![]() |
![]() |
|
| برای اولین بار مطاللبی ازیه نفر مثله شما |
"یک بیان تصویری احساسی بیش از هزاران لغت ارزش دارد!" –گری اسمالی آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده که بخواهید حرفی به همسرتان، دوستتان، یا رئیستان بزنید و نتوانسته باشید منظورتان را به او برسانید؟ یا احساسی را از ته قلبتان بروز داده باشید و طرفتان متوجه آن نشده باشد؟ درست مثل این می ماند که به یک زبان کاملاً جدید حرف می زنید. تقریباً در 80% از خانواده ها، مردها در مورد همسرشان زبانی که زبان عقل خوانده می شود را به کار می گیرند، درحالیکه خانم ها از زبان قلبشان برای حرف زدن با همسرشان استفاده می کنند. مردها، عموماً منطقی، واقع بین، و جزئیگرا هستند و خانم ها در مقابل دوست دارند افکار، احساسات، اهداف و آرزوهایشان را به زبان بیاورند. درنتیجه این دو تفاوت، خیلی از خانم ها یادشان می رود که ممکن است همسرشان نیازها و دغدغه های آنان را متوجه نشود. در اکثر موارد، زن و شوهر به دو زبان مختلف صحبت می کنند. عصبانی شدن از یک مرد برای تشویق او برای پا گذاشتن به یک سطح درک عمیق تر، ندرتاً موثر واقع می شود. در عوض چرا نباید از قوی ترین ابزار گفتگویی که می شناسیم برای کمک به همسرمان برای رسیدن به درکی عمیق تر از احساسات و افکار ما استفاده کنیم؟ ما این ابزار را بیان تصویری احساس می نامیم. بدون اغراق باید بگویم که موارد زیادی از روابط را دیده ایم که بااستفاده از این تکنیک به ارتباطی فوق العاده تبدیل شده اند که عقل و دل را در یک زمان تحت تاثیر قرار می دهد. توانایی اصلی این تکنیک این است که می تواند بین منطق (قدرت طبیعی مردان) و احساس (قدرت طبیعی زنان) پل بزند. این ابزار، یک ابزار ارتباطی است که احساسات و منطق فرد را به طور همزمان درگیر کرده و تحریک می کند و باعث می شود که حرف یکدیگر را بهتر بشنویم و تجربه کنیم. بیان تصویری بدون شک راهی عالی برای رساندن حرف هایمان مستقیماً به دل شنونده است. اما این تکنیک ارتباطی می تواند به دیگران کمک کند که حرفتان را فوراً درک کنند. اجازه بدهید کمی درمورد این درک آنی توضیح بدهیم. اگر من می خواستم ابراز کنم که چقدر برای یک نفر احترام قائل هستم، ممکن بود بگویم که، "واقعاً فکر میکنم که تو فوق العاده ای!" البته بد نیست اما به طور کامل نمی رساند که آن فرد از چه ارزشی برخوردار است. اما می توانستم هم بگویم، "واقعاً برایت ارزش قائلم—تو منو یاد بزرگترین الماس جهان می اندازی!" آیا جمله دوم حس ارزش عمیق تری را نمی رساند؟ با این جمله فرد مقابلم به خوبی می تواند تصور کند که چه ارزشی پیش من دارد. حالا اگر می خواستم بگویم که رفتار یک فرد تا چه حد احمقانه است چه؟ به جای اینکه بگویم، "این چه رفتار عجیبیه!" می توانم بگویم، "یه پله با جنون محض فاصله داری!" تفاوت این جملات در احساسی است که در فرد مقابل ایجاد می کند. به خاطر همین است که میگوییم، یک تصویر به اندازه هزاران کلمه ارزش دارد. هفت قدم تا خلق بیان تصویری 1) هدفی مشخص پیدا کنید. مهمترین مسئله اینجا این است که هدفتان را پیدا کنید: می خواهید افکار و احساساتتان را روشن کنید؛ به یک سطح عمیق تر از صمیمیت برسید؛ کسی را تحسین یا تشویق کنید؛ یا دوستانه نصیحت کنید. دلیل اینکه یافتن هدف اهمیت زیادی دارد و ضروری است این است که نوع بیانات تصویری که می خواهید خلق کنید را به شما دیکته می کند. 2) علایق فرد مقابل را در نظر بگیرید. این قدم، قدم بسیار مهمی است. فقط درصورتی فرد مقابلتان حرف شما را متوجه خواهد شد که آن را با توجه به علایق او خلق کنید. به عبارت دیگر، اگر حرفتان مورد علاقه آن فرد نباشد، هیچ تاثیری در او نخواهد داشت. برای مثال، اگر همسر من بخواهد از یک بیان تصویری برای اصلاح رفتار شلختگی من استفاده کند، باید علایق من را در نظر بگیرد. ازآنجا که من علاقه زیادی به ماهیگیری دارم، او می تواند آن تصویر را حول ماهیگیری بسازد. اما اگر مثلاً می خواست حرفش را به چیزهایی مثل گلکاری یا آشپزی ربط دهد، چون اصلاً علاقه ای به این کارها ندارم، نمی توانستم به راحتی خودم را به تصویری که برایم می سازد، مرتبط کنم. پس، اگر میخواهید بیشترین تاثیر را در طرف مقابلتان بگذارید، علایق او را بشناسید. برای شناختن علاقه یک فرد می توانید از شغل او، غذاهای مورد علاقه اش، کتاب هایی که میخواند، فیلم هایی که می بیند، آهنگ هایی که گوش می کند یا از این قبیل کمک بگیرید. 3) از چهار چشمه خستگی ناپذیر استفاده کنید. وقتی هدفتان را پیدا کردید و علایق فرد مقابل را نیز شناختید، می توانید از چهار چشمه برای خلق تصویرتان استفاده کنید. این چهار چشمه عبارتند از: - طبیعت و شگفتی های آن (گل ها، درختان، ابرها، رودخانه ها و ...) - اشیاء روزمره ( اتومیل، الماس، کامپیوتر و ...) - داستان های خیالی (هر داستانی که می توانید با تخیلتان بسازید) - تجربیات و خاطرات گذشته (به نظر ما این قوی ترین چشمه است چون فرد قبلاً آن احساسات را لمس کرده است. تنها کاری که باید بکنید این است که تلنگری به آن خاطرات بزنید.) 4) داستانتان را تمرین کنید. یادتان باشد که "کار نیکو کردن از پر کردن است." اگر زمان بگذارید و به اندازه کافی تلاش کنید تا تصویری بامفهوم و پرمعنی بسازید، مطمئناً تاثیرگذار خواهید بود. 5) زمانی مناسب و بی دغدغه انتخاب کنید. بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد این است که حرفتان را در زمان نامناسب منتقل کنید. مثلاً وقتی طرفتان قرار دارد و دیرش شده است و درست قبل از اینکه از اتاق بیرون برودف یا وقتی بچه ها دور و برتان هستند یا دیروقت که او خوابش می آید و یا ...این زمانها تاثیر تصویر را شما از بین خواهند برد. پس زمانی را انتخاب کنید که از هر لحاظ برای آن کار مناسب باشد. 6) پشتکار داشته باشید. اگر بارها و بارها شکست خوردید، امید و پشتکارتان را از دست ندهید. بعضی وقت ها طرف مقابلتان تصویری که ساخته اید را درک نمی کند یا اتفاقی می افتد که حرفتان تاثیر نمی گذارد. اگر چنین اتفاقی افتاد، دلسرد نشوید. راه دیگر، زمانی دیگر یا محلی دیگر را انتخاب کنید. 7) بیان تصویری خود را جاودانه کنید. وقتی توانستید یکی از چراغهای خانه را روشن کنید، سراغ بقیه چراغها بروید. این یعنی می توانید از تصویری که خلق کرده اید و تاثیر گذاشته استفاده کنید، سوالهای بیشتری بپرسید، یا بعدها جزئیات بیشتری به آن اضافه کنید و درصورت لزوم دوباره از آن استفاده کنید. روابط ناخوشنود و خسته کننده زیادی بعد از استفاده از تکنیک بیان تصویری تغییر کردند. این تغییر با جادو و جمبل اتفاق نیفتاد و آن مشکل عمیق ناگهانی محو نشد. برای حل مشکلات، زوج باید بطور مداوم روی آن کار کنند و برای حل آن به خدا توکل کنند. اما تکنیک بیان تصویری که برایتان شرح دادیم، به حتم تغییر ایجاد میکند. شاید اول کار مایوس شوید و هر قدم خسته کننده به نظر برسد اما پشتکارتان را نباید از دست بدهید. به راهتان ادامه دهید و مطمئن باشید زودتر از آنچه که فکر می کنید به نتیجه خواهید رسید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 19:45 توسط علی بیات |
|
نـخـستین گـام برای داشـتن پوستـی زیبا آگاهی یافتن از نوع پوست میباشد زیرا ازاین طریق شما قادر خواهید بود هر چه بهتر از پوستتان مراقبت و هـمـچنـیـن فـراورده های بـهـداشـتـی و آرایشی مناسب نوع پوست خود را انتخاب کنید. بطور کلی 5 نوع پوست وجود دارد: 1- پوست نرمال: نه زیاد خشک و نه زیاد چرب میباشد- مــنــافــذ پـوست قابل رویت بـوده امـا بـزرگ و یـا مســدود نیستند- پس از شستشو نرم و لطیف میگردند- به نـدرت صورت جوش میزند. طرز مراقبت: روزی دوبـار صـورت خـود را با شوینده های مـلایم شستشو داده و از مرطوب کننده استفاده کنید. 2- پوست چرب: پوست اغلب چرب است- سطح پوست ضخیم و خشن می بــاشد -منافذ پوست بزرگ و قابل رویت میباشد- پوست براق است. صورت زیاد جوش می زند-گرد و غبار و آلودگی بیشتری را به خود جذب می کند- غـدد چـربـی بـیـش از حـد فـعـال میباشند به همین خاطر منافذ پوست در معرض انسداد است- پـوست کـمـتـر چـروکیده میشود. طرز مراقبت: روزی 2 مرتبه صورت خود را با شوینـده هـای مـلایـم شسـتـشو دهـیـد-همواره از شوینده های ملایم و غیر چرب و حاوی الکل استفاده کنید- از لــوازم آرایشی غیر چرب استفاده کنید- به خاطر داشته باشید پوست چرب نیز نیاز به مـرطـوب کــننده دارد بنابراین از مرطوب کننده هر روز استفاده کنید.- با آب سرد صورت خود را بشویید تا منافذ پوستتان بسته گردد. از غذاهای سرخ شده و شکلات کمتر استفاده کنید. 3- پوست خشک: پوست نازک و کاغذ مانند است- هـنـگـام لـمس آن پـوسـت خـشـک است- منافذ پوست بسیار ریز میباشند- صورت بندرت جوش می زند- چون غدد چربی کم کار میباشند بنابراین پوست خشک و معمولا پوسته پوسته میگردد- مـستعد چین و چروک می بـاشد- در زمستان پوست خشک تر شده و خارش پیدا می کند. طرز مراقبت: همواره از لوازم آرایش ملایم فاقد الکل استفاده کنید-هر روز پوست خود را با مرطوب کننده مرطوب کنید- همواره صورت خـود را بـا شـویـنـده هـای مـلایــم و غیر صـابونی بشویید زیرا صابون چربی پوست شما را با خود می شوید- از کـرمـهـایـی کــه محتوی آلفاهیدروکسی اسید میباشد استفاده کنید. این ماده سبب پیلینگ ملایم لایه خشک و مرده خارجی پوست می شـود- شستـشوی صـورت بـا روغــن بادام و یا زیتون بسیار موثر می باشد- یـک سیب را رنده کرده مدتی در یخچال گذاشته و 15 دقیقه روی صورتتان قرار دهید. 4- پوست ترکیبی: اغلب افراد پوستشان پوست ترکیبی می بـاشد بـدیـن مـفهوم که بخشی از پوستشان چرب و بخشی خشک است- خشکی معمولا در نواحی گونه، دور چشم و گردن و چرب در نواحی پیشانی، بینی و چانه- بهتر است برای نواحی چرب یک نوع فراورده و نواحی خشک فراورده دیگری استفاده کنید. طرز مراقبت: صورت خود را روزی 2 مرتبه با شوینده های ملایم شستشو دهید-گلاب برای طراوت پوست بسیار موثر است. 5- پوست حساس: بـه آسـانـی تــحریـک می گردد و ایجاد خارش، سوزش، قـرمــزی و ساییدگی در پوست می گردد- گهگاهی جوش میزند. طرز مراقبت: از صابون استفاده نکنید و در عوض لوسیونهای شستشوی ملایم و غیر حساسیت زا را بکار ببرید. نکاتی در مورد سلامتی پوست 1- آب فراوان بنوشید.حداقل روزی 10-6 لیوان. آب سبب دفع سموم بـدن میگردد و برای سلامتی پوست بسیار مهم است. 2- از کرمهای ضد آفتاب استفاده کنید تا پوستتان دچار پیری زود رس نگردد. 3- رژیم غذایی مناسب داشته باشید. روزانه مـقادیـر زیادی سبزیجات و میوه های تازه بخورید. سویا برای پوست بسیار مفید میباشد. 4- مشروبات الکلی و سیگار را ترک کنید. سیگار ویـتامین سی بدن را از میان میبرد که سبب آسیب به بافت ارتجاعی پوست گشته و چین و چروک در پوست نــمایان میگردد. الـکـل نـیـز عـروق خـونی را منـبسط کـرده و سبـب قـرمزی و احسـاس خارش در پوست میگردد. 5- ورزش کنید. پوست شما نیاز به تنفس دارد. با دویدن و یـا پـیـاده روی سـاده جـریـان خون شما افزایش یافته و اکسیژن و مواد مغذی بیشتری به پوستتان میرسد. 6- استرس را به حداقل برسانید. استرس سبب اختلال در هـورمـونــهای بدن گشته که بر پوسستان اثر سوء میگذارد. 7- خواب کافی داشته باشید. 6 الی 8 ساعت در شبانه روز بخوابید. 8- سس مایونز یک مرطوب کننده فوق العاده برای پوست صورت میباشد. آن را بــصورت ماسک میتوانید استفاده کنید. پوستی زیبا داشته باشید! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 19:43 توسط علی بیات |
|
انار با نام علمی(punica granatum) یک درختچه به طول 5-8 متر، با برگهای براق، کشیده و باریک، گل های قرمز با قطر 3 سانتی متر و میوه هایی شش گوش و کروی به قطر 7-12 سانتی متر با پوست قرمز و یا زرد، چرمی و دانه های فراوان میباشد. انار بومی ایران و هند میباشد و از 4000 سال قبل از میلاد نیز مورد استفاده قرار میگرفته است.مصرف انار از ایران به هند، واز آنجا به آفریقای شمالی و چین و سپس به اروپا و امریکا گسترش یافت است. واژه انگلیسی انار(pomergranate) از زبان یونانی به معنی "سیب پرهسته" برگرفته شده است. 1-مرغوب ترین انار جهان در کاشان، ساوه و یزد ایران کشت میگردد. ارزش تغذیه ای یک انار متوسط به وزن 107 گرم: فواید انار برای سلامتی: 1-انار غنی از آنتی اکسیدانهای قوی پلی فنولیک(POLYPHENOL)، تانن(TANNINS)،(PUNICALAGINS) و(ANTHOCYANINS) میباشد. 2-الاژیک اسید ELLAGIC ACID موجود در اناراز بروز سرطان جلوگیری کرده و رشد تومورهای سرطانی را کند میسازد. 3-انار برای سلامتی قلب و عروق، جلوگیری از تصلب شریانها و سکته ها، جلوگیری از پیری زودرس و آلزامیر و پیشگیری از سرطانها بویژه سرطان پروستات مفید است. 4-آب انار خاصیت میکروب کشی و ضذ عفونی کنندگی دارد. 5-یک انار معمولی 40 درصد نیاز روزانه بدن به ویتامین C را تامین میکند. همچنین انار منبع خوبی از اسید فولیک، پتاسیم و آهن میباشد. 6-کاهش فشار سیستولیک خون و کلسترول بد نیز از دیگر خواص انار میباشد. 7- آنتی اکسیدان های موجود در انار 3 برابر میزان آنتی اکسیدانهای موجود در چای سبز و شراب قرمز است. 8-انار تشکیل پلاک عروق را تا 30 درصد کاهش میدهد.انار میزان نیتریک اکساید بدن را نیز افزایش میدهد. 9-انار خون ساز و تصفیه کننده خون است. 10-انارعطش را برطرف کرده و خنک کننده است. 11-انار برای درمان اسهال،آرتریت،زردی و بواسیر مفید است. 12-انار اشتها آور است. 13-انار در درمان کم خونی و افزایش انرژی بدن موثر و مفید است. 14-انار تقویت کننده کبد و کلیه ها میباشد. خواص دیگر انار: 1-دم کرده پوست انار گلودرد را تسکین میدهد. 2-انار برای التهاب معده مفید است. 3-انار قابض است بویژه پوست ریشه درخت و پوست میوه آن. 4-جوشانده پوست ریشه درخت انار کرم معده را نابود میسازد. 5-انار ادرار آور است. 6-برای درمان اسهال 30 گرم پوست انار را با 3 گرم دارچین در یک لیوان آب بجوشانید و بصورت خنک میل کنید. 7-برای رفع گرفتگی صدا 30 گرم پوست انار را به همراه 2 گرم زاج سفید جوشانده و غرغره کنید. 8-برای رفع دل درد روی دانه های انار نمک و فلفل زده وآن را میل کنید. 9-برای رفع تب یک لیوان آب انار را به همراه اندکی زعفران میل کنید. 10-پوست انار را در زیر نور آفتاب خشک کرده و تبدیل به پودر کنید. سپس آن را با اندکی فلفل سیاه و نمک مخلوط کرده و همراه با خمیر دندان، دندانها را مسواک بزنید. این مخلوط باعث سفید و درخشان شدن دندانها شده و برای سلامتی لثه ها نیز مفید است. 11-جوشانده پوست انار برای گلودرد و التهاب گلو مفید بوده و همچنین خاصیت ضد کرم نیز دارد. 12-دانه انار برای حل کردن سنگ کلیه و مثانه مفید است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 19:41 توسط علی بیات |
|
مُد از بین رفتنی است اما استایل جاودان. فقط ذهن های توانمند می توانند استایلی ساده را بپذیرند!
اخیراً خیلی در مورد مُد و استایل فکر میکنم...شاید این قضیه بیشتر به مد پاییز 1386 برگردد که زیاد توجهم را جلب نکرده بود. از همان موقعی که در کلاسهای طراحی مد شرکت کردم و بعد که وارد این صنعت شدم و در آن فعالیت می کردم، همیشه سوالات زیادی درمورد کل صنعت مد و استایل در ذهنم وجود داشت و اینکه مد و استایل چه شباهت ها و چه تفاوت هایی با هم دارند. وقتی در مورد مد یا همان فشن (fashion) فکر می کنم، یک بیزینس و صنعت خیلی بزرگ در ذهنم می آید که تمام توجه آن به سودآوری است حتی به قیمت انسانها: انسانهایی که این محصولات را در کشورهایی دور می سازند، انسانهایی که فکر می کنند نیاز دارند که این محصولات را خریداری کنند چون فکر میکنند باید امروزی به نظر برسند. خساراتی که تولید و مصرف این محصولات به کره زمین وارد می کند که دیگر جای خود دارد. همه کمپانی ها و طراحان این تاثیر را تجربه نمی کنند اما خیلی های آنان اینطور هستند. من خودم هم لباس های روی مد می خرم، طبق مد پیش می روم اما از دیدگاه فلسفی سعی می کنم استایل خاص خودم را هم داشته باشم. وقتی در مورد استایل فکر میکنم، ذهنم متوجه یک فرد خلاق می شود که واقعیت، شخصیت و اعتبار را می توان در آن ملاحظه کرد. در مورد چیزی فکر می کنم که کاملاً تک و منحصربه فرد است، در حالیکه ممکن است از جنبه های دیگر شبیه به چیزهای دیگر هم به نظر برسد. فکرم به چیزی خیلی انسانی، کوچک و البته گرانقدر منعطف می شود. اینها فقط چند فکر سریع و ساده بودند که از ذهنم عبور می کرد. هیچ چیز قطعی نیست. اما با این وجود فکر می کنم دوست دارم تفاوت هایی که بین صنعت مد به طور کل و استیل یک فرد می بینم را به زبان بیاورم. همه اینها از این واقعیت نشئت می گیرد که من میل عجیبی به سوال کردن و راه انداختن بحث دارم. می خواهم در مصرف خودم به تعادل برسم و تمایلم را به چیزهایی معطوف کنم که با فکری کاملاً هوشمندانه و آگاهانه خلق شده باشند. همه این سالها عقاید و افکار مختلفی در ذهنم بوده و با گذشت زمان تغییر کرده و اصلاح شده اند. می خواهم محتویات مغزم را برای شما هم خالی کنم. *** مد یعنی اجازه بدهیم خرده فروشان، طراحان، مجلات و کمپانی های بزرگ دیگر که تنها هدفشان سودآوری است، محصولاتی را برایمان عرضه کنند که آنها را دنبال کنیم. استایل یعنی میل خودتان را وارد کار کنید، الهام و اندیشه خودتان را دنبال کنید، و دیگران را با خلاقیت و اعتماد به نفستان تحت تاثیر قرار دهید. مد یعنی اجازه بدهید بقیه به جای شما فکر کنند. استایل یعنی در مورد همه چیز فکر کنید. سوال کنید و ریسک کنید. صادقانه به خود نگاه کنید. نترسید، و در چارچوب زندگی خودتان تجربه کنید. مد یعنی چیزی که فصل به فصل تغییر می کند. توسط بیزینس های بزرگ هدایت می شود و شما را وادار می کند فکر کنید که باید محصولی جدید بخرید. استایل یعنی چیزی که رشد می کند، بالغ می شود و در مدت زمان های متفاوت تغییر می کند. تحت تاثیر سن، جنسیت، فرهنگ، ملیت، محل جغرافیایی، علایق، سیاست، مذهب، و عوامل بسیار زیاد دیگر است. مد یعنی چیزی که به طور انبوه تولید می شود نه چیزی تک، خاص و فردی. استایل یعنی یک فرد و درست مثل DNA که در هر کدام از ما متفاوت است، در افراد مختلف تفاوت می کند. هیچ دو نفری نیستند که به یک شکل به دنیا نگاه کنند و کمد لباسهایشان را یک شکل پر کنند. مد یعنی با جدیت به مجلات، هنرپیشه ها، وب سایت ها و هر چیز دیگر که به مسائل ظاهری می پردازد نگاه کنیم. استایل یعنی کاری که خودمان خلاقانه انجام می دهیم. این مسئله به فردی بودن استایل می پردازد. مد یعنی با گذر هر فصل تغییر کنیم. استایل یعنی دنبال کردن سبک هایی که با شخصیت شما، سنتان، اندامتان، سبک زندگی تان و علایقتان جور باشد. *** نظر شما چیست؟ به نظر شما مد و استایل چه تفاوت هایی با هم دارند؟ آیا ایندو یک چیز هستند؟ مد چیست؟ استایل چیست؟ چرا تعریف استایل اینقدر دشوار است؟ آیا به این دلیل است که خیلی شخصی و فردی است؟ عنصر جادویی که بعضی ها را ذاتاً با استیل می کند چیست؟ *** لباس پوشیدن چیزی فرای سبک هایی است که خودتان را به آنها منحصر کرده اید. مفهومی بسیار بسیار عمیق تر دارد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 19:40 توسط علی بیات |
|
یکی از مهمترین دلایلی که بعد از مدتی انجام تمرینات ورزشی دچار یکنواختی میشوید این است که مداوماً حرکات تکراری انجام می دهید. هر زمان که فشار جدیدی روی بدنتان می آورید، ماهیچه هایتان کمی آسیب می بینند. بعد طی زمان استراحتتان پس از انجام تمرینات، قدرت بیشتری می گیرند و برای انجام حرکاتی قدرتی تر آماده هستند. اما وقتی شما همان برنامه ی همیشگی را دوباره تکرار می کنید، بدنتان به این فشار عادت می کند و دیگر دلیلی برای گرفتن قدرت بیشتر نمی بیند. این زمانی است که دیگر هیچ تغییری در قدرت، سرعت و سایزتان انجام نمی گیرد. برای مقابله با این مشکل، باید راه های تازه ای برای فشار آوردن روی بدن و عضلاتتان پیدا کنید. یکی از بهترین این راه ها استفاده از سوپرست ها است. سوپرسِت چیست؟ سوپرسِت تکنیکی عالی برای مقابله با یکنواختی در انجام تمرینات و انگیزه دادن و تشویق شما برای ادامه دادن به ورزش است. معمولاً وقتی خودتان را مجبور می کنید که مدام حرکاتی تکراری را پشت سر هم هر روز انجام دهید، دیگر شور و انگیزه ی اولیه را از دست می دهید. با تغییر برنامه ورزشیتان، دوباره انگیزه قبلی را به دست خواهید آورد. همچنین سوپرسِت تکنیکی فوق العاده برای بزرگ کردن سایز ماهیچه هایتان نیز هست چون تولید هورمون های آنابولیک مثل تستوسترون را که باعث بزرگ شدن ماهیچه ها می شود را بالا می برد. به علاوه، مدت زمانی را که در باشگاه هستید را هم کاهش می دهید چون در آنِ واحد روی دو ماهیچه کار می کنید. مزیت دیگری که برای آنها که در خانه یا در راه ورزش می کنند این است که نیازی نیست وزنه های سنگین حمل کنند. می توانید با وزنه های سبک تر هم تمرینات را انجام داده و بدنتان را به این وضعیت عادت دهید. البته باید بگویم که اگر می خواهید قدرت بدنیتان را زیاد بالا ببرید، سوپرسِت راه زیاد مناسبی هم برای شما نیست. دلیلش کاملاً واضح است. از آنجا که این تمرینی با شدت بالا است، نمی توانید از وزنه های سنگین استفاده کنید در صورتی که سابقاً استفاده می کردید. سوپرسِت های ترکیبی از آنجا که سوپرسِت ها نسبت به تمرینات معمولی حرکاتی سخت تر و طاقت فرساتر هستند، نباید هر بار که به باشگاه می روید این تمرینات را انجام دهید، چون خیلی زود متوجه خواهید شد که بیش از حد تمرین کرده اید. همچنینی هنگام انجام تمرینات سوپرسِت، خوب است که روی دو ماهیچه ی مخالف هم تمرکز کرده و برای سایر قسمت های بدنتان همان تمرینات قبلی را انجام دهید. خوب است که روی هر دو ماهیچه ی انتخابی 2 تا 4 هفته کار کنید و بعد روی دو ماهیچه ی دیگر تمرکز کنید. بعد که روی همه ی ماهیچه هایی را که می خواستید با این تکنیک کار کردید، چند هفته استراحت بدهید و برای 2 تا 4 هفته همان تمرینات عادی را انجام دهید. این باعث می شود که ماهیچه ها با استراحت قدرت دوباره ای بگیرند. در طی انجام تمرینات، دو تمرین را پشت سر هم بدون وقفه انجام دهید و بعد از اتمام آن 60 تا 90 ثانیه استراحت کنید. الگوی تمرین برای بازوها با 5 تا 10 دقیقه گرم کردن خود با شدتی ملایم شروع کنید تا خون به ماهیچه هایتان برسد. بعد وزنه ای را که سبک تر از وزنه ی همیشگیتان است برداشته و سوپرسِت های زیر را انجام دهید و بین هر سِت 90 ثانیه استراحت داشته باشید. 1- کرلینگ عضلات دوسر بازو با کیک بکِ عضلات سه سر بازو برای کرلینگ عضلات دوسر، آرنج ها را نزدیک بدن نگه داشته و وزنه را تا شانه ها کِرل کنید. به خاطر داشته باشید که بدن حتماً باید صاف باشد. برای بالا بردن وزنه از نیروی حرکتی استفاده نکنید. برای کیک بکِ عضلات سه سر بازو خم شده و پشتتان را صاف نگاه دارید. دست ها را پشتتان دراز کنید، آرنج هایتان نزدیک پهلوهایتان باشد. لحظه ای سر حرکت مکث کنید و بعد به حالت اولیه برگردید. 2. کرلینگ چکشی و حرکات کششی بالای سر کرلینگ چکشی را مثل کرلینگ عضلات دوسر بازو انجام دهید، فقط مچتان را بچرخانید به صورتی که کف دست ها به سمت داخل باشند. برای حرکات کششی بالای سر، می توانید از دمبل یا هالتر استفاده کرده، آن را بالای سر ببرید. بعد از اینکه وزنه را در بالای سرتان تثبیت کردید، آرنج ها را خم کرده و وزنه را پشت سرتان تا پشتتان پایین بیاورید. تا آنجا که می توانید پایین ببرید و بعد آن را سر جای اولیه خود در بالای سرتان بیاورید. نکات آخر... مثل سایر تمرینات، برای انجام تمرینات سوپرسِت نیز باید توجه کنید که حرکات در همه ی اعضاء بدن به درستی انجام گیرند تا نهایت استفاده را از انجام تمرین ببرید. از اینکه باید از وزنه های سبک تر استفاده کنید، اصلاً مایوس نشوید این برای ماهیچه هایتان لازم است. سرعت را با آنچه که در توانتان است تنظیم کنید. خود را با افراد دیگر مقایسه نکنید. ممکن است سرعت شما کمتر باشد، اما شاید نتیجه بهتری برای شما داشته باشد . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 19:38 توسط علی بیات |
|
افکار سالم. افکار سالم به چه افکاری گفته می شود؟ افکار سالم، افکاری مثبت، خوب، و خوشبینانه هستند که عملکردهای مناسبی در بدن ایجاد می کنند. آیا تابه حال دچار حمله وحشت شده اید؟ حمله وحشت نمونه ای از واکنش بدن ما به افکار ناسالم است. این افکار با ترس، تشویش و استرس تحریک می شوند. حملات وحشت ناگهانی اتفاق می افتند و یک دوره ناپیوسته از اضطراب شدید، انگیختگی فیزیولوژیکی، ترس، مشکلات شکم (اسپاسم یا تشنج روده) و ناراحتی شدید است. شروع این حوادث معمولاً ناگهانی است و ممکن است توسط چیز خاصی تحریک نشود. وحشت مثل نیاز شدید و احمقانه ای به فرار کردن است. کسانیکه چندان به این تجربه عادت ندارند، وقتی همچنین اتفاقی برایشان می افتد ممکن است تصور کنند که دچار حمله قلبی یا بحران روانی شده اند. احساساتی بودن در گذشته خیلی من را اذیت کرده است. بچه که بودم با کوچکترین چیزی گریه ام می گرفت و خیلی زود ناراحت و عصبانی می شدم. این عصبانیت ها معمولاً تا حد نفرت پیش می رفت. همیشه در ترس و هراس بودم و حتی تا زمان بزرگسالی هم شب ها در عذاب بودم. به همین خاطر مجبور بودم حتی در شب های گرم تابستان هم پتو را تا آخر سر بکشم تا پاها و سرم از دست شیاطین خیالی در امان باشند. در سن جوانی که بعد از مدتی میتوانستم بدون اینکه پتو را سرم بکشم بخوابم، مجبور بودم چراغ اتاق را روشن بگذارم و ملحفه ای روی پاهایم بکشم. بعنوان یک مادر هم ترس شدیدی داشتم که نکند با سقط جنین یا مرگ فرزندانم را از دست بدهم. یک شب تابستان که برای فرزند دومم باردار بودم با گروهی از افراد فامیل بیرون رفته بودیم. همینطور که روی اسکله قدم می زدیم برادرزاده ام دست بچه 3 ساله من را گرفت. تصمیم گرفتم وارد یک مغازه شوم و به همه اعلام کردم که بعداً به گروه ملحق می شوم. بعد که وارد مغازه شدم دیدم که همه گروه 20 نفریمان هم با من وارد شده اند. دنبال تنقلات بودم و از پسرم خواستم که بیاید و نگاه کند. من که پشت هم پسرم را صدا می کردم گروه متوجه شدند که او با من نیست. از یک مغازه به مغازه دیگر می دویدم و بعد که دیدم در همان نقطه شروع هم نیست شروع به جیغ زدن کردم. دچار حمله وحشت شده بودم. مطمئن بودم که او را دزدیده اند. همینطور روی اسکله می دویدم و جیغ می کشیدم. پسرم آن شب پیدا شد اما خاطره آن وحشت عمیق هیچوقت من را ترک نکرد. شاید شما هم افکار و احساسات ناسالمی داشته اید که منجر به ترس و وحشت و حمله شده باشد. ترس راه زندگی من بوده است. اما این چرخه چطور در زندگی من از بین رفت؟ تصمیم گرفتم که دیگر نمی توانم به این ترتیب زندگی کنم و از خدا کمک خواستم. از افراد مومن و باایمان کمک گرفتم. از بقیه خواستم که برایم دعا کنند و شروع کردم که افکار درون مغزم را افکاری که به من آرامش می داد جایگزین کنم. شما هم همین کار را بکنید. از خدا بخواهید که به شما کمک کند. دارو و گیاهان دارویی و مشاوره ممکن است به شما کمک کنند اما خواست خداست که فقط می تواند افکار درون ذهن شما را تغییر دهید و رهایتان کند.کسانی که من را می دیدند از این تغییر واقعاً شگفت زده می شدند. هنوز هم دارم روی احساساتم کار می کنم و همه افکار منفی خود را تحت کنترل دارم. خداوند پاداش کسانی را که به او توکل میکنند را می دهد. از او کمک بگیرید، از کتاب خدا کمک بگیرید و مطمئناً تفاوتی که در شما ایجاد می شود را کاملاً حس خواهید کرد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 19:37 توسط علی بیات |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
برای آنها که مرا نمی شناسند همین قدر کافیست که بدانید من علی بیات هستم همین و بس و برای آنان که مرا می شناسند علی بیات بودن کافیست !
|
| آرشیو موضوعی |
|
پرورش اندام ازدواج وبررسي مسائل جنسي و زناشويي تغذيه وسلامتي ورزش مد و مسائل روز اطلاعات جديد برنامه نويسي |
| پیوندها |
|
آموزش ساخت وبلاگ در 30 دقیقه فیلتر شکن,هک,برنامه نویسی و... مثل آبی ، مثل دریا عشق شیرین دوست داشتنی همسر و ازدواج کویر پر ستاره اطاق عكس بازيگران |
|
RSS
|