تماس نزدیک دارند و کمتر بهداشت را رعایت می کنند و به هنگام عطسه و سرفه، بینی و دهان خود را نمی پوشانند. به همین دلیل خیلی راحت ویروس از یک کودک به کودک دیگر منتقل می شود.

سرماخوردگی چگونه منتقل می شود؟

سرماخوردگی و آنفلوآنزا از راه های مشابهی منتقل و پخش می شوند. یک نفر سرفه یا عطسه می کند و قطره های ریز مملو از ویروس بر روی سطوح اشیا اطراف و در هوا پراکنده می شوند و شما هم با لمس این اشیا، و سپس دست زدن به دهان و بینی و چشم خود، مبتلا می شوید.

چگونه می توان از ابتلا به سرماخوردگی پیشگیری کرد؟

1. دستان خود را مرتب بشویید.
2. در هنگام عطسه و سرفه کردن از یک دستمال استفاده کنید و از دستان خود برای پوشاندن دهان و بینی استفاده نکنید.
3. اگر دستمال ندارید، سر خود را از دیگران بر گردانده و سرفه کنید.
4. اگر یک سرفه ناگهانی دارید، بازو و ساعد خود را خم کرده و داخل آن سرفه کنید.
5. از لمس کردن بینی و دهان و چشم خود بپرهیزید.
6. سطوح اشیا اطراف را مرتبا بشویید و تمییز نگه دارید.
7. به هنگام سرماخوردگی و آنفلوآنزا در خانه بمانید و از حضور در اجتماعات بپرهیزید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 22:54  توسط علی بیات | 
يك پسر كوچك از مادرش پرسيد: چرا گريه مي كني


مادرش به او گفت : زيرا من يك زن هستم .پسر بچه گفت: من نمي فهمم


مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هيچگاه نخواهي فهميد


بعدها پسر كوچك از پدرش پرسيد : چرا مادر بي دليل گريه مي كند


پدرش تنها توانست به او بگويد : تمام زن ها براي هيچ چيز گريه مي كنند


پسر كوچك بزرگ شد و به يك مرد تبديل گشت ولي هنوز نمي دانست چرا زن ها بي

 دليل گريه مي كنند


بالاخره سوالش را براي خداوند مطرح كرد و مطمئن بود كه خدا جواب را مي داند .او از

 خدا پرسيد : خدايا چرا زن ها به آساني گريه مي كنند؟


خدا گفت زماني كه زن را خلق كردم مي خواستم كه او موجود به خصوصي باشد

 بنابراين شانه هاي او راآن قدر قوي آفريدم تا بار همه دنيا را به دوش بكشد. و

همچنين شانه هايش آن قدر نرم باشد كه به بقيه آرامش بدهد


من به او يك نيروي دروني قوي دادم تا توانايي تحمل زايمان بچه هايش راداشته باشد

 ووقتي آن ها بزرگ شدند توانايي تحمل بي اعتنايي آن ها را نيز داشته باشد


به او توانايي دادم كه در جايي كه همه از جلو رفتن نااميد شده اند او تسليم نشود و

همچنان پيش برود . به او توانايي نگهداري از خانواده اش را دادم حتي زماني كه

مريض يا پير شده است بدون اين كه شكايتي بكند

 
به او عشقي داده ام كه در هر شرايطي بچه هايش را عاشقانه دوست داشته باشد

حتي اگر آن ها به او آسيبي برسانند. به او توانايي دادم كه شوهرش را دوست

 داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش كند تا جايي در قلب شوهرش

داشته باشد.به او اين شعور را دادم كه درك كند يك شوهر خوب هرگز به همسرش

 آسيب نمي رساند اما گاهي اوقات توانايي همسر ش را آزمايش مي كند وبه او اين

 توانايي را دادم كه تمامي اين مشكلات را حل كرده و با وفاداري كامل در كنار

 شوهرش با قي بماند

 
و در آخر به او اشك هايي دادم كه بريزد .اين اشك ها فقط مال اوست و تنها براي

 استفاده اوست در هر زماني كه به آن ها نياز داشته باشد. او به هيچ دليلي نياز

ندارد تا توضيح دهد چرا اشك مي ريزد


خدا گفت : زيبايي يك زن در چشمانش نهفته است زيرا چشم هاي او دريچه روح

 اوست ، ودر قلب او جايي كه عشق او به ديگران در آن قرار دارد 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 15:28  توسط علی بیات | 

بِن سیلیمان روانشناس خانواده و استاد دانشگاه ویومینگ می گوید، "هر ازدواج از آمیخته شدن دو خانواده تشکیل می شود." هر طرف یک دسته از انتظارات و توقعات را با خود وارد زندگی زناشویی می کند که معمولاً نشاندهنده تاریخچه خانوادگی فرد و چیزهایی است که در خانواده و دوستان خود دیده است. ازدواج ادغام سنت ها و انتظارات دو خانواده است.

دکتر بن سیلیمان در ادامه می گوید،"آنچه برای هر طرف مهم است این است که از انتظارات طرف مقابل خود قبل از وارد شدن به زندگی زناشویی باخبر شود. برای موفقیت هر ازدواج و رابطه زناشویی، آشنایی با انتظارات و توقعات طرف مقابل لازم و ضروری است چون جور شدن رفتارها و توقعات در هماهنگی و رضایت طرفین بسیار مهم است."

زوج هایی که توقعات متعارض دارند معمولاً مشکلات بیشتری در رابطه خود تجربه می کنند. برای مثال، آیا زن باید کار و تحصیلات خود را کنار بگذارد و برای تربیت فرزندان خانه نشین شود؟ دو نفر چطور مسئولیت نگهداری از فرزندان، کارهای خانه، و مدیریت مالی خانواده را با هم تقسیم می کنند؟ سکس و رابطه جنسی چقدر اهمیت دارد؟ و آیا باید زمان مسافرت را برای دیدن افراد فامیل صرف کنند یا یک مسافرت هیجان انگیز و مجراجویانه داشته باشند؟ پاسخ دادن به برخی از این سوالات تا حد زیادی به نحوه برخورد والدین هر یک از طرفین با این مسائل بستگی دارد.

آگاهی داشتن از انتظارات و توقعات طرف مقابل می تواند رابطه ها را محکمتر کند. همچنین به زوج ها کمک می کند درمورد سابقه خانوادگی هم بیشتر بدانند  و موفقیت ها و شکست های نسل های قبل را تکرار نکنند. زوج های موفق همیشه سعی می کنند از نقاط قوت ریشه های خانوادگی همدیگر نهایت استفاده را برده و محدودیت های آنرا کنار بگذارند.

دکتر سیلیمان می گوید، "اما انتظارات به مرور زمان تغییر می کنند، مثلاً وقتی خانواده توسعه می یابد، میل به داشتن خانه ای بزرگتر جایگزین میل به خرید ماشین یا یک مسافرت گران می شود.

همچنین با متعهد شدن زوج ها به هم انتظارات هم تغییر می یابد. زوج هایی که تصمیم می گیرند با هم بدون رسمی کردن ازدواجشان باهم زندگی کنند معمولاً روابطی دارند که در انتظاراتشان کم می آورد. بدون تعهد، یکی یا هر دو طرف گاهی اوقات زندگی خود با هم را یک قرارداد موقتی فرض می کنند نه یک تعهد همیشگی. بدون تعهد زوج ها نمی دانند که در مراحل بعد باید چه انتظاراتی داشته باشند."

در هر رابطه ای حدس و گمان خطرساز است. فکر کردن به اینکه "او تغییر خواهد کرد" یا "بعد ازاینکه ازدواج کنیم این چیزها دیگر اهمیتی ندارد" ممکن است منجر به ناامیدیتان شود. نادیده گرفتن علائم هشداردهنده یا رفتارهایی که می تواند برایتان آزار دهنده باشد یا با سبک زندگی شما تناقض داشته باشد، می تواند برایتان مشکل ساز شود. برای مثال، یکی از طرفین ممکن است دوست داشته باشد که روزهای تعطیل زود از خواب بیدار شود و دیگری ترجیح می دهد که بیشتر بخوابد و دیرتر بیدار شود. به این روش بعد از مدتی طرفی که زود بیدار می شود دیگری را متهم به تنبلی می کند و آن یکی این را به وسواسی بودن متهم می کند.

زوج ها باید بتوانند عشق را از واقعیت جدا کنند. اگر اینطور فکر کنند که "پدر و مادر من خوشبخت بودند پس من هم خوشبخت می شوم" خیلی اشتباه است. رابطه های موفق تصادفی اتفاق نمی افتند؛ نیازمند تلاش روزانه و لذت بردن از رابطه است. زوج ها اگر از نقاط مثبت خود بهره برده و با کار کردن روی نقاط منفی خود آنها را برطرف کنند بسیار راحت تر در رابطه پیشرفت می کنند.

هیچوقت نباید از کس دیگری انتظار داشته باشید که خوشبختتان کند. باید یاد بگیرید که قبل از اینکه زندگیتان را با کس دیگری تقسیم کنید، بتوانید با خودتان خوشحال و خوشنود باشید. این هم غیرمنطقی است که انتظار داشته باشید رابطه تان همیشه خوب و خوش باشد. این غیر ممکن است.

برای موفقیت رابطه میل به سازگاری اهمیت زیادی دارد چون محیط مستعد تغییر است. یک تعهد طولانی مدت مبنی بر انتظارات منطقی و واقعبینانه بین تغییرات فردی، زوجی و اجتماعی تعادل ایجاد میکند. خوشبین بودن هم خیلی کمک می کند.

می خواهید به رابطه تان انرژی بیشتری بدهید؟

طرف مقابلتان را اول بگذارید. قبل از ازدواج دو طرف معمولاً به همدیگر اولویت می دهند اما بعد از متعهد شدن تمایل چندانی به اینکار نشان نمیدهند. اما وقتی از یک زوج می پرسید که دلیل موفقیت رابطه شان چه بوده است معمولاً می گویند که آنچه در رابطه عرضه کرده اند، نه آنچه که انتظار داشته اند بوده است که رضایت و رشد را برایشان به ارمغان آورده است. آنها با جریان پیش می روند. انتظاراتشان در طول سالها تغییر و رشد کرده است اما کار کردن در جهت این تغییرات بوده که رابطه شان را قوی تر کرده است.

نکته 1: اگر والدینم زندگی خوشبختی باهم داشتند آیا احتمال اینکه من هم زندگی خوبی داشته باشم بیشتر خواهد شد؟

پاسخ مثبت است به شرطی که زوج بتوانند انتظارات واقعبینانه و منطقی را با هم در میان بگذارند و هر روز سعی بکنند که رابطه شان را بهتر کنند.

وقتی زندگی والدین به نظر موفق و خوشبخت می آید، ممکن است بچه ها روابط خودشان را دست کم بگیرند و این فکر که رابطه خودشان هم شاد و خوشبخت خواهد شد کمی غیرواقعی است. وقتی دو نفر آشنایی بیشتری با هم داشته باشند، انتظارات و ارزش ها و هدف های هم را قبول داشته باشند، و در تعهد خود نسبت به همدیگر جدی باشند، احتمال موفق شدن رابطه شان خیلی بیشتر خواهد بود.

نکته 2: در روابط طولانی مدت این سوالات را از خود بپرسید:

· آیا زمان کافی برای شناخت همدیگر گذاشته ایم؟

· آیا اهداف، ارزشها و انتظارات یکسانی داریم؟

· آیا علائم هشداردهنده ای مثل سوءاستفاده، خشونت، مسائل مالی، مشکلات جنسی و از این قبیل را بررسی کرده ام؟

· آیا میتوانیم با هم گفتگو کنیم؟ آیا می توانیم در حین حرف زدن به حرف همدیگر هم گوش دهیم؟

· آیا می توانیم در جهت یک هدف مشترک تلاش کنیم؟ و به خاطر همدیگر از خود گذشتگی کنیم؟

· آیا می توانیم انعطاف پذیر باشیم؟ سازگار باشیم؟

· آیا هر دوی ما خوشبین هستیم؟

البته نباید خودتان را فقط به این سوالات منحصر کنید اما این سوالات از جمله سوالات خیلی مهمی هستند که می توانند باعث شوند زوج ها کمی سرعت پیشروی خود را کم کنند و دوباره به جهت خود فکر کنند.

قبل از ازدواج درمورد انتظاراتتان صحبت کنید

به زودی در شرف ازدواج هستید؟ وقت بگذارید و این سوالات را از خودتان بپرسید:

· آیا زمان کافی برای شناخت همدیگر گذاشته ایم؟

· آیا اهداف، ارزشها و انتظارات یکسانی داریم؟

· آیا علائم هشدار دهنده ای مثل سوءاستفاده، خشونت، مسائل مالی، مشکلات جنسی و از این قبیل را بررسی کرده ام؟

· آیا میتوانیم با هم گفتگو کنیم؟ آیا می توانیم در حین حرف زدن به حرف همدیگر هم گوش دهیم؟

· آیا می توانیم در جهت یک هدف مشترک تلاش کنیم؟ و به خاطر همدیگر از خود گذشتگی کنیم؟

· آیا می توانیم انعطاف پذیر باشیم؟ سازگار باشیم؟

· آیا هر دوی ما خوشبین هستیم؟

سوالاتی از این قبیل باعث می شود زوج ها قبل از ازدواج روند پیشروی خود در رابطه را کندتر کرده و انتظارات و توقعاتشان را با هم در میان بگذارند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 15:56  توسط علی بیات | 
برای دوست عزیزم مهدی :
کمر درد دلایل زیادی دارد: کشش یا گرفتگی عضلات، اسپاسم، رگ به رگ شدن رباط ها، مشکلات مفصلی و دیسک. اما رایج ترین دلیل ایجاد دردهای کمر به موجب انجام فعالیت هایی است که عادت به انجام آنها ندارید، مثل جابجا کردن مبلمان یا انجام کارهای سنگین در حیاط.

اصطلاح دیسک کمر به وضعیتی اطلاق می شود که استخوان ها از حالت اولیه خود خارج شده و به اعصاب فشار وارد می آورند. اگر در زمان بلند کردن اشیاء سنگین به خود بپیچید، به احتمال زیاد دچار دیسک کمر خواهید شد. متاسفانه بسیاری از مردم دلیل دردهای کمر خود را به درستی نمی دانند.


\"249_1\"


زمان بروز کمردرد چگونه درد خود را کاهش دهم؟

بهترین کار برای تسکین کمر درد این است که به پشت بر روی یک سطح صاف دراز بکشید و بالشی را زیر پاهای خود (در قسمت زیر زانو) قرار دهید. همچنین می توانید زانوهای خود را خم کرده و پاها را بر روی یک صندلی کوتاه بگذارید.

برای بهبود وضعیت خود، می بایست حداقل 1 تا 2 روز به انجام چنین کاری استمرار ورزید. از سوی دیگر، اگر بیش از حد مجاز این کار را انجام دهید، عضلات شما سست می شوند و این امر موجب می شود تا فرایند بهبود شما به تاخیر افتد. اگر در حین انجام این کار احساس خستگی به شما دست داد، می توانید از حالت خوابیده بلند شوید و چند قدم راه بروید و سپس مجددا در وضعیت ذکر شده قرار بگیرید.



\"250_1\"

بجز این چه کاری می توانم انجام دهم؟

بالشتک های گرمایشی نیز می توانند به تسکین درد کمک کنند. هر بار می توانید به مدت 20 تا 30 دقیقه از گرمای آنها استفاده کنید. پد های پر از یخ و ماساژ نیز میتوانند در این زمینه مثمر ثمر واقع شوند.

همچنین می توانید از مسکن هایی نظیر: آسپرین، استامینافن، ناپروکسن، کتوپروفن، و ایبوپروفن که منجر به کاهش ورم و درد می شوند، نیز استفاده کنید.

باید حتما به پزشک مراجعه کنید اگر:

درد به پاها و زیر زانو انتقال پیدا کرد
پاها، کشاله ران، و معقد شما بی حس شدند
درد شما با تب، حالت تهوع، استفراغ، دل درد، ضعف و تعرق همراه بود.
کنترل ادرار خود را از دست دادید
درد به دلیل جراحت ایجاد شده باشد
درد آنقدر شدید باشد که نتوانید حرکت کنید
درد شما پس از گذشت 2 تا 3 روز بهبود پیدا نکند.
آیا درمانی برای دردهای مداوم نیز وجود دارد؟

دردهای مزمن و دائمی باید حتما یک دلیل خاصی داشته باشند. به عنوان مثال اگر وزن شما زیاد باشد، ممکن است دائما دچار کمر درد شوید به همین دلیل برای تسکین درد کمر، باید وزن خود را کاهش دهید، ماهیچه های خودرا تقویت نمایید، و در زمان نشستن، ایستادن، و یا خوابیدن حالت قرار گرفتن اندام خود را بهبود بخشید.

نکاتی برای پیشگیری از ایجاد درد کمر

در زمان بلند کردن اشیاء سنگین بیش از اندازه خم نشوید. برای بلند کردن آنها باید باسن خود را پایین بیاورید و زانوهایتان را خم کنید، سپس بایستید. در حین حمل جسم باید کمر خود را کاملاً راست نگه دارید و شیء را نزدیک به بدنتان نگه دارید. از چرخش بدن در این حالت خودداری نمایید.
به منظور جابجا کردن اشیا سنگین بهتر است آنها را هل بدهید، تا اینکه بکشید.
اگر شغل شما ایجاب می کند که برای مدت زمان طولانی پشت میز و یا پشت ماشین بنشینید، هر چند وقت یکبار به خود فرصتی داده و ماهیچه های خود را کشش دهید.
کفش های تخت یا کفش هایی با پاشنه کوتاه ( حداکثر 5 سانتی متر) بپوشید.
سعی کنید به طور مداوم ورزش کنید، اگر فعالیت نداشته باشید، احتمال بروز کمر درد افزایش پیدا می کند.
بهترین وضعیت برای نشستن چگونه است؟

زمانیکه روی صندلی می نشینید، کمر خود را صاف نگه دارید. زانوها باید قدری بالاتر از ران ها قرار بگیرند. اگر می توانید صندلی را تنظیم کنید و یا جلوی صندلی یک چهار پایه کوتاه قرار بدهید، تا بتوانید پاهای خود را بر روی آن بگذارید. زمانی که می خواهید برگردید، به جای اینکه این کار را از ناحیه شکم انجام دهید، تمام بدن خود را بچرخانید.

در حین رانندگی صاف بنشینید و پشتی صندلی را به سمت جلو بیاورید. این کار به شما کمک می کند تا برای کنترل ماشین نیاز نداشته باشید تا به سمت جلو خم شوید. اگر مجبور هستید که برای ساعات طولانی رانندگی کنید، می توانید در پشت خود از یک حوله و یا یک بالش کوچک استفاده کنید.

بهترین وضعیت ایستادن چگونه است؟

اگر برای ساعت های زیادی می استید، باید یک چهار پایه در نزدیکی خود داشته باشید و هر چند وقت یکبار یکی از پاهای خود را بر روی آن استراحت دهید تا از ایجاد کمردرد جلوگیری شود. هر 5 تا 15 دقیقه می توانید جای پاهای خود را عوض کنید. در هنگام ایستادن باید گوش ها، شانه ها، و ران ها در امتداد یک خط راست قرار گرفته باشند، همچنین سر بالا و شکم نیز تو باشد.


\"251_1\"

بهترین وضعیت برای خوابیدن چگونه است؟

بهترین وضعیت برای خوابیدن به این شرح است که به پهلو بخوابید و زانوهای خود را جمع کنید. یک بالش هم باید زیر سر خود بگذارید تا با این طریق از گردن خود محافظت کرده باشید؛ همچنین می توانید بین پاهای خود نیز یک بالش بگذارید.

اگر به صورت طاق باز می خوابید، باید یک بالش زیر زاوهای خود قرار دهید و یک باش کوچکتر نیز در قسمت پایینی کمرتان قرار دهید. سعی کنید تا آنجایی که می توانید بر روی شکم خود نخوابید و اگر هم این کار را انجام دادید، باید حتما زیر ران های خود یک بالش بگذارید.

از یک تشک محکم استفاده کنید. اگر تشک شما بیش از اندازه نرم است می بایست زیر آن از یک تخته سه لایه برای محافظت بیشتر استفاده کنید.

برای تقویت کمر از چه ورزش هایی می توانم کمک بگیرم؟

برخی از حرکات ویژه می توانند برای تقویت کمر مفید باشند. می توانید به آرامی به ماهیچه ها کمر خود کشش دهید. به پشت بخواید، زانوهای خود را خم کنید، زانوی سمت چپ را به آرامی به سمت قفسه سینه خود بیاورید، پایین کمر خود را به سمت زمین فشار دهید، 5 ثانیه در این وضعیت باقی بمانید، به حالت اولیه بازگردید و مجدداً حرکت را برای زانوی سمت راست نیز تکرار کنید. این حرکت را 10 مرتبه برای هر یک از پاها تکرا کنید.


\"252_1\"

هر چند برخی از نرمش ها به تقویت عضلات کمر کمک می کنند، اما بهتر است که در حالت کلی، همواره فعالیت بدنی متعادلی داشته باشید. شنا و پیاده روی جزء ورزش هایی هستند که می توانند در هر شرایطی تناسب اندام شما را حفظ کنند .
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 22:53  توسط علی بیات | 

احتمالاً می دانید که وقتی نوبت به شش تکه کردن عضلات شکم می رسد، رژیم غذایی نقش مهمی در این زمینه بازی می کند. صرفنظر از نوع برنامه تمرینی که دنبال می کنید، اگر از موادغذایی مفید برای شکم استفاده نکنید (که به چربی سوزی شما کمک می کند)، هیچ نتیجه ای نخواهید گرفت. دقیقاً به همین سادگی است.

برای اینکه شکمتان را آنطور که میخواهید بسازید باید محدوده های خود را فراتر بگذارید. برای کات کردن و تفکیک عضلات شکم باید درصد چربی بدنتان خیلی پایین بیاید. بااینکه ممکن است بتوانید عضلات بازویتان را خوب تفکیک کرده یا حتی رگ های عضلات پاهایتان را بیرون بزنید، عضلات شکم به همین سادگی ها ظاهر نمی شوند.

باید رژیم غذایی خود را خیلی سخت بگیرید و فقط در رژیمتان از موادغذایی استفاده کنید که مخصوص چربی سوزی ماکسیمم و حفظ عضلات باشد.

در این مقاله موادغذایی را برای شما معرفی می کنیم که اگر شکم شش تکه می خواهید، باید در برنامه غذاییتان از آنها استفاده کنید.

1) پنیر محلی با سدیم پایین

پروتئین بخش مهمی از رژیم چربی سوزی است چون تنها ریزمغذی است که حفظ عضلات را تقویت می کند. می توانید مصرف کربوهیدرات و چربی را پایین بیاورید اما بدون پروتئین کافی، نتیجه خوبی به دست نمی آورید.

اما، همه پروتئین ها مشابه نیستند. وقتی رژیم غذاییتان بسیار کم کالری باشد، گرسنگی شدیداً به سراغتان می آید. صد در صد می خواهید که با انتخاب موادغذایی که کندترین هضم را داشته باشند و مدت طولانی تری شما را سیر نگه دارند، این گرسنگی را کمتر کنید.

پنیر محلی منبع بسیار خوبی از پروتئین کازئین است—که یکی از کندهضم ترین پروتئین های موجود می باشد. موقع خرید دقت کنید که نوع کم سدیم تر آن را انتخاب کنید. بااینکه نمک همیشه هم چیز بدی نیست اما برحسب وضعیت سلامت کنونیتان و بقیه رژیم غذاییتان، درمورد شکم باید تا می توانید احتباس آب را به پایین ترین مقدار ممکن برسانید.

2) سیب

اگر مصرف کربوهیدرات خود را پایین بیاورید و به 5 تا 8 درصد چربی بدن برسید، احساس گرسنگی مشکل بسیار عمده ای برایتان خواهد شد. بدن شما مطمئناً دوست ندارد اینقدر لاغر شود و به خاطر همین با شما مبارزه می کند. گرسنگی راه خوبی برای اینکار است.

در رژیم هایی که کالری آن خیلی پایین است، مطمئناً به وضعیت کاتابولیک (تجزیه بافت های عضلانی) می رسید. این مسئله برای حجم عضلانی بدنتان که اینهمه برای به دست آوردن آن به خودتان زحمت داده اید، اصلاً خوب نیست و باید آنرا به حداقل برسانید.

کبد در این زمینه تعیین کننده است که در وضعیت آنابولیک به سر می برید یا کاتابولیک. هیمنطور، نوع کربوهیدراتی که در میوه ها وجود دارد، کمی با سایر کربوهیدرات ها مثل برنج یا نان متفاوت است و علامت بسیار قوی تری به کبد می فرستد و اعلام می کند که در وضعیت کاتابولیک نیستید.

شاید نتوانید خیلی راحت خودتان را به وضعیت آنابولیک و عضله سازی برسانید چون مقدار کالری که مصرف می کنید خیلی پایین است اما می توانید تخریبی که به بافت هایتان وارد می شود را کمتر کنید. میوه ها به شما کمک می کنند که به این هدف برسید.

سیب میوه بسیار خوبی است چون نه قند خونتان را بالا می برد و به میزان کافی فیبر هم به بدنتان می رساند که به شما برای غلبه بر مشکل گرسنگی کمک میکند.

3) روغن نارگیل

یک نوع روغن که معدود افرادی به فکر خوردن آن می افتند، روغن نارگیل است که وقتی قصد کات کردن عضلات شکم را داشته باشید، روغن بسیار مفیدی می تواند باشد.

دلیل اینکه روغن نارگیل می تواند ماده غذایی خوبی در این زمینه باشد، به خاطر وجود تریگلیسیرید زنجیره متوسط است که به طریقی متفاوت با سایر روغن ها توسط بدن استفاده می شود. این روغن می تواند خیلی سریعتر از سایر چربی ها بعنوان انرژی مصرف شود و اگر از کربوهیدرات زیادی برای تولید انرژی استفاده نمی کنید، این میتواند به شما برای تامین انرژی بدنتان کمک کند.

البته این اشتباه را مرتکب نشوید که محتوی کالری آن را در نظر نگیرید. این هم نوعی چربی است و به ازای هر گرم نه کالری به بدنتان می رساند. پس حتماً آن را جایگزین سایر چربی ها و کربوهیدرات های مصرفیتان کنید نه اینکه آن را هم به بقیه کالری های مصرفی اضافه کنید. نکته جالب دیگر درمورد روغن نارگیل این است که در هفته های اول مصرف آن، متابولیسم بدن را قبل از اینکه به آن عادت کند، بالا می برد. پس حتی اگر تصمیم ندارید برای طولانی مدت از آن در رژیم غذاییتان استفاده کنید، مصرف فقط یک هفته آن تاثیر بسیار زیادی در چربی سوزی شما خواهد داشت.

4) اسفناچ

ازآنجاکه احتمالاً برای به دست آوردن آن عضلات کات شده ای که می خواهید از سالاد و سبزیجات زیادی در برنامه غذاییتان استفاده می کنید، لازم است که میزان آن را به حداکثر برسانید. اسفناج یک ماده غذایی بسیار پرقدرت است—حاوی میزان بالایی کاروتینوئید مثل بتا-کاروتن و لوتین و همچنین کورستین می باش که تاثیرات آنتی اکسیدانه در بدن دارند. علاوه بر آن، با مصرف اسفناج، اسید فولیک، ویتامین K، منیزیم، منگنز، و پروتئین بیشتری به بدنتان می رسانید.

یک نکته درمورد مصرف اسفناج این است که سعی کنید هر از گاهی آنرا پخته شده بخورید چون پختن تاثیرات آنتی اکسیدانه ای که دارد را بیرون می کشد.

5) کره بادام زمینی

کره بادام زمینی یکی از موادغذایی است که خیلی از افراد رژیمی در برنامه غذایی خود به وفور از آن استفاده می کنند. اگر می خواهید عضلات شکمتان را کات کنید، این ماده غذایی می تواند انتخاب فوق العاده ای برای شما باشد.

دو مزیت مهم کره بادام زمینی این است که بسیار سیرکننده است و حاوی چربی های سالمی نیز می باشد. فقط یک تا دو قاشق غذاخوری از آن می تواند گرسنگی شما را به کلی از بین ببرد و این احساس سیری ساعت ها دوام خواهد داشت و به شما کمک می کند چربی های مهم و ضروری را نیز به بدنتان برسانید.

موقع خرید دقت کنید که به دنبال انواع طبیعی آن باشید چون حاوی قند اضافی کمتری می باشند و چون قصد چربی سوزی دارید برایتان مناسب تر هستند.

6) سفیده تخم مرغ

آخرین ماده غذایی سفیده تخم مرغ است. این ماده غذایی که یکی از منابع ارزان و سریع پروتئین می باشد، خیلی سریع در بدن هضم می شود و به همین دلیل سلولهای عضلانی می توانند آمینواسیدهای مورد نیاز خود را از آن تامین کنند.

علاوه بر این، این ماده غذایی را می توان به روش های مختلف درست کرد و به همین ترتیب انتخابهای غذاییتان وسیعتر خواهد شد. همانطور که احتمالاً می دانید، وقتی انتخاب های غذایی محدود می شود، احتمال ترک کردن رژیم نیز بیشتر می شود. هر چیزی که به حفظ رژیم کمک کند یک نقطه مثبت است. این واقعیت که درست کردن سفیده تخم مرغ زمان زیادی نمی برد احتمال مصرف آن را بیشتر می کند تا یک چیزبرگر دوبل.

حرف آخر...

پس اگر به دنبال عضلات تفکیک شده و کات در ناحیه شکمتان هستید، حتماً حداقل چند مورد از این موادغذایی را در برنامه غذاییتان بگنجانید. یادتان باشد، فقط درصورت رعایت رژیم غذایی صحیح است که می توانید به هدفتان یعنی شش تکه کردن شکم دست پیدا کنید و در غیر اینصورت نتیجه مطلوبی به دست نخواهید آورد.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 22:47  توسط علی بیات | 
چربی کلمه ای است که اکثر ما نمی خواهیم حتی اسمش را بشنویم، به خصوص وقتی صحبت از بدن خودمان به میان می آید. چربی ما را یاد هیکلی چاق، لباسهای تنگ و زندگی نا متوازن می اندازد. با وجود اینکه چربی نقش بسیار مهمی در بعضی از عملیات روزانه بدن دارد و هم جنبه های مثبت و هم منفی دارد.


این کلمه ی چهار حرفی رازهایی در خود پنهان دارد که شما نمی دانید...



1-  سلول های چربی می توانند شش برابر خود بزرگ شوند
وقتی بیش از مقداری که می سوزانید کالری مصرف می کنید، سلول های چربی شش برابر اندازه ی خود بزرگ می شوند و شروع به زیاد شدن می کنند—از 40 بیلیون گرفته و در بزرگسالان به 100 بیلیون نیز می رسد. همه سلول های چربی را در خود دارند. این سلول ها قبل از تولد شروع به شکل گیری می کنند. تقریباً در 16 سالگی، سلول های چربی بدن بالغ می شوند و بعد از این زمان شیوه ی زندگی و ژن ها در کاهش یا افزایش وزن تاثیر می گذارند.

سلول های چربی برای زنده ماندن ضروری هستند و به سیستم انرژی ذخیره ی  بدن کمک می کنند. چربی که فوراً به منظور سوخت استفاده نشود، برای استفاده های آتی ذخیره می شود. به همین دلیل، وقتی هر روز غذاهای پر کالری می خورید، سلول های چربیتان بزرگتر و بیشتر می شوند و باعث افزایش وزنتان می شود.


2-  سلول های چربی استروژن اضافی در خود پنهان می کنند
حتی مقدار کمی اضافه وزن روی تعادل هورمون هایتان تاثیر می گذارد و به بیماریهای مختلفی منجر می شود. استروژن که هورمونی مخصوص خانم هاست در خود چربی ذخیره می کند و به میزان بسیار کم این هورمون در آقایان هم دیده شده است. اما زمانی که وزن اضافه می کنید، میزان استروزن در بدن بالا رفته و منجر به سایر بیماری ها می شود.

اگر چه وجود هورمون استروژن در مردها نیز ضروری است چون تمایلات جنسی را کنترل کرده، عملکرد مغز را بالا می برد و از قلب محافظت می کند. زمانی که میزان این هورمون در بدن بالا می رود، میزان تستوسترون کاهش می یابد و بسیاری از مردها در این شرایط احساس خستگی کرده، عملکرد جنسیشان پایین می آید و در بعضی موارد باعث بزرگ تر شدن پروستات نیز می شود. به عبارت دیگر باید بگویم که افزایش میزان استروژن در مردها هیچ عوارض جانبی خوبی ندارد.


3-  اگر وزن زیادی کم کنید، سلول های چربی در بدنتان کوچک و جمع می شوند، اما از بین نمی روند
داشتن 100 بیلیون سلول چربی به خاطر وزن زیاد ترسناک به نظر می رسد. خبر خوبی که می توانم بدهم این است که شما حتی بعد از اینکه سلول های چربی در بدنتان بزرگتر و بیشتر شده اند هنوز می توانید وزن کم کنید. در واقع، وقتی وزن کم می کنید، سلول های چربیتان منقبض و کوچک می شوند. اگرچه تعداد کلیشان کم کم کاهش می یابد، این سلول ها از نظر متابولیسمی فعالیت کمتری پیدا می کنند و در بدن باقی می مانند و منتظر می مانند تا شما دوباره به سمت غذاهی پر کالری بروید تا دوباره متورم شوند.


به این معنی است که بهتر است همیشه در وزنی نرمال باقی بمانید تا مداوماً کاهش یا افزایش وزن داشته باشید. کسی که همیشه وزن نرمال خود را حفظ کرده است خیلی راحت تر می تواند برای همیشه در آن وزن باقی بماند نسبت به کسی که سلول های چربیش بزرگتر و بیشتر شده است.



4-  بافت های عصبی سلول هایی را جذب می کنند که قابلیت تورم داشته باشند
به غیر از احساس بدی که خودتان وقتی اضافه وزن دارید حس می کنید، از نظر درونی نیز دچار مشکلات زیادی خواهید شد.

بافت های چربی سلول های سیستم دفاعی بدن را که قابلیت تورم دارند را جذب می کند. بنابراین اگر اضافه وزن دارید، بدنتان شروع به واکنش دفاعی می کند همانطور که در هنگام ابتلا به سرماخوردگی یا بیماری های دیگر این کار را می کند.

دلیل تورم این سلول ها مقابله با بیماری است. به همین دلیل بدن شما به کالری های اضافه ی مصرفیتان به چشم یک تهدید و بیماری نگاه می کند.

اما نگران نباشید. نیازی نیست که خوردن غذاهای مورد علاقه تان را به کل کنار بگذارید. تحقیقات نشان می دهد که کم کردن اضافه وزن حتی 10 درصد هم می تواند به بهبود سلامتیتان و محدود کردن واکنش های سیستم دفاعی بدنتان کمک کند.   

5.  سلول های چربی در قسمت های مختلف بدن، متفاوت عمل می کنند
مردها معمولاً در قسمت های میانی بدن وزن اضافه می کنند. به همین دلیل اگر وزن اضافه کنید، بیشتر آن به سمت شکمتان خواهد رفت.

چاقی شکم توازن کلسترول را بر هم خواهد زد، چربی خون، قند خون و فشار خون را نیز بالا خواهد برد.

چربی های موجود در قسمت شکم معمولاً فعالیت بیشتری نسبت به چربی های سایر نقاط بدن دارند. اسید چربی بیشتری تولید می کنند که به دیابت، بیماری های قلبی و سرطان های بخصوص منجر می شود. چربی های شکمی همچنین عملکرد کبد را نیز به خطر می اندازند.


متاسفانه، هیچ راه طبیعی برای کاهش وزن موضعی نیست. بنابراین برای این منظور باید کل بدن را ورزش دهید. معمولاً وزن اضافی در قسمت های میانی بدن بسیار سریعتر کاهش می یابد.



6-  اگر اصلاً چربی مصرف نکنید، عملکرد بدنتان را مختل خواهید کرد
اگر از مصرف چربی به طور کلی پرهیز کنید، عملکرد طبیعی بدنتان را برای انتقال ویتامین ها و تنظیم میزان کلسترول بدن مختل خواهید کرد.

همانطور که قبلاً ذکر شد، وجود چربی ها برای حفظ عملکرد طبیعی بدن مثل جذب ویتامین ها و تولید انرژی مورد نیاز و ضروری است. بدون ویتامین های محلول در چربی (A، D، E و K) بدن نمی تواند به راحتی کلسیم جذب کند، تولید هورمون ها مختل می شود و مشکلات خونی نیز ایجاد می شود.

کمبود ویتامین های محلول در چربی سلامتی بدن را دچار مشکلات جدی مثل شب کوری، نرمی استخوان، کم خونی و خونریزی داخلی خواهد کرد. و زمانی که بدن نتواند به خوبی کلسیم جذب کند، استخوانها نیز ضعیف و شکننده خواهند شد.



7-  کالری های چربی باید 30 درصد کل کالری های مصرفی روزانه باشند
برخلاف همه ی مشکلاتی که گفته شد، چربی دشمن سلامتی شما نیست. مقدار معینی از چربی برای حفظ عملکرد طبیعی بدن مورد نیاز است. چربی به جذب ویتامین هایی بخصوص کمک می کند و بالاتر از همه انرژی مورد نیاز روزانه بدن را تامین می کند.

در هر برنامه ی غذایی خوب باید حداکثر 30 درصد نیز چربی وجود داشته باشد. اما به یاد داشته باشید که چربی دو برابر کربوهیدرات ها و پروتئین ها در خود کالری دارد. و چربی ها انواع مختلفی دارند که بعضی از آنها سالمتر هستند.

چربی اشباع شده که از گوشت قرمز و محصولات لبنی به دست می آید، کلسترول را بالا می برد و نسبت به چربی های اشباع نشده که از خشکبار، روغن زیتون و ماهی به دست می آید پرخطرتر است.


با چربی ها کنار بیایید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با وجود شهرت بدی که دارد، شما باز می توانید با چربی ها رابطه ی سالمی برقرار کرده و همیشه در وزنی مناسب بمانید. در اینجا به چند نکته اشاره می کنیم:


·        سعی کنید از چربی های سالم (روغن زیتون، خشکبار و روغن ماهی) استفاده کنید و از استفاده ی چربی های زیان آور دوری کنید.

·        سعی کنید از محصولات حیوانی (گوشت و لبنیات) به تعادل استفاده کنید.

·        اگر دیدید که به خاطر زیاد پشت میز یا ماشین نشستن شکم آورده اید، به باشگاه های ورزشی بروید.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 22:46  توسط علی بیات | 

 

نکته 1 -- چه مقدار کالری روزانه باید مصرف کنیم تا چاق نشویم؟

این سوال یک فرمول خیلی ساده دارد؛

1. وزنتان را به پوند (هر پوند= 453 گرم) در 2.2 تقسیم کنید.

2.  آنرا در 24 ضرب کنید. (این مقدار کالری است که برای زنده ماندن باید استفاده کنید)

3. با ضرب عددی که در شماره 2 به دست آورده اید در 1.6 می توانید میزان کالری فعالیت خود را به دست آورید. این آن مقدار کالری است که باید روزانه مصرف کنید و چاق هم نخواهید شد. برای کاهش وزن، باید میزان کالری هایی که می سوزانید از مقدار کالری هایی که مصرف می کنید کمتر باشد، حال چه با ورزش کردن باشد چه با کمتر خوردن.


نکته 2 -- ساده ترین راه برای پایین آوردن کلسترول:

1. انگور بخورید. پوست انگور حاوی ترکیبی است که به پایین آوردن کلسترول کمک می کند.

2. سیر بخورید. سیر ماده ای است که به طرز نیرومندی کلسترول را پایین می آورد. همچنین به پایین آوردن فشارخون نیز کمک می کند.

3. در روز دو عدد هویج بخورید. همین به تنهایی کلسترول شما را 10 تا 20 درصد پایین خواهد آورد.

4. حداقل سه بار در هفته پیاده روی 30 دقیقه ای داشته باشید.


نکته 3 – 6 راز لاغری:

همه انسانها در طول زندگی خود یک رژیم غذایی را امتحان می کنند و تقریباً همه آنها در آن شکست می خورند. در دنیای واقعی، برای همه ما دشوار است که به یک رژیم غذایی پایبند بمانیم. آنها که از طریق رژیم غذایی وزن کم میکنند، بعد از مدتی بیشتر از آن وزن از دست رفته را اضافه می کنند. بهترین راه برای دستیابی به کاهش و کنترل وزن ایجاد تغییرات کوچکی در شیوه زندگی تان است.

در زیر به چند راه عالی اشاره می کنیم که به شما کمک میکند بدون هیچگونه رنج و عذاب وزن کم کنید.

1. از خوردن صبحانه غفلت نکنید.

تحقیقات ثابت کرده است که افرادیکه صبحانه می خورند، بیشترین موفقیت را در کنترل وزن خود دارند. خوردن صبحانه قند خون شما را تثبیت کرده، چربی سوزی شما را تقویت کرده و اشتهایتان را سرکوب می کند.

2. کمی طعم به زندگیتان بدهید.

خردل و فلفل قرمز را به برنامه غذاییتان اضافه کنید. همچنین سیر و پیاز را. این موادغذایی حس چشایی شما را ارضاء کرده و باعث می شود کمتر غذا بخورید. و بالاتر از همه اینها، این موادغذایی 45 تا 75 کالری از کالری های مصرفیتان را پس از هر غذا می سوزاند.

3. اشتهایتان را از بین ببرید.

30 دقیقه قبل از غذا، یک خوراک مختصر، سبک و کم کالری بخورید (یک برش طالبی، یک هویج، یک پرتقال، یک گلابی، یک تکه نان گندم کامل و ...). 20 دقیقه طول می کشد تا مغزتان از معده تان پیامی دریافت کند. زمانیکه برای خوردن غذا می نشینید، مغر شما این پیام را دریافت کرده است که دیگر گرسنه نیستید. و با این روش خیلی کمتر غذا خواهید خورد.

4. به موسیقی مناسب گوش کنید.

قبل از اینکه برای خوردن غذا پشت میز بنشینید، موسیقی آرامبخش را روشن کنید. تحقیقات ثابت می کند که با گوش دادن به موسیقی ملایم شما خیلی آرامتر غذا خواهید خورد. کمتر هم غذا خواهید خورد.

5. بلافاصله بعد از خوردن غذا دندانهایتان را مسواک کنید.

مسواک زدن دندانها بعد از خوردن غذا، اشتهایتان را فروخواهد نشاند. چرا؟ به خاطر اینکه خمیردندان نعنایی حس چشایی شما را ارضاء کرده و تمایل کمتری به غذا و تنقلات بیشتر پیدا خواهید کرد.

6. خواب کافی داشته باشید.

خیلی از آدم ها از روی گرسنگی غذا نمی خورند، بلکه از روی خستگی به سمت غذا روی می آورند. پس به جای اینکه 15 دقیقه برای خوردن یک کاسه بستنی وقت بگذارید آن 15 دقیقه را صرف یک استراحت کوتاه کنید. همچنین اطمینان یابید که 7 الی 8 ساعت خواب شب را به طور کامل داشته باشید.


نکته 4 –حرکات کششی:

اگر تصور می کنید که حرکات کششی بهترین راه برای شروع تمریناتتان است، کاملاً در اشتباهید. انجام حرکات کششی روی عضلات سرد ممکن است منجر به آسیب دیدگی شود. مهم نیست که چه ورزشی می خواهید انجام دهید، بهتر است قبل از شروع ابتدا بدنتان را گرم کنید و بعد حرکات کششی را انجام دهید. بهترین روش برای گرم کردن نوع سبکی از همان ورزشی است که می خواهید انجام دهید. مثلاً اگر میخواهید پیاده روی کنید، ورزشتان را با 5-3 دقیقه پیاده روی کند شروع کنید. تمرینات کششی ملایم را نیز بعد از تمریناتتان انجام دهید نه قبل از آن.


نکته 5 – برای متناسب شدن اندامتان هیچوقت دیر نیست.

اگر سنتان بالای 50 سال باشد دلیل بر این نیست که نمی توانید ورزش کنید، حتی اگر هیچوقت در طول عمرتان ورزش نکرده باشید. باوجود سالهای سال زندگی یکجانشینی، هنوز هم می توانید به ورزش و تناسب اندام روی بیاورید. در یک تحقیق مشخص شد افرادیکه در زندگی گذشته خود ندرتاً ورزش می کرده اند، به همان اندازه کسانیکه 10 سال به طور منظم ورزش می کرده اند، می توانند به تناسب اندام دست یابند.


نکته 6 – چرا با بالا رفتن سن کاهش وزن دشوارتر می شود؟

تغییراتی که با بالا رفتن سن در متابولیسم، ساخت بدن، نیازهای غذایی، و میزان فعالیت بدن ایجاد می شود، کاهش وزن را کمی دشوارتر می کند. با بالا رفتن سن، متابولیسم بدن کندتر می شود و بدن کالری کمتری می سوزاند. اما، دلیل دیگر این سوزاندن کمتر کالری، این است که میزان فعالیت ما نیز کاهش می یابد. فعالیت جسمانی و ورزش بدون شک بهترین راه برای مقابله با کند شدن متابولیسم بدن میباشد.


نکته 7 – چه مقدار باید ورزش کنیم تا بدن به چربی سوزی برسد؟

گرچه 15 دقیقه ورزش کمی چربی می سوزاند، به طور کل 30 دقیقه طول می کشد تا بدن به سراع ذخیره چربی های بدن برود. اگر قصد دارید وزنتان را پایین بیاورید، باید 30 دقیقه تمرین با شدت متوسط مثل پیاده روی، را سه روز در هفته در برنامه خود قرار دهید.


نکته 8 – بهترین ورزش برای کاهش وزن کدام است، پیاده روی یا دو؟

یک مایل پیاده روی به همان اندازه یک مایل دویدن کالری می سوزاند. بعلاوه، پیاده روی فواید خاصی برای کاهش وزن دارد. نیمی از سوخت بدن در حین پیاده روی از چربی ها تامین می شود. اما طی دویدن، کمتر از یک سوم کالری های سوخته شده از چربی ها تامین می شود.


نکته 9 – بیشترین منبع چربی برای خانم ها کدام است؟

برخلاف آنچه که تصور می کنید، چربی های بدن شما به خاطر خوردن گوشت یا شیرینی جات نیست. مقصر اصلی همان سس سالادتان است که %9 از چربی مصرفی شما را تشکیل می دهد. به جای سس سعی کنید از آبلیمو، فلفل و کمی نمک برای چاشنی سالاد استفاده کنید.


نکته 10 – سیریال: شکل هم اهمیت دارد.

فیبر موجود در پوست گندم سالیان سال است که دفاع مکمی در مقابل سرطان به ویژه سرطان روده بزرگ به حساب می آید. تحقیقات جدید نشان می دهد که در سیریال های صبحانه، شکل اهمیت بسیار زیادی دارد. بااینکه پوست گندم برای مقابله با سرطان روده آلت دفاعی خوبی است، این تحقیق دریافته است که پوست گندم گرم شده و فراورده ای تاثیر بیشتری دارد. پوست گندمی که برای مصارف تجاری به شکل نوارهای کوتاه و ترد درآمده است در جلوگیری از سرطان روده کارآمدتر است.


نکته 11 – سایز میانتنه تان را کم کنید.

خانم هایی که ورزش می کنند کمتر از خانم هایی که ورزش نمی کنند دچار چربی شکم می شوند. یک تحقیق جدید نشان داد که خانم هایی که 5 روز در هفته به مدت 30 دقیقه ورزش کرده اند، 17 درصد کمتر از خانم هایی که ورزش نکردند دچار چربی شکم شده اند. بهترین ورزش هم همانطور که قبلاً ذکر شد پیاده روی است.


نکته 12 – آیا عادت دارید شب ها غذا بخورید؟

شما می توانید هر وقت که میل داشتید غذا بخورید. اکثر خانم ها تصور می کنند که اگر شامشان را درهنگام بخورند مستقیماً در بدنشان تبدیل به چربی خواهد شد. طبق یک تحقیق جدید، هیچ جای نگرانی نیست. محققان دریافته اند، خانم هایی که بیش از %52 از کالری های مصرفیشان را بعد از ساعت 5 عصر مصرف می کنند، درمقایسه با افرادیکه بیشتر کالری های مصرفیشان را در طول روز مصرف می کنند، چربی بیشتری به دست نمی آورند. مهم مقدار کالری هایی است که در روز مصرف میکنید نه ساعت مصرف آن.


نکته 13 – آب بخورید....وزن کم کنید.

خیلی از افراد نمی دانند که آب راه بسیار خوبی برای از بین بردن اشتهاست. افراد زیادی تشنگی را با گرسنگی اشتباه می گیرند و درنتیجه پرخوری می کنند. دفعه بعد که خواستید به خوردن تنقلات روی بیاورید، به جای آن یک لیوان بزرگ آب بنوشید. اگر هنوز گرسنه تان بود، احتمالاً یک خوراک مختصر می تواند گرسنگیتان را تا وعده غذای بعد از بین ببرد.


نکته 14 – آجیل= قلبی سالم.

اکثر ما خوب می دانیم که آجیل حاوی میزان زیادی چربی است. از اینرو آنهایی که خیلی نگران وزنشان هستند، از خوردن آن خودداری می کنند. اما آیا می دانستید که چربی موجود در آجیل از جمله چربی های غیراشباع بسیار سالم است؟ تحقیقی جدید نشان می دهد که افرادیکه بیشترین میزان آجیل را می خورند، کمترین احتمال ابتلا به بیماری های قلبی را دارد.


نکته 15 – از خوردن چیپس اجتناب کنید.

چیپس ها هم مثل همان چیپس های سیب زمینی هستند شاید بدتر هم باشند. هر 30 گرم از این چیپس ها چیزی درحدود 150 کالری دارد که تقریباً 10 گرم آن چربی است.


نکته 16 – خمیر بادام زمینی و موز؟

درست است. خمیر سیب زمینی و ساندویچ موز که با نان گندم کامل درست شده باشد، برای سلامت قلب شما بسیار مفید است. بادام زمینی، موز و گندم حاوی میزان زیادی ویتامین B6 می باشند. طبق تحقیقات جدید، افرادیکه بالاترین میزان ویتامین B6 را دارا هستند، کمتر در معرض ابتلا به بیماری های قلبی قرار دارند. منابع خوب دیگر برای این ویتامین عبارت است از: سینه مرغ و سیب زمینی پخته.


نکته 17 – بهترین راه برای کسب آنتی اکسیدان های ضد پیری

آب انگور بنوشید. آنتی اکسیدان موجود در یک لیوان آب انگور معادل آنتی اکسیدان موجود در 12 موز، 11 هلو، و 41 فنجان کاهو می باشد.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 22:41  توسط علی بیات | 

 

زمستان نزدیک است و زمان آن فرا رسیده که خود را در مقابل سوز و سرما بپوشانید. به دلیل سرما بیشتر ورزش ها در فضاهای سرپوشیده انجام می شوند. اما اگر بیش از اندازه هم در مکان های بسته ورزش کنید، نمی توانید از کیفیت مطلوب تمرینات خود بهرمند شوید. کمبود هوای تازه و شور و هیجان فضای بیرون، ذهن شما را کرخ کرده و فایده چندانی را برایتان در بر ندارد.

اما اصلا ترسی به دل راه ندهید. تنها راه غلبه بر این مشکل و بخشیدن روحی تازه به زندگی این است که میزان ورزش های هوای آزاد را بیشتر کنید. برای آب کردن چربی هیچ چیز بهتر از سرما و وزش باد خنک نمی باشد. قبل از اینکه من ورزش های جالب زمستانی را که باعث حفظ تناسب اندام نیز می شوند، معرفی کنم، نکاتی در مورد لباس پوشیدن ذکر می کنیم تا خودتان را حسابی بپوشانید تا خدای نکرده سرما نخورید.

طرز لباس پوشیدن
یکی از نکات مثبت ورزش کردن در هوای سرد این است که سیستم بدن شما، تنها به این دلیل که باید شما را گرم نگه دارد، نیاز دارد تا کالری بیشتری بسوزاند. البته بگویم که من از هیچ یک از شما نمی خواهم که بدون لباس در درجه حرارت 12 C در هوای آزاد به این دلیل که می خواهید کالری بدن خود را بسوزانید، شروع کنید به دویدن. در حقیقت پوشیدن لباس های مناسب و گرم در فصل زمستان پیش نیاز هر یک از ورزش های زمستانی می باشد. سر و پا، دو عضو مهم می باشند که محافظت از آنها ضروری است. یک جفت جوراب کلفت به پا کنید (ترجیحا از نخ های طبیعی درست شده باشد تا باعث تعرق بیش از حد نشود) پوشیدن دو جفت جوراب بر روی هم اصلا کار مناسبی نیست چرا که برآمدگی و فرو رفتگی های زیادی را ایجاد کرده و عرق پا دیرتر جذب شده باعث ایجاد تاول می شود. در غیر اینصورت پای شما بیش از اندازه عرق کرده و عرق آن سرد می شود که این امر باعث سرد شدن بیشتر پا می شود. زمانی که جوراب های مناسب خود را پیدا کردید باید یک جفت کفش مناسب نیز بپوشید. هر کفشی که میپوشید چه ورزشی چه کفش مخصوص اسکی، مطمئن باشید که سایز آن با اندازه پای شما تناسب دارد.

سر، عضوی است که بیشترین میزان گرمای بدن از آن نقطه خارج می شود به همین دلیل باید آنرا به خوبی بپوشانید. گوش ها هم به سرعت یخ می کنند بنابراین باید از کلاهی استفاده کنید که بیشتر سر شما را بپوشاند. شما همچنین می توانید صورت و چشم های خود را نیز به وسیله پوشش های مخصوص صورت و عینک های آفتابی بپوشانید. اکثر مغازه های ورزش چنین تجهیزاتی را به خصوص برای فصل تابستان در اختیار علاقمندان قرار می دهند.

خوب، حالا نوبت می رسد به سایر لباس ها نظیر دشستکش، کت و شلوار. دنبال لباس هایی بگردید که گرم بوده و ضد آب و باد باشند و وزن کمی نیز داشته باشند. چنین لباس هایی از شما در مقابل سرما زدگی و ابتلا به بیماری محافظت کرده و ورزش را برایتان لذت بخش تر می کند.

ورزش های زمستانی آب کننده چربی

اسکی سراسری
به نظر من اسکی یکی از ورزش های کاملی است که در جهان وجود دارد. در حین انجام این ورزش شما قسمت های مختلف بدن خود را بدون هیچ گونه نیازی به بلند کردن وزنه های سنگین به حرکت وا می دارید. زمانی که شما با مهارت های اولیه اسکی آشنا شدید، می توانید به نرمی بر روی برف ها سر بخورید و گذشته از مناظر زیبایی که مشاهده می کنید می توانید از انجام این ورزش نیز لذت ببرید. این ورزش هم ذهن شما را تازه می کند و هم بدنتان را. انجام حرکات کششی قبل از شروع این ورزش قابلیت انعطاف پذیری بدن شما را بیشتر کرده و از بروز آسیب دیدگی نیز جلوگیری می کند. نکته ای که همیشه باید در ذهن داشته باشید این است که کفش ها پایتان را اذیت نکنند؛ شما که نمی خواهید زمانی که در ناکجا آباد هستید و دمای هوا نیز چندین درجه زیر صفر است دچار پا درد هم بشوید.

چند نکته که در مورد اسکی باید در خاطر داشته باشیم این است که:

کمی وقت گیر است.
پیدا کردن مکان مناسب بسته به محل زندگی افراد کمی دشوار می باشد.
هزینه تهیه لوازم مورد نیاز آن قدری بالاست.

اسکی سرعت
همانطور که می دانید اسکی سرعت یکی از مشهورترین و جذاب ترین ورزش های زمستانی می باشد. این ورزش یکی از راه های مناسب برای تخلیه استرس و لذت بردن می باشد. اگر آنرا به طور جدی دنبال کنید تمرین مناسبی برای پا و قلب شما به شمار می رود. در هنگام پایین آمدن از سراشیبی ها تمام قوای خود را به کار گیرید تا بتوانید بیشترین نتیجه را ببینید. به دلیل سوز و سرمای شدیدی که در هنگام پایین آمدن به سمت شما می وزد، پوشیدن لباس مناسب مطابق با آنچه پیشنهاد کردیم، ضروری است.

پیش از شروع هر دور حرکات کششی را انجام دهید. اگر می خواهید در همان دور اول مسابقه دهید باید عضلات آماده ای داشته باشید که بتوانند به خوبی نسبت به موانع مختلف از خود واکنش نشان دهند. زمانی که شما برای دور دوم خود را آماده می کنید، وقفه ایجاد شده بین دو دور باعث می شود که پای شما سرد شود، به همین دلیل باید همچنان حرکات کششی را ادامه دهید. در حالی که اسکی در شب در بسیاری از مناطق در حال رواج پیدا کردن است شما دیگر نمی توانید هیچ بهانه ای برای نرفتن بیاورید، حتی اگر از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر مشغول به کار باشید.

نکاتی در مورد این ورزش:

زیاد بودن مسافت برای پیدا کردن مکان مناسب
ایستادن در صف های طولانی تله، تمرین وزشی شما را کمتر می کند
هزینه بالای تجهیزات و همینطور بلیط های تله

دو زمستانی
دو یکی از ورزش های اولیه و موثر برای سلامت بدن می باشد. مهمترین نکته این است که شما در هر زمان، در هر کجا و بدون نیاز به هرگونه تجهیزاتی می توانید این کار را انجام دهید. فقط کافی است قوانیی را که در مورد لباس پوشیدن در قسمت بالا برایتان ذکر کریم را اجرا کنید و گرم کردن پیش از ورزش را نیز فراموش نکنید. یکی از دلایلی که من بر روی گرم نگه داشتن بدن تاکید می کنم این است که قرار گرفتن در هوای سرد ریسک ابتلا به بیماری را افزایش می دهد.

باید یک جفت کفش مناسب دو داشته باشید و از زانو بند و مچ بندهای مناسب نیز استفاده کنید تا تعادل و راحتی بیشتری پیدا کنید. ته کفش شما باید میخ های یخ شکن داشته باشد تا بتوانید از برف و یخ به راحتی گذر کنید.

چند نکته در مورد این ورزش:

ریسک سر خوردن و آسیب دیدگی در آن زیاد می باشد .
اگر در شهرهای شلوغ زندگی می کنید، آلودگی هوا در این زمان زیاد می شود.
به جای اینکه احساس ناراحتی کنید و کل این فصل را به خواب زمستانی فرو روید، یکی از این ورزش ها را انتخاب کنید و از انجام آن لذت ببرید. با این کار در حق بدن خود نیز کار بزرگی انجام داده اید. اگر هیچ یک از این ورزش ها شما را به خود جذب نکرد، می توانید یکی از موارد زیر را امتحان کنید.

اسنو بورد
کوهپیمایی
پاتیناژ
هاکی روی یخ
فوتبال در برف (ورزش تیمی)
ماهیگیری در یخ (بله، البته در زمانی که بخواهید یکی از بازوهایتان را تقویت کنید!)
زمستان خوبی داشته باشید و بدن خود را متناسب نگه دارید تا زمانی که دوباره بهار فرا رسید، هم احساس خوبی از خودتان داشته باشید و هم در نظر دیگران زیبا به نظر آیید.
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 22:39  توسط علی بیات | 

 


خانم ها معمولاً به من میگویند که آقایون هیچوقت متوجه
منظور آنها نمیـشوند و آنها هم دقیقاً نمی دانند که آقایون
دنبال چه هستند و واقعاً چه می خواهند. در گذشته برای
خشنودی آنها تلاش می کردند اما الان دیگر آن روش مؤثر
نیـست، یـا بـه ایــن تلاش خود ادامه می دهند و یا آنها را
تـرک می کنـند. اینروزها برای خیلی از خانم ها دیگر مهم
نیست که آقایون دنبال چه هستند، چون از آزادی نسبی
که به آنها داده شده احساس رضایت میـکنند. و تا زمانی
که مردشان آنها را بخواهد همه چیز خوب است.

مهم نیست که این دیدگاه واقعاً درست است یا نه. آنچه صحیح است این است که مرد در جامعه مدرن برای پیدا کردن جایگاه خود در دنیا در تقلا و کشمکش است. در نیروهای مسلح و برنامه های فضایی خانم های کاردان بسیاری را می بینیم که مشغول فعالیت هستند و در کلیه جوانب صنعت نیز این مسئله دیده می شود. آن بُت مذکر گذشته این روزها شکسته شده و همراه خود عزت نفس و شرافت نفس آقایون هم شکسته شده است و آنها دیگر نمی دانند که چه می خواهند و چه باید بکنند.

خیلی از خانم هایی که این مقاله را می خوانند ممکن است با خود بگویند، که خوب این مشکل خود آقایون است و خودشان باید با آن کنار بیایند. حرف آنها را تصدیق میکنم اما نمی توانیم منتظر معجزه بنشینیم. نسل های تاریخ که نقش و وظیفه مردان را دیکته می کند، نمی تواند در بیست سال بدون ایجاد گرد و غبار و خرابی به یکباره تغییر یابد. به ندرت می توان برعلیه هیجان خانم ها از قدرت و اختیاری که به دست آورده اند، بحث کرد اما در عین حال، باید انتظار وقایع بسیاری را همراه با این داشته باشیم. و یکی از این وقایع، همانطور که قبلاً گفتم، این مسئله است که آقایون واقعاً به دنبال چه هستند.

آقایون خودشان متوجه شده اند که نقش آنها در جوامع، دیگر مثل گذشته نیست. اما همه جا اینطور نیست، در خیلی از نقاط جهان، آقایون هنوز اصرار دارند که آنها باید نان آور خانه باشند و خانم ها باید در منزل بمانند و بچه ها را تربیت کنند. عوض کردن کل دنیا زمان زیادی می برد. اما در کشورهای غربی این تغییر به طور کامل انجام شده است. آقایون می دانند که اگر بخواهند ازدواج کنند، باید تلاششان را بیشتر از قبل کنند و از این مسئله آگاهند که خانم ها نقشی بسیار مؤثرتر در جامعه ایفا می کنند. اما این لزوماً تاثیری در آنچه که آقایون میخواهند و به دنبال آن هستند نخواهد داشت.

خوب حالا ببینیم آقایون دنبال چه هستند؟

اول اینکه آقایون به دنبال علایق عشقی هستند. ممکن است برای خیلی از خانم ها تعجب برانگیز باشد اما آقایون دوست دارند که عاشق کسی شوند و در مقابل کسی عاشقشان شود. مشکل اینجاست که خیی از خانم ها خیلی سرد و بی احساس برخورد میکنند. پیدا کردن یک زن دوست داشتنی و مهربان کار ساده ای نیست و کاملاً پیداست که آقایون تلاش زیادی برای این منظور میکنند.
آقایون به دنبا زنی هستند که برای آنها جذابیت داشته باشد. خانم ها از اینکه می بینند آقایون اینقدر سطحی و ظاهربین هستند دلسرد می شوند، اما مراقب باشید. همه ی آقایون به دنبال زنی که مثل مانکن ها راه برود و 40 کیلو وزنش باشد نیستند. آنها زنی را می خواهند که خودش از ظاهرش احساس غرور کند. همه ی آقایون دوست دارند که دوست دخترشان خوش قیافه و جذاب باشد، من که مردی را نمی شناسم که این را نخواهد.
آقایون به دنبال زنی هستند که قابل اطمینان و وفادار باشد، کسی که بتوانند به او اعتماد کنند و هر موقع مشکل داشتند کمکشان کند. شاید ناراحت شوید، اما برخی از زنها قابل اطمینان و وفادار نیستند. آقایون هیچوقت نمی توانند بیوفایی و خیانت زنشان را ببخشند و شدیداً دنبال کسی هستند که بتوانند به او اطمینان کنند.
آقایون می خواهند که خانه و خانواده تشکیل دهند و دنبال زنی هستند که برای شریک شدن با او در زندگی خانوادگی مناسب باشد. زنانی که شیوه زندگی اجتماعی خوبی دارند برای این زمینه مناسبترند چون می توان برای ادامه روابط دراز مدت روی آنها حساب کرد.
آقایون دنبال زنانی هستند که ملایم و مهربان باشند چون یکی از مهمترین ویژگی های مادر شدن است. منظورم این نیست که آقایون نیاز به مادری دارند با اینکه خیلی از آنها هم اینطور هستند. منظورم این است که آنها دنبال کسی هستند که بتواند مادر خوب و مهربانی برای فرزندانشان در آینده باشد.
آقایون دنبال زنی هستند که شوخ طبع باشد. خانم ها معمولاً دربرخورد با شوخی های آقایون خیلی جدی  هستند یا ناراحت می شوند. تعداد خانم های خیلی کمی هستند که می توانند با این اخلاق آقایون کنار آمده و به خوبی با آنها ارتباط برقرار کنند. آقایون معمولاً از چنین زنانی خوششان می آید.
آقایون به دنبال زنانی هستند که ظرافت و زنانگی خود را حفظ کنند و مهربان و دلسوز باشند. این روزها اکثر خانم ها رفتاری جدی و سرد اتخاذ کرده اند و باورشان این است که آقایون به این شیوه رفتار هم عادت میکنند، اما واقعیت این نیست آنها نمی توانند به این شیوه رفتاری عادت کنند و به هیچ عنوان سراغ زنانی که چنین شخصیتی داشته باشند نمی روند.
آقایون دنبال زنی هستند که حامی آنها باشد. اکثر خانم ها همیشه در حال انتقاد از شیوه ر فتار و شخصیت آقایون هستند و همه ی تلاششان را برای تغییر دادن آنها به کار می گیرند. این اصلی ترین اشتباه آنها است. آقایون به رابطه شان بعنوان یک رابطه پشتیبانی و حمایت کننده نگاه می کنند. وقتی خانم ها راغب به این حمایت و پشتیبانی نباشند و اینقدر سریع طرفشان را زیر طوفان انتقادات خود خرد کنند، مطمئناً مردشان را از دست می دهند.
آقایون از خانم های عصبانی که همیشه در حال داد و بیداد هستند اصلاً خوششان نمی آید. آنها دنبال زنی هستند که بتوانند با آنها خیلی راحت حرف بزنند و گفتگو کنند. ممکن است خوی آتشین مزاج شما چند روز اول برای او جالب و دوست داشتنی جلوه کند اما مطمئن باشید که بعد از گذشت یک سال از آن متنفر خواهند شد.
آقایون معمولاً از همسرشان برای سکس محتاطانه تر عمل می کنند. آقایون می دانند که از سکس چه می خواهند به همین خاطر به دنبال آن هستند. آقایون در واقعیت خیلی محافظه کار هستند. ماجراهای جنسی برای آنها به این معنا نیست که شریک های جنسی مختلف داشته باشند و با هر کدام از آنها از یک روش در رابطه جنسی استفاده کنند. تحقیقات نشان می دهد که این آقایون هستند که به دنبال آرامش در رابطه ی جنسی هستند و این خانم ها هستند که بعد از یک مدت از سکس با طرفشان خسته می شوند.
آقایون زنی می خواهند که به آنها متعهد شود. گرچه این روزها پیدا کردن چنین زنی سخت شده اما این آرزو هنوز در آقایون از بین نرفته است. آقایون زنی میخواهند که بتوانند همه چیزشان را با او شریک شوند و بتوانند به او اعتماد کنند.
آقایون به هیچ وجه دوست ندارند تنها باشند.

مطالبی که در بالا گفته شد بسیار بحث انگیز است و خیلی از شما ممکن است فکر کنید که من کاملاً در اشتباهم اما هر کس نظر خودش را دارد. واقعیت این است که آقایونی جامعه مدرن به دنبال زنی جذاب، قابل اعتماد و مجرد هستند که بتوانند با او رابطه ای دراز مدت را آغاز کنند. آنها عاشق تفریح و سرگرمی اند و می خواهند این تفریح را با همسر مورد علاقه شان داشته باشند. مشکل آقایون این است که دنیا تغییر کرده است. ممکن است آنها نخواهند که بلافاصله تشکیل خانواده داده و بچه دار شوند اما به آن فکر میکنند. آنها به دنبال عزت نفس از دست رفتاشان هستند، حتی اگر نتوانند به اندازه همسرشان درآمد داشته باشند.

همانطور که خانم ها روز به روز قدرت و اختیار بیشتری در جامعه به دست می آورند، اما خوب است همیشه یادشان بماند که برای رقص تانگو همیشه دو نفر لازم است نه یک نفر.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 6:17  توسط علی بیات | 

 

درست است که هنوز هم رویای زیر آبی رفتن را در سر دارند، اما شوهرهای امروزی واقعاً وفادار هستند و سعی می کنند هم نان آور خوبی برای خانواده باشند و هم کارهای خانه را خوب انجام دهند. و حتی بیشتر از همیشه به دنبال ایجاد ارتباط و صمیمیت روحی و روانی با مسرانشان هستند.


سامان 33 ساله هم مثل سایر مردها هیچوقت لیست خاصی از ویژگی ها و خصوصیات همسر ایدآل خود نداشته است. اما وقتی با همسر آینده اش، جولی لادن، چهار سال پیش در رستورانی که هر دو آنها بعنوان گارسن کار می کردند روبه رو شد،  احساس کرد که این همان زن ایدآل اوست. گرچه لادن 27 ساله زن زیبایی است، اما انتخاب سامان فقط به خاطر ظاهر او نبوده است.

درعوض، او به خاطر نقاط مشترکی که باهم داشتند احساس راحتی می کرد. او میگوید، "هر دو ما اهل معاشرت و عاشق گشت و گذار با دوستانمان هستیم، اما هر دو واقعاً به والدینمان وابسته هستیم و درمورد راه و روش بزرگ کردن بچه هایمان هم ایده های مشترک زیادی داریم." سامان همچنین جاه طلبی لادن را که می خواست متخصص کار درمانی شود، دوست داشت—نه تنها به این خاطر که جنبه ی خدماتی این شغل را تحسین می کرد بلکه اهمیت داشتن دو منبع درآمد در خانه را هم فهمیده بود. اما مهمتر از همه این بود که لادن به نظرش همسری با درک و فهم بالا و حامی می آمد. سامان که الان یک کارشناس بیمه در تهران است، می گوید، "من فوراً متوجه شدم که لادن با مردم خیلی خوب رفتار می کند. وقتی قرار است بقیه ی عمرتان را یک نفر بگذرانید، این مسائل اهمیت فوق العاده ای پیدا می کند."

اولویت های سامان با مردهای نسل های قبل که به همسرانشان در وهله ی اول بعنوان مادر و زن خانه دار نگاه می کردند، فرق می کند. براساس آمار ارائه شده از اداره ی کار ایالات متحده، دراواسط دهه ی شصت، فقط 35 درصد از زنان متاهل در خارج از منزل کار می کرده اند. اما امروزه، در بیش از 60 درصد از ازدواج ها، هر دو طرف هم زن و هم مرد در بیرون از خانه به کار مشغولند. همچنین براساس تحقیق انجام گرفته توسط محققین دانشگاه مریلند، تعداد ساعاتی که زنان متاهل هر هفته به کارهای خانه اختصاص می دهند، از 34 ساعت به 19 ساعت تقلیل یافته است، درحالیکه این ساعت برای مردان از 5 به 10 ساعت افزایش یافته است.


مردها چطور انتخاب می کنند؟

آشکار است که نقش زنان در جامعه رشد کرده و مردها هم می بایست خود را این تغییر وفق دهند. مطمئناً، برخی از محرکات قدیم—مثل کشش و جذب به زیبایی—هنوز هم در انتخاب های آنان تاثیر می گذارد. اما امروز، مردانی مثل سامان راحت تر هستند که همسرانشان شغلی برای خود داشته باشند و همینطور توقع داشته باشند که شوهرشان در کارهای خانه به آنها کمک کند. و با هرچه برابر  شدن نقش زن و مرد، آنچه مردها از زن زندگیشان می خواهند به آنچه زنها از شوهرانشان توقع دارند شبیه شده است—یعنی محبوب و معشوقی که همه ی نیازهای احساسی و فکری آنها را برآورده کند.

مردها هنوز هم به همان میزان سابق خواستار ازدواج هستند. درواقع، 94 درصد از نوجوانان امریکایی در ذهن خود برنامه دارند که روزی ازدواج کنند و 92 درصد از آنها به بچه دار شدن هم علاقه مندند. این آمار از سال 1977 حتی از میزان دخترهایی که برای ازدواج برنامه ریزی می کنند هم الا زده است (درواقع 69 درصد از همه ی افراد بزرگسال در امریکا متاهل هستند و فقط 8 درصد از آنها طلاق گرفته اند). اما این روزها مردها دیرتر ازدواج می کنند. امروزه سن متوسط ازدواج برای آقایان 27 است درحالیکه در سال 1960، 23 بوده است. اما چرا؟ دکتر دیوید پوپنو روانشناس و مدیر پروژه ی ازدواج ملی در دانشگاه راجرز نیو جرسی، یکی از دلایل آن را وجود سکس و رابطه ی جنسی قبل از ازدواج در جومع غربی می داند. اما وقتی نوبت به انتخاب همسر می رسد، مردهای جوان بسیار با احتیاط عمل می کنند. دکتر پوپنو توضیح می دهد، "خیلی از این جوانان والدینی دارند که از هم طلاق گرفته اند یا دوستانی دارند که پدر و مادرشان از هم جدا شده است. به همین خاطر دوست ندارند این تجربه دوباره تکرار شود."

فراتر از این، مردها امروزی در مقایسه با پدرانشان به دنبال نوع متفاوتی از زن ها هستند. و دیگر آن زمان که مردها فقط نان آور خانه بودند و وظیفه ی زنها خانه داری و بچه داری بود به سر آمده است. وقتی در سال 1939 از مردها سؤال شد که آیا قبول می کنند همسرانشان با حقوقی معادل 50 دلار در هفته (که آن زمان درآمد خوبی به شمار می رفت) به کار مشغول شوند، پاسخ 63 درصد از آنها منفی بود.

حتی در سال 1977 هم تقریباً %70 از مردها احساس می کردند که برای زنانشان بهتر است در خانه بمانند. اما پروژه ی تحقیقاتی ازدواج ملی در سال 2001 تغییر شگرفی در این اعتقادات را نشان داد: %42 از مردان مجرد 20 تا 24 ساله اظهار داشتن که برای آنها داشتن همسری که خود شغل و درآمد دارد بسیار بهتر از زنی است که فقط به کارهای خانه داری مشغول است. و در سال 2002، 55 درصد از مردان ادعا کردند که از نظر آنها کار کردن خانمشان در خارج از منزل حتی باوجود بچه عاری از اشکال است.

این روزها مردها نه تنها خوشحال می شوند که همسرشان هم بتواند در درآمد زایی با آنها شریک باشد بلکه اینکه همسرشان بتواند درآمدی به اندازه آنها یا حتی بیشتر داشته باشد، را تحسین میکنند. براساس تحقیقات انجام گرفته تعداد زوج هایی که در آن درآمد زن بیشتر از شوهر بوده از 16 درصد در سال 1981 به 23 درصد در سال 1996 افزایش داشته است. سامان می گوید، "این روزها اگر همسرمان بتواند به اندازه ما یا بیشتر درآمد داشته باشد، دیگر به حس مردانگی ما لطمه ای نمی زند." (البته تحقیقات نشان میدهد که مسائل مالی زنان را هم نگران نمی کند و تقریباً 80 درصد از زنان بین 20 تا 29 سال تصور می کنند شوهرشان بهتر است درک و فهم بالا داشته باشد تا وضعیت مالی عالی).

در عین حال، مردها دیگر چندان گرفتار طلسم کار نیستند و برای تکمیل خوشبختی خود به دنبال زندگی خانوادگی هستند. طبق تحقیقات انجام گرفته در سال 1997 در نیویورک، 70 درصد از مردان متاهل درمورد میزان ساعاتی که در محل کار میگذرانند و میزان ساعاتی که با خانواده سپری می کنند، در کشمکش هستند. پدر بودن این روزها مفهوم تازه ای پیدا کرده است. 93 درصد از پدرای که بچه های مدرسه ای دارند حداقل هفته ای یکبار فرزندانشان را بغل می کنند (که در مقایسه با دهه ی قبل این آمار 90 درصد افزایش داشته است.) و با وجود اینکه مردان حداقل نیمی از کارهای خانه را با همسرشان شریک می شوند، نسبت به سال 1965 که فقط یک ششم کارهای خانه بر عهده ی مردان بود، پیشرفت زیادی صرت گرفته است. سامان می گوید، "چون این روزها هر دو طرف شغل دارند و سر کار می روند، مردها دیگر نمی توانند از بهانه ی "من نان آور خانه هستم" استفاده کنند. ما خودمان همه ی سعیمان این است که کارها را 50-50 تقسیم کنیم. خانمم آشپزی میکند و من ظرفها را می شویم و از این قبیل..."



یافتن همسر و همدم واقعی

بالاتر رفتن زمینه ی بازی در مورد کار و مراقبت از بچه ها، باعث شده است که مردها بیشتر به مسائل احساسی گرایش پیدا کنند.

در پروژه ی تحقیقاتی که در سال 2001 انجام گرفت، مشخص شد که 94 درصد از مردان بین 20 تا 29 سال می خواهند با کسی ازدواج کنند که فراتر از هر چیز دیگر بتواند نیازهای احساسی آنها رابرآورده کند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد، "مردها می گویند که به یک همراه و همدم روحی و روانی نیاز دارند—کسی که بتواند احساسات و آرزوهایشان را با آنها سهیم شود. آنها کسی را نمی خواهند که فقط بتواند کهنه ی بچه عوض کند یا ظرف ها را بشوید. آنها یک همدم و محبوب واقعی می خواهند."

در واقع تعداد مردانیکه این روزها به دنبال یک همسر و معشوق واقعی هستند به اندازه خانم ها شده است. دکتر نِیل کلارک وارن، روانشناس بالینی که بر روی هزاران زوج تحقیق و بررسی انجام داده است می گوید، "فکر نمی کنم این چیزی باشد که مردها به اجبار به آن رسیده باشند. به نظر من به این دلیل است که مردها هم مثل زنان به دنبال مفهوم بیشتری از زندگی هستند."

دکتر پوپنو نگران این است که مردهای امروزی برای پیدا کردن همسری که بتواند به طور کامل نیازهای عاطفی و احساسی آنها را برآورده کند، فشار زیادی به خود می آورند. در تحقیقی که سال گذشته بر روی 60 مرد مجرد در 20 تا 40 سالگی انجام گرفت، دلایل این مردان برای ازدواج نکردن و مجرد ماندن مشخص شد—ترس از تسالم و سازش، خطرات مالی طلاق، میل به ادامه ی لذات زندگی مجردی—اما خیلی از آنها هم ادعا کردند که هنوز نتوانسته اند زوج مناسب خود را پیدا کنند و درصدد یافتن آن هستند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد که مردها خیلی توقعشان را بالا نگه داشته اند. و در مقایسه با آشپزی و تمیزکاری، نیازهای روحی-روانی پیچ و خم بیشتری دارد.


زیبایی در مقابل هوش

هیچ شکی نیست که مردها هنوز هم به دنبال صورت زیبا هستند. در تحقیقی که سال 1999 انجام گرفت مشخص شد که 43 درصد از مردها قبول کرده اند که قبل از هر چیز به خاطر مسائل ظاهری مجذوب زنان می شوند، و 35 درصد از آنها نیز ادعا کردند که به دنبال زنان باهوش هستند. (اما در تحقیق مشابهی که روی زنان انجام گرفت مشخص شد که فقط 24 درصد از آنها به دنبال ظواهر هستند و برای 60 درصدشان هوش و ذکاوت طرفشان حرف اول را می زند.)

زیبایی حتی پول را هم جذب خود می کند. وقتی در تحقیقی از مردان سؤال شد که آیا دوست دارند با زنی زیبا اما فقیر ازدواج کنند یا زن زشت اما ثروتمند، 55 درصد از آنها مورد اول و فقط 23 درصد از آنها مورد دوم را انتخاب کردند. (اما وقتی همین سؤال از زنان پرسیده شد، مشخص شد که 28 درصد از آنها زیبایی را به ثروت ترجیح می دهند و 37 درصد اعتقاد داشتند ثروت مهمتر از زیبایی ظاهری است).

محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. و مردها حتی وقتی پا به سن می گذارند هم به دنبال زنانی جوانتر و زیباتر از خودشان هستند. پروفسور جان مارشال تونسند در این زمینه می گوید، "می دانم شاید خانم ها دوست نداشته باشند این را بشنوند، اما در جوامع غربی یک مرد—حتی مردهای تک همسری—وقتی یک زن زیبا و جذاب را می بیند، به داشتن رابطه با آن زن فکر میکند!"

در واقع، طبق تحقیقی که در سال 201 در دانشگاه ورمونت انجام گرفت، اینطور دریافت شد که 98 درصد از مردان متاهل در آمریکا در مورد داشتن رابطه با کسی غیر از همسرشان رویاپردازی می کنند (درمقابل 78 درصد از خانم ها که به کسی غیر از همسرشان فکر میکنند). مغلوب وسوسه ها شدن هم مسئله ای دیگر است. در واقع، کمتر از 5 درصد از مردها در جوامع غربی در یکسال، سکس خارج از ازدواج دارند (درمقایسه با آمار خانم ها که 2 درصد است) و نزدیک به 80 درصد از مردان طی دوران ازدواج به همسرانشان وفادار می مانند (درمقایسه با 90 درصد خانم ها).

اما گرایش بیولوژیکی مردها به سمت زیبایی آنقدرها هم که فکر میکنیم در انتخاب آنها تاثیر نمی گذارد. مثلاً تاثیر زیبایی در انتخاب های مردان بسیار به سطح تحصیلات آنها مرتبط است؛ مردهایی که تحصیلات متوسطه دارند، 2/21 مرتبه بیشتر از آنها که تحصیلات دانشگاهی دارند به زیبایی اهمیت می دهند. رابرت گلاور، روانشناس، در این رابطه می گوید، "اما آنچه مردها واقعاً می خواهند، بودن با زنی است که او را از نظر جنسی بخواهد. اینکه کسی دوستتان بدارد مطمئناً مهمتر از زیبایی و قیافه ی اوست."


مردها همچنین به زنانی که از سکس لذت می برند هم گرایش دارند. طبق تحقیقی که در سال 2000 انجامگرفت، اینطور استنباط شد که 80 درصد از مردان جوان میخواهند شریک زندگیشان شور و حرارت زیادی در رابطه جنسی داشته باشد (73 درصد از خانم ها هم همین را می خواستند). اما مردها، مثل زنان، درمقابل کسانی که بیش از اندازه از نظر جنسی فعال باشند، محتاط عمل میکنند. در تحقیقی که در سال 1997 انجام گرفت مشخص شد که هر دو جنس، میزان کم تا متوسط از تجربه ی جنسی را در فرد مقابلشان ترجیح داده اند—که متخصصین عقیده دارند این نشانه ی ترس آنها از بی وفایی همسرانشان بوده است.


بیولوژی در مقابل واقعیت

مردهای امروزی معمولاً به روشی عمل میکنند که مخالف محرک های تکاملی است. دکتر نیل کلارک وارن، که یک بنگاه زوجیابی را هدایت می کند، خاطرنشان می کند که بسیاری از مراجعین مرد او به دنبال زنانی هم سن خودشان هستند. بعلاوه، او به تجربه دریافته است که مردها، برخلاف امر بیولوژیکی برای تولید مثل، زنانی را ترجیح می دهند که خود صاحب فرزند باشند. وارِن می گوید، "ما دریافته ایم که مردها هرچه سنشان بالاتر می رود، میل و علاقه اش برای ناپدری شدن بیشتر می شود. واقعیت این است که وقتی سنتان بالای 35 باشد، زنانی که برای ازدواج با شما مناسب باشند کسانی هستند که بچه دارند."

و مسئله ی تجربه ای مطرح می شود که مردها با بالا رفتن سنشان به دست می آورند، و تاثیری که این تجربیان می تواند بر طرز تفکرشان داشته باشد. جان گاتمن محقق دانشگاه واشنگتن میگوید، "مردان جوان به دنبال زنان زیبا و جذاب هستند، اما مردهای میانسال به دنبال همسری مهربانند."

مورگان کِنِی 58 ساله که مدیر موزه ای در چاپِل هیل در کارولینای شمالی است میگوید، بعد از دو ازدواج و چند رابطه که هیچکدام به ثمر ننشسته، او دریافته است که آنچه که او واقعاً آرزویش را داشته، همسری بوده که از نظر احساس صادق و عمیقاً روحانی باشد. او بالاخره این خصوصیات را در همسر سومش پیدا می کند که زنی 44 ساله و دلال املاک است. این دو علایقی مشابه در هنر و عکاسی دارند اما به عقیده خودش آنچه واقعاً در آن مشترک اند، همراهی و وفاداریشان به همدیگر است.


خوشبختانه، مردهای امروزی به دنبال کسی هستند که در همه ی مسئولیت های ازدواج، از پول درآوردن گرفته تا بزرگ کردن بچه ها، با آنها شریک باشد. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند.


برای مردها چه مهم است؟

چه چیز زنها برای مردها بیشترین اهمیت را دارد؟ از مردهای متفاوتی این سؤال و چندین سؤال مهم و اساسی دیگر، از میزان و رضایت جنسیشان گرفته تا فکر قدرت طلبی برای انجام کارهای خانه و تربیت فرزندان، را پرسیدیم. نزدیک به 300 مرد به این تحقیق آنلاین پاسخ دادند—معلمین، مهندسین، برق کارها، مکانیک ها، و غیره و غیره...که از 25 تا 67 سال سن داشتند. اطلاعات زیر نتیجه ی  یافته های ماست.

چه چیز زنها برای مردها بیشترین اهمیت را دارد؟

 

"من را درک کند و به حرفهایم گوش کند."

%56

"مادر خوبی برای فرزندانم باشد."

%39

"معشوقه ای فوق العاده باشد."

%5

%68 از مردها احساس می کردند که همسر کنونیشان، همدم و یاور حقیقی آنهاست.

 

بین آندسته از افرادی که احساس نمی کردند که با همسرشان ارتباط روحی و احساسی داشته باشند، %73 ابراز داشتند که آرزوی چنین رابطه ای با همسرشان را دارند.

 

یافته های ما

مردها نقش همسرانشان را در کارهایی که در آن خوب عمل میکنند، چطور ارزیابی میکنند؟

 

"همسری قابل اعتماد، و بامحبت بودن"

%43

"مادری دلسوز مهربان بودن"

%39

"شرکت در درآمد مالی خانواده"

%13

"دوست داشتن من"

%5

مردها نقش خودشان را در کارهایی که باور دارند در آن عالی هستند، چطور ارزیابی می کنند؟

 

"همسری قابل اعتماد و با محبت بودن برای همسرم"

%58

"نان آور خانواده بودن"

%21

"پدری دلسوز و مهربان بودن"

%18

دوست داشتن همسرم"

%3

مردها بهترین مزیت ازدواج را در چه می بینند؟

 

"دانستن اینکه همیشه از نظر احساسی همسرم را دارم"

%43

"داشتن کسی که بتوانم با او پیر شوم"

%38

"پدر شدن"

%17

"دانستن اینکه همیشه از نظر جنسی همسرم را دارم"

%2

%49 از مردها عقیده داشتند که سخت ترین چیز در ازدواج، داشتن مسئولیت های مختلف است.

 

%26 گفتند فشار مالی است.

 

%21 گفتند خواسته ها  و نیازهای عاطفی از همسرانشان است و فقط %4 اعتقاد داشتند که تک همسری سخت ترین مسئله است.

 

کی ارضا می شود و کی نمی شود؟

 

%32 از مردها عقیده اشتند که زندگی جنسیشان با همسرشان بالاتر از حد متوسط است، و %20 ادعا کردند که زندگی جنسی فوق العاده ای با همسرشان دارند. فقط %16 از آنها از رابطه ی جنسی خود با همسرشان رضایت نداشتند.

 

%60 از مردها عقیده داشتد که رابطه ی جنسی آنها با فرد دیگری غیر از همسرانشان، زمینه ی لازم برای طلاق گرفتن همسرنشان را مهیا می کند.

 

اما اگر همسرانشان چنین کاری را انجام دهد چه؟ فقط %49 از آنها ادعا کردند که به این خاطر از همسرانشان طلاق می گیرند.

 

%65 از مردها عقیده داشتند که بهترین نظم در ازدواج وقتی حادث می شود که هر دو طرف کار کنند.

 

%21 عقیده داشتند که بهتر است همسرانشان در خانه بمانند.

 

مردها خوشحال می شوند که همسرانشان هم قسمتی از مسئولیت نان آوری خانه را به دوش بکشند.

 

%93 از مردها ادعا کردند که از اینکه درآمد همسرانشان از آنها بیشتر باشد، ناراحت نمی شوند.  و فقط %6 از آنها از چنین وضعیتی احساس نارضایتی کردند.

 

خانه داری و بچه داری چندان مناسب آنها نیست.

 

فقط %17 از مردها گفتند که انجام حداقل نیمی از کارهای خانه بر گردن آنهاست. و %27 ادعا کردند که بیشتر مسئولیت بچه داری بر عهده ی  آنهاست. اکثر مردان (%66) احساس می کردند که سهم آنها از کارهای خانه و بچه داری عادلانه است، درحالیکه % 27 ادعا کردند دوست دارند حتی از این مقدار هم بیشتر کار کنند اما وقتش را ندارند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 19:53  توسط علی بیات | 

 

شما مرد هستید -- بالاخره جرات پیدا کـرده ایـد کـه از زن
مورد علاقه خود تقاضای ازدواج نمایید.

اکنون او نزد شما است، یا همین حالا یا هیچ وقت.

یک قدم بسمت وی برمیدارید...

همانند باران بهاری عرق میریزید و قلبتان مانند یک ماهی
در حـال مـرگ بـه تـپش افتاده و معده تان چنان اسیدی از
خود تراوش میکند که قادر است فولاد را ذوب کند.

آرام بـاشید. میدانید که نمی توانید از خواسته خود صـرفه
نظر نمایید.

به طرف او قدم میگذارید. ناگهان متوجه میشوید درحال بیان این جملات سرنوشت ساز
هستید: "میشه یه وقتی با هم بریم بیرون؟"

"نه."

چی؟

او گفت "نه."

با نا امیدی دور میشوید، در حالیـکه چشم خـود را پـایین انداخته و دعا می کنید کسی شاهد این تحقیر شدن شما نبوده باشد.

عدم پذیرش گریبانگیرتان شده است.

متاسفانه با وجود هیاهوهای بسیاری که از طـرف زنـان برای "تساوی حقوق" در جامعه مطرح می گردد، بار مسؤلیت تقاضـای ازدواج هـمچنان بر دوش مـردان سنگینی میکند. هنور این وظیفه مردان باقی مانده کـه اگـر بـخـواهنـد بـا جنـس مخالف خود ارتباط برقرار کنند باید ریسک خرد شدن شخصیتشان را بپذیرند.

و عدم پذیرش ازدواج توسط زنان باعث آسیب می شود -- تقریبا غیـر مـمـکن اسـت کـه بعنوان یک مرد هنگام عدم پذیرش توسط یک زن احساس درماندگی و شکست ننمود.



چرا زنان مردان را رد میکنند؟

علل بیشماری می تواند دخیل باشد، و همه آنها لزوما بدلیل اشتباه مردان نیستند. در این قسمت برخی از این دلایل آورده شده است.

1- نگرشهای غلط
اجتماع معاصر مملو از زنان جسور و خـود مـحـوری اسـت کـه فقط به خود اهمیت داده و کـلا هیـچ عـقیده ای در مـورد احساسات مردان ( و یا احساسـات زنـان دیـگـر ) نـدارنـد. طرز فکر اینگونه زنان چـنین است: من یک اتیکت قیمت جنـسی میـلیـاد تـومانی دارم و هر مردی مجبود خواهد بود برای دستیابی به آن سـر تـعظیـم فـرود آورده، در بــنــد او در گرفتار شده و بــهای سنــگینی را پــرداخت کنــد. ایــن قبــیــل زنان کسانی هستنـد که میخواهند با نپذیرفتن مردان در آنها ایجاد سرخوردگی و سستی نموده و از ناراحتیشان احساس سرور و هیجان کرده و از قدرت جنسی خود سوء استفاده کنند.

2- عدم تمکین مالی
از آنجایی که پول معیار شماره یک برخی زنـان هنگام سـنجش یک مـرد بـرای انـتخاب او بـعنوان همسر آینده شان بشمار می رود، اگر شما آنـرا نداشته باشید و یا بنظر نـرسـد که آن را داشـته باشید، آنگاه در ابتدای لیست کاندیداهای او جایی نخواهید داشـت. تـا زمانی کـه از پول خرج کردن برای جلب توجه این گـونه زنان امتناع ورزید، آنها نیز از شما دوری می جویند.

 3- او صاحب دارد
از آنـجـایی که برای یک زن داشتن رابطه دوستی با جنس مخالـف بـسیـار آسـان اسـت ( فقط کافی است بخواهد )، مـمـکن است در بـازار بدلیل داشتن نامزد یا یک عاشق دو آتشه خریداری نداشته باشد. اگر این گونه زنان خوب باشـنـد مـوقیعتـشان را از کــسی مخفی نمیکنند در غیر اینصورت ممکن است با بیرحمی شمـا را بازیچه دست خود قرار دهند. بنابراین همیشه بهتر است قبل از اینکه شخصیتتان خـرد شود، تـکالیـف خــود را انـجام دهد -- بدین ترتیب میتوانید خود را از تحقیرها و شرمندگی های بسیاری نـجـات بخشید.

4- او یک هنرپیشه است
برخی از زنان متـاهـل و زنـانـی کـه دارای اعتماد بنفس پایینی می باشند جزء این گروه هستند -- آنها همیشه نیاز دارند مطمـئن شـونـد کـه هنـوز جـذابیت خود را برای مردان حفظ کرده اند و برای هر مردی که بسمت آنها می رود، فقـط بـرای دیـدن واکـنـش او، رخ می نماینــد. آنــها عــلاقه ای به ایجاد رابطه با شما ندارند -- فقط میخواهند احساسات شمـا را بیدار نموده و سپس ترکتان کنند. این نیز نوع دیـگری از سـوء اسـتـفاده آشــکار زنان از قدرت جنسی خود بر علیه مردان است.

5- دلایل روانشناختی
بــسیــاری از زنــان بــه گفتــه خــودشــان "مــردانی بـد" را انتخاب کرده اند و یا به دلایل روانشناختی، خود را درگیر روابطی مصیبت آمیر کرده اند و اکنون بخاطر همه مشکلاتی که خود بوجود آورده اند، مردان را مورد سرزنش قرار میدهند. برخی از آنها کاملا از روابط عاشقانه حذف گردیده و یــا مــرتبا به دلــیــل رفــتــارهای آشفته شان توسط مردان ترک شده اند. آنها شما را رد می کنند فقــط بــه ایــن دلـیل که شما هم یکی از آن "مردها" هستید.

6- شما حرکاتی اشتباه انجام داده اید
انجام برخی حرکات و رفتارهای ناشایست که بـدور از شان یک انسان می باشد ممکن است باعث شود تا فرد مورد پذیرش قرار نگیرد.

7- زمان نامناسب
اگر یک زن شما را رد کرد، ممکن است از بدشانسی هنگام مرحله ای عجـیـب و غـریـب که در طول مـاه یکبار برای او اتفاق می افتند بسراقش رفته باشید، زمانیکه همه مردان بد هستند، و یا او احساس میکند جذاب نیست، و یا بخاطر هر یک از هزاران واکنشهای هورمونی مربوط به دنیای معاشقه. شما می توانید چند روز بـعد بـسراقش رفته و چراغ سبز را دریافت کنید.

8- تجربه های تلخ قبلی
هنگامی که یک زن در جواب تقاضای شروع رابطه از طرف شما پاسخ دهـد " کـمی وقت لازم دارم که زندگیم را سر و سامان بدهم، " معمولا به این معنی است که او بتازگی از یک رابطه ناخوشایند رهایی یافته و مایل نیست بسرعت خود را درگیر رابطه ای جــدیــد بـنـماید. با این دسته از زنهای آسیب دیده، بهترین ایده این است که یک رابطه دوستـی معمولی را تدارک دیده و یا تا زمانیکه او آمادگی خود را بدست نیاورده، صبر نمایید.

9- شما خسته کننده هستید
بـعبــارت دیگر شما فاقد هرگونه صمیمیت و اطمینان جنسی بوده و هنگامیکه وی در ده قدمی شما قرار میگیرد مانند بستنی آب می شوید. لازم نـیست جیمز باند باشید، اما اگر نمیتوانید پیش او حتی یک جمله هم بدون لکنت زبان بیان نمایید، آنـگاه هیچ راهی برای پذیرش شما توسط وی باقی نخواهد ماند.

10- او مجذوب شما نشده است
به همین سادگی. این اتفاق می افتد و کاری از دسـت شـما برنمی آید. بهترین راه این است که به راه خود ادامه داده و فرد دیگری را پیدا کنید.

عدم پذیرش را پذیرفته و ادامه دهید

اکنـون بــا بــرخـی از دلایـل که ممکن است یک زن شما را رد کند آشنا شده اید. بعضی چیزها را میتوانید تغییر دهید ( اخلاق و رفتار خود) و برخی چیزها را نمیتوانید ( اخلاق و رفتار او ). با این که خیلی مشکل است که بخواهیم این موضوع را یک مسئله شخصی در نظر نگیریم، اما بهترین عقیده این است کـه آنرا بـه تجربیات اضافه نموده، از آن درس گرفته و از تکرار اشتباهات خودداری کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 19:55  توسط علی بیات | 

 

در روزهای اول شروع یک ارتباط، هیچ یک از طرفین تمایلی به فکر کردن در مورد قوانین و مقررات موجود ندارد. این دوران زمان خوشی است و قانون گذاشتن و اجرای آن چندان لازم و ضروری به نظر نمی رسد؛ اما به هر حال بنیان نهادن یک سیستم نظامند قانونی از همان ابتدای کار امری لازم الاجرا به شمار می رود. منظور ما این نیست که باید تمام جزئیات را روی ورق بیاورید و همه چیز به صورت مکتوب باشد، بلکه یک چارچوب کلی برای کلیات کار باید طراحی شود که به واسطه آن تمام کارها با آرامش و راحتی بیشتری پیش رود.

در کنار این قوانین یک سری مجازات هایی نیز برای اجرا نکردن آنها باید در نظر گرفته شود. باید به خاطر داشته باشید که اگر می خواهید همسرتان از قوانینی که شما مقرر کرده اید پیروی کند، باید ابتدا خودتان آنها را رعایت نمایید. پس بهتر است که اگر خودتان آنها را رعایت نکردید، ابتدا مجازات را بر روی شخص خودتان پیاده کنید.

هیچ یک از دو طرف نباید با شخص سومی ارتباط داشته باشند

همیشه یک قانون ابدی وجود دارد که همه ملزم به پذیرش آن هستند: هیچ گونه خیانتی وجود نداشته باشد. با ورود به یک رابطه، شما خود به خود یک چنین قانونی را می پذیرید و باید گردش و تفریح های تک نفره را کنار بگذارید چراکه تنها چیزی که میتواند شما را در زندگی مشترکتان به موفقیت برساند، اعتماد متقابل است. زمانیکه حتی برای یک بار بوی خیانت به رابطه وارد شود، اعتماد برای همیشه از بین خواهد رفت.

بنیان نهادن این قانون کار ساده ای است. معمولاً هر دو نفر به یک چنین قانونی پایبند بوده و تمایل دارند که آنرا اجرا نمایند. خانم دوست ندارد که شما با دختر های دیگر این طرف آنطرف بروید و شما هم به طور حتم دوست ندارید که او دنبال مردهای دیگر راه بیفتد. زمانیکه قرار های ملاقات طی شد و رابطه وارد مراحل جدی تر شد، فقط کافی است که یک بار به این قانون اشاره کنید. در حقیقت صحبت کردن در مورد این مطلب که قرار گذاشتن با افراد دیگر از این پس ممنوع می شود، خود اهمیت این موضوع را به طرف مقابل انتقال خواهد داد.

مجازات: احترام به این قانون و پایبندی به آن از اهمیت بالایی برخوردار می باشد، تنها مجازاتی که می توان برای آن در نظر گرفت پایان دادن سریع به رابطه است.

بهای بقای ارتباط باید در یک حد معین باقی بماند

توقعات بیجا در یک رابطه جایی ندارند؛ و این امر از همان ابتدای رابطه باید روشن شود. البته منظور ما این نیست با افرادی زندگی کنید که هیچ گونه آرزو و رویایی ندارند اما به هر حال باید انتظارات طرف مقابل از شما منطقی باشد. توقعات بیجا و آرزوهای غیر منطقی و غیر واقعی می توانند رابطه را خسته کننده نمایند. در ابتدا شاید جالب باشد که نیازهای یکدیگر را برآورده کنید، اما به هر حال هر دو طرف باید به خوبی بدانند که هر کس زندگی فردی خود را دارد و نمی تواند تمام زندگی اش را وقف برآورده کردن آرزوهای دیگری کند.

برگرداندن این قانون در زندگی واقعی شاید قدری نیرنگ آمیز باشد. در ابتدای رابطه شاید برای جلب رضایت و بدست آوردن او هر کاری که می خواهد را برایش انجام دهید و هر کاری که از دستتان بر بیاید را انجام دهید. سرو کردن غذای مورد علاقه او، خریدن گل های رنگارنگ و بردن او به مکان های که دوست دارد خوب است، اما نباید بیش از اندازه در این کار زیاده روی به خرج دهید. به هر حال شما هر زمان که توانایی انجام چنین کارهایی  را داشتید، نباید از انجام آنها دریغ کنید، اما شما باید محبت به او بدهید نه اینکه او بیش از اندازه از شما انتظار داشته باشد.

مجازات: مجازات باید با جرمی که شکل گرفته هماهنگی داشته باشد. به عنوان مثال اگر او از شما انتظار دارد که هر روز برایش گل رز بگیرید، چند روز این کار را انجام ندهید تا با این امر او به این نتیجه برسد که توقعش در این مورد چندان مطابق میل باطنی شما نیست. مجازات های جدی تر نظیر قطع ارتباط را باید بگذارید برای مقوله های جدی تر؛ به عنوان مثال در مواردی شبیه به این مطلب که او از شما انتظار دارد تا با دوستان صمیمی خود قطع رابطه کنید.

مالکیت طلبی ضمنی ممنوع

قرار گرفتن در یک ارتباط به آن معنا نیست که پس از مدتی یکی از طرفین مالک طرف دیگر می شوند. هر دو طرف باید آزادانه به زندگی خود بپردازند. این بدان معناست که: کسی حق ندارد برای دیگری تصمیم گیری کند، و یا در مورد کارهای بزرگ به تنهایی تصمیم گیری نماید. فقط به این خاطر که شما ازدواج کرده اید دلیلی نمی شود که ارتباطتتان را با دوستانتان قطع کنید، مطابق میل او تفریحات خود را انتخاب کنید و هر کاری که او دوست داشته باشد را انجام دهید. باید به یکدیگر فضا بدهید تا هر یک مطابق میل خود کارهای شخصی اش را انجام دهد.

این مورد مقوله ای است که سبب برزو مشکلات زیادی در روابط می شود. هیچ موقع ارتباط به جایی نمی رسد که یکی از طرفین حق داشته باشد به نفر دیگر بگوید: "خوب از این به بعد من به جای تو تصمیم می گیرم." به هر حال به محض اینکه برای نخستین بار احساس کردید که او حس مالکیت طلبی نسبت به شما پیدا کرده است، موضوع را با او در میان گذاشته، خودتان را حتی از حواشی این مسئله هم کنار بکشید.

مجازات: برای هر گونه جرمی که مرتکب می شوند، شما هم به مثابه آن مقداری از آزادی ها و امیال شخصی آنها را محدود کنید. به عنوان مثال اگر او برنامه ریزی کرد که امشب با خانواده عمه و شوهر عمه پیرش شام را صرف کنید، شب بعد او را به تماشای یک فیلم خسته کننده ببرید.

روابط گذشته باید فراموش شوند

زمانیکه شما با یک نفر ارتباط برقرار می کنید، باید گذشته را فراموش کنید. هیچ یک از طرفین حق ندارد از اتفاقاتی که در زندگی گذشته افراد ایجاد شده به عنوان مقوله ای برای پیش داوری استفاده کند. بنابراین هیچ گاه به خانمتان نگویید که نامزد قبلی تان از او زیباتر بوده که او هم به شما پاسخی می دهد که خودتان بهتر می دانید.

البته منظور ما این نیست که نباید در مورد گذشته تان هیچ حرفی به میان بیاورید. اگر بخواهید با کسی ازدواج کنید، باید بدانید که در گذشته چه کارهایی را انجام می داده و چه نوع زندگی داشته؛ اما نباید اجازه دهید که گذشته بر روی او تاثیر منفی بگذارد. به هر حال باید به او نشان دهید که گذشته برایتان اهمیتی ندارد. این کار را می توانید شما به عنوان مثال می توانید زمانیکه او مطلبی از گذشته می گوید و دستپاچه میشود، این مطلب را اظهار کنید که نگران نباشد چرا که گذشته برای شما اهمیتی ندارد. سعی کنید که در مورد این مطلب هیچ گونه صبری از خود نشان نداده و به سرعت در مقابل چنین گزینه ای از خود واکنش نشان دهید.

مجازات: اگر احساس میکنید که همسرتان در گذشته زندگی می کند، شما هم برخی از ویژگی هایتان را که دوست می دارد، کاهش دهید، اما به او بگویید که چرا چنین کاری می کنید تا او هم تصور نکند شما فرد خوبی نیستید. به او بگویید که وقتی به زمان حال بازگردد تمام خوبی های شما نیز به سر جایشان بازخواهند گشت.

قوانین عشق ورزی

نوشتن این قوانین و راضی کردن افراد برای امضای آن شاید کار دشواری به نظر برسد، اما اگر از همان ابتدا تمام این موارد را برای او معین کنید، دیگر در آینده به مشکل برخورد نخواهید کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 18:35  توسط علی بیات | 

 


خیلی از شما به دنبال عشق حقیقی هستید.
خیـلی هـای دیـگرتان هم فکر میکنید که عشق
واقعی خود را پـیدا کـرده اید. امـا خیـلی هـا هم
هستنـد کـه در رابـطه هایی به سر می برند که
چندان برایشان خوب نیسـت اما فکر میکنند هر
عشقی بهتر از بی عشق بودن است.

اگر عشق حقیقی خود را پیدا نکـرده ایـد، یا اگر
در ایـن بـاره مطـمئن نیستیـد، دراین مقاله می
خواهیم به شما کمک کنیم که چطور آن شریک زندگی خاص و ویژه را از آنِ خود کنید.

و اگر به خاطر ترس از تنهایی در یک رابطه بد مانده اید، باید بدانید که چیزهای بدتر از تنهایی هم وجود دارد، مثل از دست دادن احترام خود، از دست دادن اعتماد به نفس، و ارزشمندی خود. وقتی این سه چیز را از دست بدهید، در خطر از دست دادن میل و خلاقیت لازم برای درک اهداف زندگی، کنار از رسیدن به آنها، خواهید بود.

کشش جنسی احمقانه عشق واقعی نیست

خیلی از آهنگ ها، فیلم ها، کتاب ها تصویری تحریف شده از عشق حقیقی نشان می دهند. آنها شما را مجاب می کنند که باور کنید می توانید در نگاه اول عاشق شوید، قلبتان عاشقانه بتپد، کف دستانتان عرق کند، و همه فکر و ذکرتان مملو از فردی شود که ناگهان دلتان را دزدیده است. درست است، این اتفاق می افتد. اما عشق واقعی نیست. این فقط یک کشش جنسی احمقانه که ممکن است نسبت به هر کسی که فرومون ها را در مغزتان فعال کند پیدا کنید.

فرومون ها وقتی بدن ما در بدن فرد دیگری وجود یک DNA خاص را کشف می کند، تولید می شوند. بدن ما این DNA را در بدن شخصی دیگر از بوی او کشف می کند. اما کشش احمقانه جنسی که به واسطه این فرومون ها پدید می آید، فقط نشاندهنده یک چیز می تواند باشد: این دو نفر که چنین اتفاقی را تجربه می کنند می توانند از نظر زنتیکی جفت خوبی برای هم باشند، یعنی ترکیب DNA آنها یک نوزاد سالم تولید خواهد کرد. آنچه که فرومون ها به آن توجهی ندارند این است که آیا این دو نفر از نظر شخصیتی هم جفت خوبی برای هم هستند یااینکه می توانند همدیگر را عاشق کنند یا نه.

یک مشکل بزرگ کشش احمقانه جنسی این است که این کشش معمولاً شما را مجبور به انجام کارهایی می کند که قبلاً اصلاً فکر انجام دادن آن را هم نمی کردید. این کشش باعث می شود کارهای خجالت آوری انجام دهید. دروغ، فریب، دزدی یا حتی کشتن دیگران یا خودتان. این کشش احمقانه جنسی بود که باعث شد رومئو و ژولیت وقتی فهمیدند که دیگر نمی توانند به این عشق مسموم خود ادامه دهند، خود را کشته و به زندگی خود پایان دهند.

یکی دیگر از مشکلات کشش احمقانه جنسی این است که بادوام و ماندگار نیست. اما گاهی اوقات این روابط پرآشوب چندین سال به طول می انجامد، خیلی پس ازاینکه این کشش جنسی دیگر مرده و از بین رفته است. شاید این زوج ها به عبث امیدوارند که یک روز شعله عشقشان دوباره زبانه کشد. یا شاید هم تصور می کنند سرنوشت این بوده که چون بهترین هوس و بزرگترین درد را باهم تجربه کرده اند باید با هم بمانند.

اما عشق حقیقی بدون هیچگونه کشش جنسی احمقانه ایجاد می شود. اما، حتی بالاترین کشش جنسی هم اگر بدون عشق واقعی باشد، بی فرجام خواهد بود. تصور من این است که برای برنده شدن در این مسابقه، باید به دنبال ترکیب این کشش جنسی و عشق حقیقی باشید که شانس زیادی می خواهد. اما من که تابه حال به چنین موردی در زندگی حقیقی برخورد نکرده ام و فقط در فیلم ها و آهنگ ها در مورد آن دیده و شنیده ام.

حس مسئولیت و حمایت نشانه عشق واقعی است

اگر کشش جنسی عشق واقعی نباشد، پس عشق واقعی چیست؟ یکی از نشانه های عشق واقعی میل به حمایت و نگهداری از فرد مقابل، شاد کردن و کمک به موفقیت اوست. این با کشش جنسی که فقط به دنبال مجبور کردن فرد مقابل به ایجاد حس لذت و رضایت در شماست، خیلی فرق دارد. وقتی شما واقعا و حقیقتاً کسی را دوست داشته باشید، به هیچ وجه او را مجبور نخواهید کرد که دوستتان داشته باشد. البته، دوست دارید که آنها هم شما را دوست داشته باشند اما اگر آنها کس دیگری را بخواهند، شما او را رها می کنید چون دوست دارید که همیشه شاد و خوشبخت باشند. شما از تصمیمات مهم آنها در زندگی حمایت می کنید حتی اگر با آنها هم عقیده نباشید.

اما اگر فقط این بود، باید ما با همه دوستان نزدیکمان عشق حقیقی داشته باشیم. به همین دلیل می گویم به کمی کشش هم نیاز است. الیبته این کشش شباهتی به کشش جنسی که گفتیم ندارد اما برای شروع یک رابطه عاشقانه و رمانتیک کافی است. قلبتان از سینه بیرون نمی زند اما همراهی با این فرد به شما آرامش می دهد. وقتی با او هستید زمان خیلی خوب و خوشایند برایتان می گذرد و گاهی اوقات خیلی هم با هم خوش می گذرانید.

هرچه شما دو نفر همدیگر را بیشتر بشناسید، حس مسئولیت و حمایت طرف مقابلتان برای شما بیشتر می شود. در این صورت، اگر این احساس دوطرفه باشد، شما دو نفر می توانید تدریجاً یک عشق بسیار عمیق و غنی پرورش دهید که بسیار لذت بخش تر و رمانتیک تر از هر کشش جنسی است.

افراد متفاوت و مخالف با شما ممکن است شما را به خود جلب کنند اما یار و معشوق حقیقی شما نیستند

یار و معشوق حقیقی کسی است که عشق واقعی شما و بهترین دوستتان است. اگر به دنبال معشوق حقیقی خود هستید، نباید کسی را انتخاب کنید که خیلی از شما متفاوت باشد. یک ضرب المثل است که می گوید، افراد متضاد همدیگر را جذب می کنند اما با هم ازدواج نمی کنند. متاسفانه خیلی از این متضادها با هم ازدواج می کنند و آخرسر می فهمند که زندگی زناشویی بسیار بدی دارند.  گرچه یعضی از زوج ها به مرور زمان یاد می گیرند که تفاوت های همدیگر را تحمل کنند، اما وقتی با کسی زندگی کنید که علایق، ارزش ها، مشغولیات و سرگرمی های مشترکی داشته باشید و از چیزهای مشترکی لذت ببرید، زندگی بسیار لذتبخش تر خواهد بود. فقط در این حال است که شریک زندگیتان همان معشوق واقعی و حقیقیتان خواهد بود.

هیجان اولیه تفاوت های زیاد، سرانجام وقتی ماه ها تبدیل به سال ها می شوند رنگ و بوی خود را از دست می دهد و شما مدام به این فکر خواهید کرد که چه می شد اگر طرف مقابلتان حرف شما را درک می کرد یا حداقل همیشه با حرف های شما مخالف نبود. درنتیجه هر چه زمان جلوتر می رود شما وقت کمتری را با هم سپری می کنید و آخر کار محبور می شوید یا از هم جدا شوید یا شما یا طرق مقابلتان از بیخ و بن عقاید و علایق خود را عوض کند.

وقتی آن احساسات خوب اولیه از بین می رود، شما دو نفر به خاطر وجود بچه یا کار یا عادت یا حرف مردم یا حتی ترس از اینکه شاید چیز بهتری به دست نیاورید هنوز هم کنار هم می مانید. اما هیچوقت برای شما دیر نیست. ماندن با کسی که دوستش ندارید، یا فکر می کنید معشوق واقعی شما نیست، شانس حداقل چهار نفر را برای خوشبختی از بین می برد: شما، همسرتان، و دو نفر دیگر در جهان که می توانند معشوق واقعی شما یا همسرتان باشند. تاثیرات منفی یک رابطه بد به اعضای خانواده شما، دوستانتان، همکارانتان، و اطرافیانتان منتقل می شود و همه باید از گلایه ها، دعواها، و جنجال های همیشگی شما در عذاب باشند.

صبر و گذشت نشانه های عشق واقعی هستند

وقتی یک نفر واقعاً شما را دوست داشته باشد، صبر و گذشت زیادی را دربرابر بی دقتی ها یا رفتارهای زشت و بی ادبانه شما نشان خواهد داد. اما نباید از این قضیه سوء استفاده کنید. اگر چنین کاری کنید، یک نشانه مسلم از این است که شما واقعاً طرف مقابلتان را دوست ندارید. زوج هایی که واقعاً همدیگر را دوست داشته باشند وقتی می فهمند که احساسات طرف مقابلشان را جریحه دار کرده اند، واقعاً ناراحت و پشیمان می شوند.

هیچوقت عشقتان را فقط محض آزمایش کردن، آزمایش نکنید. ببینید وقتی جای آن طرف باشید واقعاً چه احساسی خواهید داشت؟ آیا او به نیازهای شما توجه دارد؟ شما چه؟ به نیازهای او توجه میکنید؟ آیا دادن ها و گرفتن ها در رابطه به یک میزان است یا همه چیز یک طرفه است؟ آیا اکثر اوقات به هم نگاه می کنید، همدیگر را ناز و نوازش می کنید یا به چشمان هم خیره می شوید؟

خودتان را در کنار همسرتان در 20 سال آینده تجسم کنید. آیا آن تصویر قلبتان را مملو از ترس می کند یا از تصور آن لبخند می زنید؟ اگر همسرتان بیشتر از اینکه از شما انتقاد کند، شما را تحسین می کند مطمئناً از تجسم آن تصویر لبخند روی لبانتان می آید. هیچکس دوست ندارد با یک منتقد زندگی کند، حتی اگر روزی عاشق این فرد بوده باشید.

دوستی به علاوه کشش جنسی بهترین نشانه عشق حقیقی است

عشق واقعی دوستی به اضافه کشش جنسی است. اگر شما از گذراندن هر لحظه از زندگیتان در کنار همسرتان لذت می برید، پس او بهترین دوست شماست. این نوع رابطه اعتماد به نفس و عزت نفس شما را بالا می برد و به شما برای رسیدن به بالاترین درجه کمال کمک می کند. درعوض، شما هم به طرف مقابلتان کمک می کنید که به این چیزها دست پیدا کند. وقتی هر دو شما عشق واقعی را احساس کنید، دیگر می توانید هر کاری را در کنار هم انجام دهید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 18:33  توسط علی بیات | 

 

هر چند ما دوست داریم که سوالات همه شما را با ذکر مفصل کلیه جزییات پاسخ دهیم، اما همانطور که قبلا هم گفته ایم تعداد نامه ها آنقدر زیاد هستند که انجام این کار برایمان مقدور نیست. به همین دلیل سعی می کنیم به مواردی که برای بیشتر خوانندگان به صورت سوال در آمده، پاسخ دهیم. مقاله زیر را بخوانید، شاید سوال شما نیز جزء مطالب این هفته باشد.

پرسش و پاسخ این هفته مربوط به این امر است که: چه موقع آقایون می توانند علاقه خود را نسبت به همسر خود ابراز کنند، در قرارهای اولیه چه کار انجام دهند که تاثیر مثبتی بر روی طرف مقابل بگذارند، چه کار کنند که خانم احساس بهتری نسبت به آنها پیدا کند و چه موقع باید با مسائل رک برخورد کنند.

چه موقع باید "علاقه" خود را به همسر آینده تان ابراز کنید؟
در این قسمت یک نکته حساس وجود دارد: اگر شما با یک خانم مانند یک دوست معمولی برخورد کنید و در رمانتیک بودن زیاده روی نفرمایید، او خیلی بیشتر مجذوب شما خواهد شد.

اخیرا با یکی از دوستانم صحبت می کردم. او برایم تعریف می کرد که چندی پیش با خانم بسیار جذابی آشنا شده و صادقانه بگویم خانم آنقدر سر تر از خودش بوده که اصلا تصور نمی کرده بتواند با او رابطه عاطفی برقرار کند، به همین دلیل تصمیم میگیرد که همانند یک دوست عادی با او برخورد کند و از زمانی که در کنار هم هستند استفاده کنند و لذت ببرند.

او اصلا تلاش نمی کرد که نظر خانم را به خود جلب کند. هیچ قدمی هم در راه برقراری رابطه با او برنمی داشت. خود را نیازمند و محتاج جلوه نمی داد. و انجام تمام این امور فقط و فقط به این خاطر بود که اصلا فکر نمی کرد خانم او را در "بازی" راه بدهد.

نتیجه چه شد؟

این رفتار از هم گسیخته و مستقل، معجزه به بار آورد. نظر خانم به او جلب شد و شالوده یک رابطه عاطفی طولانی مدت (ازدواج) پی ریزی شد.

آقایون معمولا با خانم های جذاب و زیبا طور خاصی برخورد می کنند: در بیان احساسات خود زیاده روی کرده و از همان روز اول به آنها چسبیده و ولشان نمی کنند. این امر واقعا کار زننده ای است.

بنابراین به جای این کار، به صندلی خود تکیه دهید، و خونسرد باشید؛ آنوقت میتوانید از نتایج بدست آمده، نهایت لذت را ببرید.

برای اولین قرار چه کاری انجام دهیم که او جذب ما شود؟

خیلی خوشحالم که این سوال را پرسیدید.

اگر شما یک خانم را با این امید به بیرون می برید که صرفا کاری انجام دهید که او مجذوبتان شده و به شما علاقه پیدا کند، فقط شرایط را برای خودتان مشکل تر و بدتر می کنید.

چرا؟

چون اگر بیش از اندازه برای او پول خرج کنید، به این نتیجه می رسد که شما انسان کاملی نیستید و می خواهید از طریق پول خودتان را نشان داده و او را به سمت خود بکشانید. و دیگر اینکه با این کار ثابت می کنید که خیلی خوش شانس بوده اید که او را پیدا کردید و وقت خود را با او سپری می کنید.

به جای این باید او را به نوشیدن یک قهوه دعوت کنید. اگر دیدید که او با معیارهای ذهنیتان تطابق ندارد، به راحتی و بدون فوت وقت می توانید قهوه خود را تمام کرده و او را ترک کنید.

و اصلا هم لازم نیست برای بیان این امر خجالت بکشید.

برای جلب نظرش لازم نیست برایش بیش از اندازه مایه بگذارید. اگر قرار باشد کسی در رابطه چنین کاری را انجام دهد، بهتر است او سعی کند که نظر شما را جلب کرده و رضاییتتان را فراهم آورد.

این موارد دقیقا بر خلاف کارهایی است که اکثر آقایون انجام می دهند، غافل از اینکه رعایت آنها می تواند شما را به سمت نتایج مطلوب رهنمون سازد.

چه کارهایی باید انجام دهید که او بیشتر از شما خوشش بیاید؟

- خانم هایی هستند که شاید اصلا از ما خوششان نمی آید، اما با این وجود هم جذبمان می شوند و تصمیم به ازدواج میگیرند.

بله درست است

بیشتر آقایون در اشتباه هستند و اغلب اوقات از استراتژی "لطفا منو دوست داشته باش" استفاده می کنند.

آنها نمی دانند که علاقه داشتن به یک فرد و جذب شدن به او دو مقوله کاملا مجزا هستند.

به همین دلیل کارهایی از قبیل: گل خریدن، تهیه غذا و تعریف و تمجید نمودن را انجام می دهند، به این امید که جرقه ای از دوست داشتن در دل خانم پدیدار شود.

یقینا این کارها هیچ کمکی به افزایش جذابیت شما نخواهند کرد.

اصل قضیه اینجاست: از آنجایی که این امور هیچ کمکی به شما در راه افزایش جذابیت نمی کنند، به خرج دادن تلاش بیش از حد در مورد این نوع استراتژی ها هیچ گاه شما را به اهدافی که در نظر دارید، نزدیک نمی کنند.

درست مثل اینکه بخواهید یک کیک را با دستور العمل پخت اسپاگتی درست کنید.

به جای آن شما نیازمند یک تکنیک کاربردی هستید. تلاش در راه متقاعد کردن او برای "دوست داشتنتان" را متوقف کنید.

به جای آن سعی کنید میزان جاذبه و مردانگی خود را افزایش دهید.

آیا رک بودن با خانم ها کار درستی است؟

بله، حتما

در این قسمت یک نمونه از روش های برخورد مستقیم، که نتیجه مثبت در بر دارد را برایتان ذکر می کنیم.

سعی کنید از آنها این سوال زیبا و ساده ( که البته مورد علاقه خود من نیز هست) را بپرسید: "آیا مجردی؟"

بیشتر خانم ها عادت کرده اند که آقایون از آنها بپرسند "آیا دوست پسر داری؟"

پرسیدن "آیا مجردی" آنقدر بی پرده است که آنها را شکه می کند. و پیش از اینکه فرصت صحبت کردن را پیدا کرده باشند شما تمام قدرت موجود را به سمت خود میکشانید. پیش از رفتن بر سر قرار، بر روی صحبت کردن و راه رفتن خود کمی تمرین کنید و سعی کنید روند این کارها را آرام تر کنید، هنگام حرف زدن به صندلی تکیه دهید، دست هایتان را از جیب ها در آورید و لبخندی بر روی لب داشته باشید.

سعی کنید درب ورودی مکان های مختلف، نظیر کافی شاپ را برای خانم ها باز کنید. معمولا نیمی از آنها اصلا از شما برای انجام این کار "تشکر" نمی کنند.

روی همین نکته دست بگذارید و از آنها ایراد بگیرید، تازه شاید بتوانید او را متقاعد کنید که برای جبران این کار خود، برایتان قهوه بخرد!

این ایراد گرفتن های اولیه به شما کمک می کند که در آخر کار اگر تمایل داشتید، بتوانید خیلی راحت از او خواستگاری کنید!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 18:32  توسط علی بیات | 

 

فکر می کنم اشتباه نباشد اگر بگوییم که تعداد کمی از ما در زمینه جنسی آموزش رسمی دیده ایم. واقعیت این است که موضوع سکس چیزی است که اکثریت مردم از آن آگاهی کافی ندارند. میل جنسی معمولاً توسط افراد ناآگاه و آنها که افکار بیمار دارند، سوء تعبیر می شود. اگر کمی به آن فکر کنید، می بینید که بیشتر آن چیزهایی که ما درمورد سکس یاد گرفته ایم، ز والدین، معلمین، دوستان و افراد فامیل است. و متاسفانه هنوز خیلی از ما آن مطالبی که یادگرفته ایم را باور داریم.

این افکار و فرضیه های غلط درمورد رفتارهای جنسی به طور ویژه متوجه آقایون است. شاید مخرب ترین باور نادرست این باشد که انزال مردها بالاترین نمود قدرت و توانایی جنسی مردانه است. اما این اصلاً حقیقت ندارد. در دنیای تمایلات جنسی، این مسئله کاملاً ثابت شده است که مردها، برخلاف زنها، وقتی انزال می کنند، انرژی حیاتی خود را از دست می دهند. براساس گفته های حکیمان چین قدیم که اطلاعات و آگاهی زیادی درمورد سیستم انرژی بدن انسان داشتند، مردها با هدر دادن انرژی جنسی خود، عمر خود را کوتاه می کنند. گفته می شود که به خاطر همین الگوی رفتاری مخرب است که عمر زنها بالاتر از مردها می باشد. از اینها گذشته، اکثر مردهای آموزش ندیده با انزال های بیشمار در طول زندگی از نظر جنسی خود را تخلیه میکنند. چینی ها در گذشته مشاهده کرده بودند که وقتی ذخیره انرژی حیاتی یک مرد خالی شود، او احساس خواهد کرد که قسمتی از وجود خود را از دست داده است. متخصصین مطالعات جنسی چین قدیم، به مایع منی بعنوان مایع زندگی بخش و حافظ زندگی نگاه می کردند. یک قطره از مایع منی از نظر قدرت برابر با صد قطره خون بوده است. اگر این صحیح باشد، هر بار که یک مرد انزال می کند، با از دست رفتن انرژی روبه رو می شود که مثل این می ماند که خون اهداء کرده باشد. اگر این اتفاق هر از چند گاهی بیفتد، مشکل بزرگی نیست اما طبق بررسی ها یک مرد امریکایی به طور متوسط 5000 بار در طول عمر خود انزال دارد و این برابر با تقریباً 4 گالن مایع منی می باشد. پیام این اخبار کاملاً واضح است: رفتارهای جنسی هوشمندانه موجب یک برنامه عاقلانه و فردی برای حفظ و ذخیره مایع منی می شود.

بعضی از مردها اولین باری که درمورد سکس بدون انزال می شنوند، وحشت می کنند. از این گذشته، این کاملاً مخالف با آمادگی آنهاست. این ترس به این دلیل است که مجبور خواهند بود لذت جنسی خود را قربانی یک فایده سلامتی انتزاعی کنند. بسیاری از این مردها به سختی سکس پویا بدون اوج ارضاء را قبول می کنند. از نظر آنها سکس کردن بدون انزال مثل کار کردن بدون مزد است. اما این کاملاً خلاف واقعیت است. حفظ مایع منی و خارج نکردن آن به هیچ عنوان مترادف عدم تخلیه لذت نیست. این روش حتی لذت را چندین برابر خواهد کرد.

برای اینکه علت آن را بفهمیم باید اول فرق بین انزال مردان و ارگاسم را بدانیم چون اکثر مردها آنها را یکسان می بینند. از این گذشته، از اولین تجربه های جنسی آنها، انزال و ارگاسم همیشه در یک زمان اتفاق افتاده بوده است. برای خیلی از مردها، شنیدن اینکه می توانند در زمانی غیر از زمان انزال، ارگاسم را تجربه کنند، غیر قابل باور است. بااین وجود، واقعیت این است که انزال و ارگاسم دو پروسه فیزیکی کاملاً متفاوت هستند و برای مردها خیلی مفید است که بفهمند چطور باید این دو را از هم تشخیص دهند. موفقیت چیزی جز استفاده بموقع از انقباضات درونی قوی درست مثل انقباضات بیرون کردن آخرین قطره ادرار نیست.

حفظ و ذخیره کردن مایع منی فواید بسیار زیادی دارد. برای افراد مبتدی، با حفظ بدنی جوان، نیرومند، و سالم با سطح انرژی بسیار بالا، شفافیت ذهن، و بالا رفتن نیروی جنسی همراه خواهد بود. نگه داشتن مایع منی باعث رابطه های نسی طولانی تر که لذت هر دو طرف را افزایش می دهد نخواهد شد، بلکه با این کار مرد از کاهش انرژی خود جلوگیری خواهد کرد. زوج ها اگر همراه هم برای به تاخیر انداختن و جلوگیری از انزال مرد تلاش کنند تا زمانیکه بهترین و مطلوبترین زمان برای آن فرا برسد، باعث می شود که لذت جنسی هر دو طرف به اوج خود برسد. آن حس تشدید لذت و صمیمیت بین دو نفر بسیار فراتر از چیزی خواهد بود که قبلاً تجربه کرده اید.

مهم نیست که انزال مردانه چقدر با لذت همراه باشد، چون بسیار کم دوام است و عمر آن فقط چند لحظه است. این فقط یک آزادسازی موضعی در قسمت آلت مردانه و عضلات لگن است. این آزادسازی یک پدیده منفی است چون از طریق آن فقط انرژی از دست می دهید. ارگاسم پدیده ای کاملاً متفاوت است. ارگاسم جوان کننده و بالابرنده انرژی است. روی کل جسم، ذهن و روح تاثیر می گذارد. برخلاف انزال، ارگاسم می تواند بارها و بارها برای یک ساعت یا بیشتر تکرار شود بدون اینکه انرژی از شما از دست برود. وقتی مردی یاد بگیرد که چطور از انزال خود جلوگیری کند، هوشیاری بیشتر در عمل جنسی خواهد داشت و خواهد توانست ارگاسم را جایگزین انزال خود کند. وقتی فرد در این کار مهارت پیدا کرد، عادت جنسی انزال در هر ارگاسم در نظر او دیوانگی محض خواهد بود.

انزال مردانه آن اوج لذتی که تصور می کردیم نیست. اوج لذت فقط یک عادت بد است که از قدیم در روابط جنسی باقی مانده است. ما بعنوان یک مرد فقط در انزال بوده که لذت جنسی را تجربه کرده ایم. به این ترتیب، زمانی خواهد رسید که این قدرت جنسی آنقدر در ما پایین می آید که دیگر به محرک های قبلی واکنش نمی دهد. احساس خواب آلودگی که اکثر مردها پس از انزال تجربه می کنند نشانه بسیار آشکاری از کاهش انرژی است. اما این علائم در خیلی ازمردها حتی از این هم فراتر می رود. از دست رفتن میل جنسی، آسیبپذیری، بدخلقی و افسردگی، بی تفاوتی، گوشه گیری از علائم بسیار متداول آن است. خیلی از مردها حتی پس از انزال از رختخواب بلند شده، لباس می پوشند و شریک جنسیشان را ترک می کنند. آیا تابه حال شنیده اید که زنی اینکار را بکند؟

بااینکه اکثر مردها انزال را لازمه رابطه جنسی می دانند، اما خیلی ها هم یاد گرفته اند که چطور انزال خود را نگه دارند تا لذت جنسی خود را بالاتر ببرند. یادتان باشد، متوقف کردن آزادسازی آلت تناسلی را نباید با متوقف کردن ارگاسم اشتباه بگیرید. مردهایی که در این زمینه آموزش دیده اند عملکرد واقعی ارگاسم را دانسته و می دانند که فرای لذت، ارگاسم وسیله ای است که فرد را به سمت هوشیاری بیشتر سوق می دهد.

الان دیگر وقتش رسیده که مردهای ما بازنگری روی رفتارهای جنسی خود داشته و از دیدگاهی نو به آن نگاه کنند. با کمی تغییر در هوشیاری، هر مردی با آموزش های مناسب می تواند به حفظ و نگه داشتن انرژی خود کمک کند. و این راهی خواهد بود به سمت اعتماد به نفس، هوشیاری و تکامل روحی بیشتر.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:29  توسط علی بیات | 

 

 

یکی از بهترین راههای تقویت توانایی یادگیری و بالا بردن نمراتتان این است که راه و روش کار کردن با قدرت ذهن ناخودآگاهتان را یاد بگیرید.

فرایند فکر کردن ناخودآگاه است و ما آگاهانه از نتایج آن باخبر می شویم. همه تغییرات در ناخودآگاه ما صورت می گیرد. زمانیکه آمادگیش را داشته باشیم، با آگاهی از نآآن تغییر باخبر میشویم.

اما این یعنی چه؟

اگر علاقه مندید بدانید این چه مفهومی دارد، مقاله را با ما دنبال کنید...

تقریباً دو میلیون بیت ( واحد اطلاعات ) در هر ثانیه وارد سیستم عصبی انسان می شود. تقریباً می توان گفت که ما با بمبارانی از اطلاعات روبه رو هستیم. برای حفظ سلامت عقل، ذهن هوشیار ما اکثر محرک ها را فیلتر می کند و میلر (1956) کشف کرده است که ما فقط می توانیم مثبت هفت یا منفی دو بیت اطلاعات در یک زمان استفاده کنیم.

این ذهن ناخودآگاه است که با سایر اطلاعات بالای هفت بیت (مثبت و منفی دو) سروکار دارد که در یک زمان خاص به آن توجه نمی کنید. به محض اینکه توجهمان را به چیزی می دهیم، آنوقت است که ذهنمان آگاه می شود. بعضی از قسمت های فیزیولوژی شما همیشه ناخودآگاه می ماند. این اصلاً نباید مایه تعجب باشد. ذهن ناخودآگاه ما همیشه مراقب ماست. ما که قلب، ریه ها، کلیه ها و سیستم ایمنی بدنمان را آگاهانه اداره نمی کنیم، می کنیم؟

می خواهیم به شما نشان دهیم که چطور برای دست یافتن به قدرت ذهن ناخودآگاهتان از ذهن آگاهتان بگذرید. ذهن ناخودآگاه تقریباً 90% از کل قدرت ذهن شما را گرفته است، درمقابل 10% از ذهنتان که برای فعالیت های روزمره از آن استفاده می کنید. ذهن ناخودآگاه گنجینه ای بسیار گرانبهاست، گنجینه ای از مهارت ها، حافظه، و تجربه.

قدرت تفکر مثبت را می توان با استفاده از تاییدات و تصدیق ها تقویت کرد. تصدیق یک عبارت کوتاه در زمان حال است که مداوماً برای تاثیرگذاشتن روی ذهن ناخودآگاه تکرار می شود. ایدآلترین آن باید کوتاه و کاملاً واضح باشد. این اهمیت زیادی دارد چون ذهن ناخودآگاه نمی تواند به سادگی عبارات و جملات طولانی و پیچیده را تحلیل کنذ. ذهن ناخودآگاه معمولاً با جملات کوتاه و مناسب بیشتر تاثیر می گیرد.

اما اکثریت مردم عادت به منفی اندیشی دارند. این یعنی بیشتر روی نقاط مشکل دار زندگی خود متمرکز می شوند و مداوماً اتفاقی را که دوست ندارند بیفتد، بر زبان می آورند. این مسئله معمولاً باعث می شود که مشکلات اصلی بیشتر و بیشتر شده و وضعیت حتی بدتر هم بشود. مثلاً یک دانش آموز ممکن است مداوم با خود بگوید:

"من هیچوقت در این امتحان موفق نمی شوم".

یا "همیشه وقتی می خواهم درس بخوانم حواسم پرت می شود".

یا "من نمی توانم روی درسم تمرکز کنم".

دانش آموزی که مداوم این تاییدات منفی را با خود تکرار می کند، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، معمولاً به احتمال کمتری در امتحانات خود موفق می شود و هیچوقت نخواهد توانست روی درس خود تمرکز کند.

پشت هر احساس منفی یک فکر یا باور است و در اکثر موارد اینها افکار و عقایدی ناسالم هستند. از ناسالم منظور این است که نمی توانند به شما برای رسیدن به آنچه در زندگی می خواهید کمک کنند. یعنی هیچ خدمتی به شما نمی کنند.

باور (معمولاً ناخودآگاه) مثل ماشه اسلحه می ماند و باعث می شود که در برخی موقعیت های خاص زندگی شکست بخورید.

این را یادتان باشد: اگر مثبت فکر نکنید و فکرتان را با افکار و باورهای مثبت پر نکنید، آنوقت افکار منفی برای خالی کردن شکاف ها می آیند.

لطفاً هیچوقت توانایی های خودتان را دست کم نگیرید. هیچوقت نباید فکر کنید که توانایی انجام کاری را دارید یا نه. سوال اصلی این است که آیا می خواهید فلان کار را بکنید یا نه!

در مثالهای بالا، آن دانش آموز تاییدات منفی را وارد مغزش می کرد. درحالیکه باید آنرا با تاییدات مشابه اما مثبت آن جایگزین می کرد.

"من می دانم که در امتحاناتم موفق می شوم".

یا "وقتی برای درس خواندن می نشینم، اصلاً حواسم پرت نمی شود".

یا "قدرت تمرکزم رو به پیشرفت است".

شاید انجام اینکار به نظر سخت بیاید، مخصوصاً در انجام کاری که به نظرتان خیلی دشوار است. اما باور کنید، این هم مثل خیلی چیزهای دیگر، فقط تمرین می خواهد.

هرچه این تاییدات را بیشتر و بیشتر با خود تکرار  کنید، آگاهانه یا ناآگاهانه، سریعتر به واقعیت تبدیل خواهد شد. اما باید مراقب باشید چون این روش هم برای افکار منفی و هم مثبت به این خوبی عمل می کند. یک زمان عالی برای تکرار تاییدات مثبت قبل از خواب یا بعد از بیدار شدن در صبح است. در این اوقات، ذهن ناخودآگاه شما بیشترین ارتباط را با شما خواهد داشت. اگر بتوانید آن عبارات را در طول روز با خود تکرار کنید یا حتی بنویسید و کپی هایی ازآن را همه جای خانه بگذارید، خیلی بهتر خواهد بود.

یک جایگزین خیلی خوب این تاییدات "پیام های نیمه خودآگاه" است .

قدرت پیام های نیمه خودآگاه در طول سالها به اثبات رسیده است و برای برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه از طریق روش های سمعی و بصری استفاده می شود. درواقع، پیام های نیمه خودآگاه در عملکرد خود در ذهن ناخودآگاه آنقدر قدرت دارند که در سال 1974، دولت امریکا همه انواع تبلیغات رادیو و تلویزیون با روش پیام نیمه خودآگاه را ممنوع کرد.

 پیام های نیمه خودآگاه با کار کردن در سطحی که توسط ذهن خودآگاه قابل تشخیص نیست، به ذهن ناخودآگاه می رسند. درنتیجه ذهن خودآگاه هیچوقت فرصتی برای رد کردن آن پیدا نمی کند و ذهن ناخودآگاه می تواند آن را پذیرفته و برحسب آن عمل کند.

استفاده از پیامهای نیمه خودآگاه دو روش دارد: سمعی و بصری

پیامهای نیمه خودآگاه بصری تاییداتی هستند که با سرعت بالایی پیش روی چشم فلاش زده که ذهن خودآگاه قادر به تشخیص آن نیست. درنتیجه این تاییدات مستقیماً وارد ذهن ناخودآگاه می شوند که بلافاصله هم آنرا درک کرده و نسبت به آن عمل می کند.

پیام های نیمه خودآگاه سمعی هم به همان روش عمل می کنند بااین تفاوت که دراین روش، صدایی با فرکانسی که بالاتر از آستانه نرمال شنوایی انسان است، اجرا می شود. در این حالت هم مثل نوع بصری، بااینکه ذهن خودآگاه  قادر به تشخیص آن نیست، ذهن ناخودآگاه آن را دریافت کرده و بلافاصله به آن واکنش می دهد.

هر دو نوع آن در رسیدن به قدرت شگرف ذهن ناخودآگاه بسیار نیرومند هستند.

وقتی قدرت ذهن ناخودآگاه خود را درک کردید و شروع به تحت کنترل درآوردن آن کردید، قادر خواهید بود نمراتتان را با سرعت زیادی بالا برده و فرایند یادگیری خود را شدیداً تقویت کنید. آنوقت است که درس خواندن برایتان لذت بخش خواهد بود نه یک فعالیت اجباری.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:28  توسط علی بیات | 

 

بوی بد دهان یکی از مشکلات متداول در جامعه است که میتواند علتهای مختلفی داشته باشد. دلیل عمده و اصلی آن وجود یک باکتری غیرهوازی در بیوفیلمی است که روی زبان شکل می گیرد. این باکتری پروتئین موجود در غذاها را شکسته و گازهایی مثل سولفیدهیدروژن و اسکاتول تولید میکند.

بوی بد دهان  در اول صبح تقریباً در همه افراد شایع است. این مشکل را می توان با بهداشت و نظافت دهان، کنترل کرد. اما خیلی افراد حتی پس از تمیز کردن دهان نیز ممکن است به خاطر برخی مشکلات دهانی، همچنان دچار این بو باشند. برخی از بیماری ها نیز می تواند موجب بدبو شدن دهان شود. علت اصلی این بیماری باید شناخته شده و درمان برطبق آن صورت گیرد.

در زیر به برخی از متداولترین راه ها برای کاهش و درمان بوی بد دهان اشاره می کنیم:

1) نظافت دهان

برای کاهش فعالیت باکتری ها، باید همیشه دهان را تمیز نگه داشت. پس از  غذا خوردن، غرغره کردن با آب ولرم لازم است. حتی پس از خوردن تنقلات، شیرینی، و بیسکویت حتماً باید دهان را با آب تمیز کرد. دوبار در روز باید مسواک بزنید. گفته می شود که مسواک اول صبح برای زیبایی است و مسواک آخر شب برای سلامتی.

2) تکنیک های مسواک زدن

برای گرفتن نتیجه بهتر باید از تکنیک های معمول مسواک زدن استفاده کرد. خیلی از افراد با مسواک زدن شدید باعث آسیب رساندن به لثه های خود می شوند. مسواک زدن پس از صرف هر غذا و نوشیدنی هم می تواند به مینای دندان آسیب برساند. موهای مسواک باید نرم اما به اندازه کافی سخت باشند تا بتوانند موادزائد را از منافذ دندانها بیرون بکشند. مهمترین چیز در مسواک زدن، جهت آن است.

دندانهای بالایی را باید در جهت روبه پایین و دندانهای پایین را در جهت روبه بالا مسواک زد. این مسئله هم برای سطح خارجی و هم داخلی صدق می کند. بعد نوبت به تاج دندانها می رسد. در این حالت مسواک زدن باید در جهت روبه جلو و روبه عقب صورت گیرد. این مسئله هم برای دندانهای بالا و هم پایین صدق می کند.

3) تمیز کردن زبان

لایه زرد یا سفید رنگ روی زبان می تواند موجب بدبو شدن آن شود. این مسئله در اول صبح بیشتر است و باید دوبار در روز به کمک تمیزکننده زبان انجام شود. تمیزکننده های زبان را باید به آرامی بدون آسیب رساندن به جوانه های چشایی روی زبان انجام داد.

4) خلال دندان

از خلال دندان برای بیرون کشیدن خرده های غذا از لای دندانها استفاده می شود. این ابزار مخصوصاً بعد از خوردن گوشت و ماهی بسیار مفید است. برای جلوگیری از آسیب رسیدن به لثه ها باید به آرامی از آن استفاده کنید.

5) غرغره کردن

پس از صرف هر غذا، غرغره کردن با آب ولرم بسیار مفید است. برای گرفتن نتیجه بهتر است این غرغره کردن را با آب نمک انجام دهید. دهان شوی های مختلفی نیز در بازار موجود است که می توانید از داروخانه ها خریداری کنید. غرغره کردن با دهان شوی هم به رفع بوی بد دهان کمک میکند.

6) عادات غذایی

برخی از موادغذایی نیز بوی خاصی ایجاد می کنند که ممکن است برای سایرین خوشایند نباشد. پیاز خام بهترین نمونه آن است. گفته می شود که خوردن یک سیب در روز دکتر را از شما دور می کند و خوردن یک پیاز خام در روز هم همه را از شما دور می کند. دقت به زمان غذاخوردن اهمیت زیادی دارد.

7) نوشیدن آب

خشکی دهان محل بسیار مناسبی برای فعالیت باکتری ها ایجاد می کند که موجب بدبو شدن دهانمی شود. برای حفظ رطوبت دهان و کاهش تکثیر باکتریها، وجود بزاق دهان ضروری است. تولید بزاق با توازن آب بدن رابطه نزدیک دارد، درنتیجه باید در طول روز به مقدار کافی آب بنوشید.

8) خنک کننده های دهان

خنک کننده های مصنوعی و طبیعی دهان می تواند شدت بوی بد دهان را تاحدی پایین بیاورند. برای این منظور معمولاً از موادغذایی تند استفاده می شود. ادویه های جویدنی مثل میخک، زیره، هل، دارجین، و زنجبیل می توانند مفید باشند. همه مرکبات هم می توانند بوی بد دهان را کاهش دهند. نک کننده های دهان و آدامس را می توانید از بازار تهیه کنید. اما باید دقت کنید که برخی از این محصولات می تواند آسیب هم ایجاد کند.

اگر راهکارهای بالا جواب نداد، چه باید کرد؟

می توانید از راه حل های زیر استفاده کنید:

1) از بین بردن علت

بوی بد دهان گاهی به خاطر برخی بیماری های خاص مثل دیابت، تب، اختلالات معده، و بیماری های کبد ایجاد می شود. با از بین بردن و کاهش علت اولیه، بوی بد هم اتوماتیک وار از بین می رود.

2) داروهای جدید

اگر بوی بد دهان به خاطر عفونت خاصی باشد، داروهای آنتی بیوتیک ، ضدقارچ و ضد ویروس مناسب می تواند مفید باشد. اگر بوی بد دهان به خاطر هر نوع بیماری مزمن یا خودایمن باشد ممکن است از استیروئید هم استفاده شود. قرص های تولیدکننده بزاق هم میتوان مصرف کرد.

3) جرم گیری دندانها

جرم گیری دندانها توسط دندانپزشک پلاک و رسوب روی دندنها را از بین می برد. اینکار می تواند شدت بدبوی دهان را کاهش دهد. حداقل سالی یکبار به دندانپزشک مراجعه کنید.

4) پر کردن کرم خوردگی دندانها

ازآنجا که کرم خوردگی دندان یکی از علتهای اصلی بوی بد دهان است، حتماً باید برای پر کردن آن به دندانپزشک مراجعه کنید. سابقاً از آلیاژهای نقره ای رنگ برای پر کردن استفاده می شود. اما امروزه با مواد مصنوعی کههمرنگ دندان هستند استفاده می شود.

5) جراحی لوزه

بیمارانی که مداوماً دچار ورم و التهاب لوزه می شوند ممکن است به خاطر تولید موادخمیری از غدد لوزه ها دچار بوی بد دهان شوند. این بیماران پس از جراحی لوزه از این مشکل خلاص می شوند.

6) مشاوره روانشناسی

افرادیکه دچار بوی بد دهان هستند ممکن است دچار افسردگی شده و خود را از جامعه دور کنند. این انزوا بر فعالیت های روزانه آنها تاثیر منفی خواهد داشت. چنین افرادی باید بدانند که همه انسانها  دچار بوی بد دهان هستند اما شدت های آن متفاوت است. باید تا جایی که می توانند برای از بین بردن شدت این بدبویی تلاش کنند و هر راه ممکنی را امتحان کنند. حمایت خانواده و دوستان برای چنین افرادی الزامی است.

برخی از افرادی که برای بوی بد دهان به پزشک مراجعه می کنند، هیچ مشکلی واقعی ندارند. اما معمولاًاز درد، تنگی نفس، ناراحتی شکم، و بوی بد دهان گلایه دارند. برای تشخیص و درمان هر علت واقعی نیاز به معاینه دقیق است. برای مداوای این افراد باید از طریق روانشناسی پیش رفت.

7) هوموپاتی

در هوموپاتی، دارویی هایی براساس وضعیت فیزیکی، احساسی، فکری و اجتماعی افراد انتخاب می شود و در قدرت و دوز مناسب برای آنها تجویز می شود. از این طریق هر مشکل سلامتی آنها ازجمله بوی بد دهان، از بین می رود.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:28  توسط علی بیات | 

این روزها اصطلاحات رشد فردی، پیشرفت فردی و کمک به خود خیلی باب شده است. خیلی از کتابها و وب سایت ها را بر مبنای این موضوعات می بینیم. به نظر میرسد که مردم برای پیدا کردن راه حلی برای مشکلاتشان به درون خود رجوع می کنند. و برای این منظور به دنبال اطلاعات، تکنیک ها، کارگاه های آموزشی و سخنرانی هایی هستند که راه آنرا نشانشان دهد. مردم فهمیده اند که رشد و پیشرفت فردی کیفیت زندگی آنها را بالا می برد.

ذهن ناخودآگاه یکی از کلیدهای رشد و پیشرفت فردی است. با تغییر محتویات ذهن ناخودآگاه می توانید عادات و رفتارهایتان را تغییر دهید. اینکار از طریق تجسم سازی، استفاده از عبارات تاییدی، مدیتیشن و بررسی رفتارها و عادت ها میسر است.

فرایند تغییر درونی نیاز به کار و تلاش درونی دارد. خواندن فقط کافی نیست، باید آنچه خوانده اید را تمرین کنید و این نیازمند زمان و تلاش است. چیزی به اسم پیشرفت فردی فوری وجود ندارد. هر تغییر درونی زمان می برد و برای آن باید انگیزه، تمایل، جاه طلبی، پشتکار و فداکاری داشته باشید. مقاومتهای درونی و بیرونی را هم باید مد نظر قرار دهید. با شروع هر برنامه رشد فردی اکثر افراد معمولاً با مقاومت های درونی مواجه می شوند که از عادات قدیمی و ذهن ناخودآگاه آنها سرچشمه می گیرد. این مقاومت ها ممکن است از افراد دور و بر آنها نیز باشد.

میل به تغییر، ساختن عادت های تازه و رشد باید آنقدر نیرومند باشد تا بتواند بر تنبلی، میل به دست کشیدن از کار، یا مسخره کردن ها و مقاومت های خانواده، دوستان و همکاران غلبه کند.

اجازه بدهید چیزی درمورد خودم بگویم. من از سنین پایین روی تکنیک های پیشرفت و رشد فردی کار می کردم و آن را منبعی از قدرت درونی، شادی و راهی برای بهتر زندگی کردن می دانستم. یکی از مفیدترین تکنیک هایی که کشف کردم تکنیکی بسیار ساده اما بسیار موثر بود. در این تکنیک به رفتارها و اعمال مردم در موقعیت های مختلف نگاه میکنی و بعد به درون خود نگاه می کنی تا ببینی خودت هم در یک موقعیت مشابه به همان صورت رفتار می کنی یا نه.

وقتی کسانی را می دیدم که خصوصیاتی داشتند که دوست نداشتم، خودم را آزمایش می کردم تا ببینم من هم آن خصوصیات را دارم یا نه. اگر داشتم، در ذهنم یک رفتار دیگر را تجسم می کردم. در چشم ذهنم خودم را می دیدم که خلاف آن خصوصیت را دارم. خودم را در موقعیت هایی تجسم می کردم که آن رفتار جدید را از خود نشان می دهم.

زمانیکه با خصوصیاتی روبه رو می شدم که دوست داشتم، درمورد فواید و مزیت های آن و اهمیتشان در زندگی خودم فکر میکردم. اینجا هم از تجسم سازی و عبارات تاییدی استفاده کرده و سعی می کردم که در زندگی همانطور رفتار کنم.

به این طریق بود که از رفتارها و اعمال مردم اطرافم، در محل کار، خانه، خیابان، و هر جای دیگر بهره های زیادی نصیبم شد. اینکار هیچوقت با هدف قضاوت کردن درمورد آنها یا بهره کشی از آنها نبوده بلکه برای یاد گرفتن نحوه بهتر رفتار و عمل بوده است. این فرایند فایده دیگری هم داشت. علم من را درمورد افکاری که بر رفتار و اعمال مردم تاثیر می کند بالا برد.

شما چطور می توانید از این تکنیک برای رشد و پیشرفت فردی خود استفاده کنید؟

1. به اطراف خود نگاه کنید و ببینید مردم در موقعیت های مختلف چطور رفتار و عمل می کنند. به افرادیکه در محل کار، خانه، سوپرمارکت، در اتوبوس، تاکسی یا در خیابان می بینید دقت کنید. حتی می توانید به افرادیکه در تلویزیون با آنها مصاحبه میشود یا در فیلم ها می بینید هم فایده ببرید.

2. ببینید مردم چطور حرف می زنند، چطور راه می روند، چطور واکنش می دهند و درنتیجه آن سایر افراد چطور با آنها برخورد می کنند.

3. به نحوه استفاده افراد از صدای خود و واکنش آنها به صدای دیگران دقت کنید. ببینید وقتی دیگران داد می زنند یا نرم و آرام صحبت می کنند شما چه احساسی پیدا می کنید. ببینید وقتی افراد عصبانی می شوند، ناراحت می شوند یا برعکس شاد و آرام هستند چه اتفاقی می افتد.

4. اگر چیزی که مشاهده می کنید را دوست ندارید، ببینید چرا و چطور آن را دوست ندارید و بعد رفتار خودتان را بررسی کنید تا ببینید شما هم همانطور رفتار می کنید یا خیر. با خود صادق و بیطرف باشید.

5. اگر متوجه شدید که شما هم بعضی از این رفتارهای نامطلوب را دارید، هر از گاهی به خودتان گوشزد کنید، آنوقت هر بار که چنین رفتاری نشان می دهید کاملاً از آن آگاهید و تمام تلاشتان را می کنید که چنین رفتاری از شما سر نزند.

6. در ذهنتان تجسم کنید که دوست دارید چطور برخورد کنید. چندین بار در طول روز آنرا تکرار کنید.

7. وقتی با رفتار و عملی روبه رو شدید که دوست داشتید، سعی کنید به همان صورت رفتار کنید. اینجا هم چندین بار در طول روز آن صحنه را در ذهنتان تجسم کنید.

8. همچنین می توانید برخی از عادت های سابقتان را کنار گذاشته و عادت ها و رفتارهای جدیدی اتخاذ کنید. مداوم تغییراتی که باید انجام دهید را به خودتان یادآور شوید و برحسب آن رفتار کنید. هربار که دیدید مطابق آن عادت قدیمی رفتار کرده اید، تصمیمتان برای تغییر و بهبودی را به یاد بیاورید و بنابر آن رفتار کنید.

9. اگر زود نتیجه نگرفتید، ناامید و خسته نشوید. مهم نیست که چند بار شکست بخورید یا فراموش کنید که آنطور دلخواهتان رفتار کنید. پشتکار داشته باشید و هیچوقت از تلاش دست نکشید و خواهید دید که چطور خودتان و زندگیتان کم کم تغییر میکنید.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:27  توسط علی بیات | 

 

از نگاه کردن به آینه، افسرده شدن و اجتناب از دیدن تصویر خود، نامناسب جلوه کردن در محافل اجتماعی خسته شده اید؟ ناامید نشوید. در اکثر مواقع، زشتی فقط نوعی نگرش است که ما اتخاذ میکنیم. اما حتی اگر از نظر فیزیکی هم واقعیت داشته باشد، همیشه راه هایی برای غلبه بر آن وجود دارد.

مراحل

1. لبخند بزنید. چه باور کنید یا نه، این لبخند زدن یا نزدن افراد است که بخش اعظمی از جذابیت آنها را تشکیل می دهد. اگر به فیلم هایی که تابه حال دیده اید فکر کنید، کدام هنرپیشه ها بودند که همیشه خوشتیپ ترین و جذابترین تلقی می شدند؟ مطمئناً آنهایی که همیشه یک لبخند زیبا و جذاب برای بیننده ها روی لبانشان داشته اند. مغز ما طوری برنامه ریزی شده است که از نوزادی جذب لبخند دیگران می شویم و لبخند زدن واقعاً می تواند معجزه کند. مردم اگر حتی قیافه شما را به یاد نداشته باشند، همیشه آن لبخند زیبا و خنده از ته دلتان را به یاد خواهند آورد.

2. خود را زیبا تصور کنید. اکثر اوقات افرادیکه احساس می کنند زشت هستند خود را از ترس صدمه دیدن از جامعه دور می کنند. به نظر آنها، عدم پذیرش جامعه که کاملاً قابل انتظار است واقعاً شایسته آنهاست. اما اینطور نیست. هیچکس حق ندارد درمورد ظاهر شما قضاوت کند، بجز خودتان و اگر تصمیم بگیرید که خوش ظاهر باشید، حتی اگر بینی شما بزرگ باشد یا شکم بزرگی داشته باشید یا نصف صورتتان سرطانی باشد، آنچه به دیگران منعکس می کنید، فردی خوش ظاهر خواهد بود. اکثر اوقات مردم فقط به این دلیل می گویند که یک نفر زشت است که خودش چنین تصوری از خود دارد.

3. جلوی آینه بایستید، به آنچه می بینید طوری واکنش دهید که انگار یک نفر دیگر است. شما شایستگی این را دارید که حداقل با همان احترامی که با یک غریبه برخورد می کنید، با خودتان برخورد کنید. مطمئناً هیچوقت بی مقدمه به یک غریبه نمی گویید که "اه، چقدر تو زشتی!" پس با خودتان هم اینکار را نکنید. با خودتان مودب باشید و سعی کنید به هر طریقی که میتوانید به آن فردی که جلوی آینه می بینید کمک کنید تا زیباتر به نظر برسد و احساس بهتری نسبت به خود پیدا کند.

4. هر روز وقتی بیرون می روید، خوب لباس بپوشید و به خودتان برسید. این یعنی شلواری خوش قواره و پیراهنی اتوکشیده تن کنید و موهایتان را هم تا حد ممکن به زیباترین حالت خود درست کنید. شاید در اول کار به نظرتان وقت تلف کردن باشد اما آنهایی که متقاعد شده اند که زشت هستند معمولاً سعی می کنند که خود را در خانه پنهان کنند و هیچکس را نبینند. اما باز هم خودتان، خودتان را خواهید دید و این است که واقعاً مهم می باشد. وقتی عادت کنید که تمام روز خوب به نظر برسید، اتوماتیک وار تصور خواهید کرد که فرد خوش ظاهری هستید و به سایرین هم با همین تفکر واکنش خواهید داد. و این چرخه آنقدر ادامه پیدا میکند که واقعاً زیبا می شوید و متعجبانه خواهید دید که یک روز هر کس با دیدنتان، تحسینتان خواهد کرد.

5. تحمل کنید. مهم نیست که اول کار چقدر احساس حماقت کنید، اما این مراحل را خوب به یاد داشته باشید: لبخند، جذاب تصور کردن خود، محترمانه برخورد کردن با خود درست مثل یک غریبه، و زیبا کردن و رسیدن به خود. مهم نیست که تغییر طرز فکرتان چقدر طول بکشد، هیچوقت نباید تسلیم شوید. پیشرفت واقعی همیشه تدریجاً به وجود می آید.

6. از آرایشگرتان بخواهید یک مدل موی جدید روی سرتان پیاده کند، کمی آرایش کنید، و با خودتان خوب برخورد کنید. در خرید لباس بیشتر دقت کنید و چیزی را بخرید که واقعاً برازنده تان باشد.

7. دریچه قلبتان را برای دوستی باز کنید. خواهید دید که وقتی دوستان بیشتری داشته باشید، اعتماد به نفستان تا جایی بالا می رود که خودتان را واقعاً زیبا خواهید دید.

نکات

· یادتان باشد، بعضی از افراد جذاب محبوب ما چندان هم زیبا نیستند. باربارا استرایساند و کارول برونت واقعاً نمونه بارز زیبایی به حساب نمی آیند اما ما آنها را به خاطر روحیه جذاب، دلپذیر و پرانرژیشان دوست داریم. زیبایی خنده ماست؛ به شکل ابرو نیست بلکه در نحوه استفاده شما از آن ابرو است.

· زیبایی نیز به همان اندازه زشتی یک فریب است. آرایش صورت هنرپیشه محبوبتان را بردارید و آنوقت است که شوکه می شوید که دقیقاً قیافه دوران دبیرستان شما را دارد. حتی اگر زشت هم نباشد، یک دست لباس زشت و بی قواره تن او کنید و ببینید که چقدر زشت به نظر خواهد رسید.

· اعتماد به نفس از زیبایی ظاهر جذب کننده تر است. صاف بایستید، سرتان را بالا نگه دارید و در چشمان مردم خیره شوید.

· یادتان باشد که همه جوانب ظاهر برای همه افراد زیبا نیست و خیلی اوقات ویژگی هایی که به نظر یک نفر زشت می آید برای دیگران زیبا است.

· اگر نمی دانید که چطور باید خوب لباس بپوشید، کسی از اطرافیانتان را که به نظرتان فردی خوش لباس است که پیدا کنید و ببینید که چطور لباس می پوشد و لباسهایی را در کمدتان پیدا کنید که شبیه سبک لباس پوشیدن او باشد. راحت و کلاسیک لباس بپوشید. اگر به نظرتان می آید که شکمتان از شلوار جینتان بیرون زده است مطمئن باشید که آن شلوار هیچ زیبایی به شما نخواهد داد پس دور بریزیدش.

· یک مدل موی جدید برای خود انتخاب کنید. شاید تعجب بکنید که یک تغییر ساده در مدل مو چطور می تواند ظاهر شما را از این رو به آن رو کند.

· همیشه به خودتان بگویید که زیبایید چون واقعاً هستید.

· یادتان باشد، زیبایی مسئله ای کاملاً نسبی است. برای تحت تاثیر قرار دادن یک نفر ظاهرتان را تغییر ندهید. بهترین کار این است که همیشه خودتان باشید.

· به خاطر بسپارید فقط خودتان بدترین منتقد خودتان هستید.

وقتی اعتماد به نفس در شما ایجاد شد، مطمئناً دیگر خیلی به خودتان سخت نخواهید گرفت.

هشدارها

· اول از همه اینکه، بدانید که شما زشت نیستید! همه فکر می کنند که اشکالی دارند درحالیکه در واقعیت آن افراد زیباترین و جذاب ترین ها هستند.

· هیچوقت از مردم نپرسید که آیا فکر می کنند شما زشت هستید یا نه. ممکن است واقعاً اذیتشان کند. از این گذشته، مطمئناً اگر زشت هم باشید، آنها مستقیم این را به شما نخواهند گفت.

· آشکار است که شما زیبا هستید. رمز موفقیت فقط در اعتماد به نفس است. و بهترین راه برای به دست آوردن این است که دوستانه تر با مردم برخورد کنید. برای شروع مکالمه پا پیش بگذارید و از دیگران سوال کنید، همین مکالمات آشنایی هایی به وجود می آورد که این آشنایی ها منجر به دوستی می شوند. و آنوقت است که مردم واقعاً می بینند که چقدر زیبا هستید.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:26  توسط علی بیات | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
برای آنها که مرا نمی شناسند همین قدر کافیست که بدانید من علی بیات هستم همین و بس و برای آنان که مرا می شناسند علی بیات بودن کافیست !

نوشته های پیشین
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
آرشیو موضوعی
پرورش اندام
ازدواج وبررسي مسائل جنسي و زناشويي
تغذيه وسلامتي
ورزش
مد و مسائل روز
اطلاعات جديد برنامه نويسي
پیوندها
آموزش ساخت وبلاگ در 30 دقیقه
فیلتر شکن,هک,برنامه نویسی و...
مثل آبی ، مثل دریا
عشق شیرین دوست داشتنی
همسر و ازدواج
کویر پر ستاره
اطاق
عكس بازيگران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM