![]() |
![]() |
|
| برای اولین بار مطاللبی ازیه نفر مثله شما |
|
شبا تمومی نداره واسم خیلی عجیبه
زدم بهم رفیقا نرسید نوبت به غریبه قید همه رو بزن و برو نگو نمی تونم چرا همه چی برام سواله اینم نمی دونم اگه صدام پر غمه واسه تسکین دله میگه برو پسر اینجا عجل نزدیکه بهت دیگه حتی نفس هام هم بوی غربت داره قلم اشک بریز علی باهت صحبت داره قلم بنویس تسکین غمم دردمو بفهم منم مثل خودتم گرفته از همه دلم دل منم تو کنج این قفس زندون شده علی فراریه پشت سایش مهمون شده هر کی رد می شه میگه دیوونه رو ببین بیا جواب دیوونه ای که می خونه رو ببین از تو رفتم فقط سایم منو بدرقه می کرد شاید ته دلش اونم منو مسخره می کرد شاید فراریه اونم ازم مثل بقیه ته غمه دلم گرفتاره حس بدیه اینا عقده می شه می ره ته دلم می نویسم حالا منم و قلم و شب و دو تا چشم خیسم
آره دارم می رم خدا حافظ مرد دو رو برام اینجا جهنمه چرا سردمه بگو چشام می ره رو هم نبینم این آدم هارو
دنیام ایستگاه آخره میگن پیاده شو رسید آخر زندگی چیه خیانت و بهم کشی یه حس می گه درست می شه یه حس دیگه می گه باهاش منتظر سحر نباش اینجا طولانیه شباش اینم هدیه می کنم به این خرابه ی دلم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم آذر 1387ساعت 10:58 توسط علی بیات |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
برای آنها که مرا نمی شناسند همین قدر کافیست که بدانید من علی بیات هستم همین و بس و برای آنان که مرا می شناسند علی بیات بودن کافیست !
|
| آرشیو موضوعی |
|
پرورش اندام ازدواج وبررسي مسائل جنسي و زناشويي تغذيه وسلامتي ورزش مد و مسائل روز اطلاعات جديد برنامه نويسي |
| پیوندها |
|
آموزش ساخت وبلاگ در 30 دقیقه فیلتر شکن,هک,برنامه نویسی و... مثل آبی ، مثل دریا عشق شیرین دوست داشتنی همسر و ازدواج کویر پر ستاره اطاق عكس بازيگران |
|
RSS
|