![]() |
![]() |
|
| برای اولین بار مطاللبی ازیه نفر مثله شما |
فکر می کنم اشتباه نباشد اگر بگوییم که تعداد کمی از ما در زمینه جنسی آموزش رسمی دیده ایم. واقعیت این است که موضوع سکس چیزی است که اکثریت مردم از آن آگاهی کافی ندارند. میل جنسی معمولاً توسط افراد ناآگاه و آنها که افکار بیمار دارند، سوء تعبیر می شود. اگر کمی به آن فکر کنید، می بینید که بیشتر آن چیزهایی که ما درمورد سکس یاد گرفته ایم، ز والدین، معلمین، دوستان و افراد فامیل است. و متاسفانه هنوز خیلی از ما آن مطالبی که یادگرفته ایم را باور داریم. این افکار و فرضیه های غلط درمورد رفتارهای جنسی به طور ویژه متوجه آقایون است. شاید مخرب ترین باور نادرست این باشد که انزال مردها بالاترین نمود قدرت و توانایی جنسی مردانه است. اما این اصلاً حقیقت ندارد. در دنیای تمایلات جنسی، این مسئله کاملاً ثابت شده است که مردها، برخلاف زنها، وقتی انزال می کنند، انرژی حیاتی خود را از دست می دهند. براساس گفته های حکیمان چین قدیم که اطلاعات و آگاهی زیادی درمورد سیستم انرژی بدن انسان داشتند، مردها با هدر دادن انرژی جنسی خود، عمر خود را کوتاه می کنند. گفته می شود که به خاطر همین الگوی رفتاری مخرب است که عمر زنها بالاتر از مردها می باشد. از اینها گذشته، اکثر مردهای آموزش ندیده با انزال های بیشمار در طول زندگی از نظر جنسی خود را تخلیه میکنند. چینی ها در گذشته مشاهده کرده بودند که وقتی ذخیره انرژی حیاتی یک مرد خالی شود، او احساس خواهد کرد که قسمتی از وجود خود را از دست داده است. متخصصین مطالعات جنسی چین قدیم، به مایع منی بعنوان مایع زندگی بخش و حافظ زندگی نگاه می کردند. یک قطره از مایع منی از نظر قدرت برابر با صد قطره خون بوده است. اگر این صحیح باشد، هر بار که یک مرد انزال می کند، با از دست رفتن انرژی روبه رو می شود که مثل این می ماند که خون اهداء کرده باشد. اگر این اتفاق هر از چند گاهی بیفتد، مشکل بزرگی نیست اما طبق بررسی ها یک مرد امریکایی به طور متوسط 5000 بار در طول عمر خود انزال دارد و این برابر با تقریباً 4 گالن مایع منی می باشد. پیام این اخبار کاملاً واضح است: رفتارهای جنسی هوشمندانه موجب یک برنامه عاقلانه و فردی برای حفظ و ذخیره مایع منی می شود. بعضی از مردها اولین باری که درمورد سکس بدون انزال می شنوند، وحشت می کنند. از این گذشته، این کاملاً مخالف با آمادگی آنهاست. این ترس به این دلیل است که مجبور خواهند بود لذت جنسی خود را قربانی یک فایده سلامتی انتزاعی کنند. بسیاری از این مردها به سختی سکس پویا بدون اوج ارضاء را قبول می کنند. از نظر آنها سکس کردن بدون انزال مثل کار کردن بدون مزد است. اما این کاملاً خلاف واقعیت است. حفظ مایع منی و خارج نکردن آن به هیچ عنوان مترادف عدم تخلیه لذت نیست. این روش حتی لذت را چندین برابر خواهد کرد. برای اینکه علت آن را بفهمیم باید اول فرق بین انزال مردان و ارگاسم را بدانیم چون اکثر مردها آنها را یکسان می بینند. از این گذشته، از اولین تجربه های جنسی آنها، انزال و ارگاسم همیشه در یک زمان اتفاق افتاده بوده است. برای خیلی از مردها، شنیدن اینکه می توانند در زمانی غیر از زمان انزال، ارگاسم را تجربه کنند، غیر قابل باور است. بااین وجود، واقعیت این است که انزال و ارگاسم دو پروسه فیزیکی کاملاً متفاوت هستند و برای مردها خیلی مفید است که بفهمند چطور باید این دو را از هم تشخیص دهند. موفقیت چیزی جز استفاده بموقع از انقباضات درونی قوی درست مثل انقباضات بیرون کردن آخرین قطره ادرار نیست. حفظ و ذخیره کردن مایع منی فواید بسیار زیادی دارد. برای افراد مبتدی، با حفظ بدنی جوان، نیرومند، و سالم با سطح انرژی بسیار بالا، شفافیت ذهن، و بالا رفتن نیروی جنسی همراه خواهد بود. نگه داشتن مایع منی باعث رابطه های نسی طولانی تر که لذت هر دو طرف را افزایش می دهد نخواهد شد، بلکه با این کار مرد از کاهش انرژی خود جلوگیری خواهد کرد. زوج ها اگر همراه هم برای به تاخیر انداختن و جلوگیری از انزال مرد تلاش کنند تا زمانیکه بهترین و مطلوبترین زمان برای آن فرا برسد، باعث می شود که لذت جنسی هر دو طرف به اوج خود برسد. آن حس تشدید لذت و صمیمیت بین دو نفر بسیار فراتر از چیزی خواهد بود که قبلاً تجربه کرده اید. مهم نیست که انزال مردانه چقدر با لذت همراه باشد، چون بسیار کم دوام است و عمر آن فقط چند لحظه است. این فقط یک آزادسازی موضعی در قسمت آلت مردانه و عضلات لگن است. این آزادسازی یک پدیده منفی است چون از طریق آن فقط انرژی از دست می دهید. ارگاسم پدیده ای کاملاً متفاوت است. ارگاسم جوان کننده و بالابرنده انرژی است. روی کل جسم، ذهن و روح تاثیر می گذارد. برخلاف انزال، ارگاسم می تواند بارها و بارها برای یک ساعت یا بیشتر تکرار شود بدون اینکه انرژی از شما از دست برود. وقتی مردی یاد بگیرد که چطور از انزال خود جلوگیری کند، هوشیاری بیشتر در عمل جنسی خواهد داشت و خواهد توانست ارگاسم را جایگزین انزال خود کند. وقتی فرد در این کار مهارت پیدا کرد، عادت جنسی انزال در هر ارگاسم در نظر او دیوانگی محض خواهد بود. انزال مردانه آن اوج لذتی که تصور می کردیم نیست. اوج لذت فقط یک عادت بد است که از قدیم در روابط جنسی باقی مانده است. ما بعنوان یک مرد فقط در انزال بوده که لذت جنسی را تجربه کرده ایم. به این ترتیب، زمانی خواهد رسید که این قدرت جنسی آنقدر در ما پایین می آید که دیگر به محرک های قبلی واکنش نمی دهد. احساس خواب آلودگی که اکثر مردها پس از انزال تجربه می کنند نشانه بسیار آشکاری از کاهش انرژی است. اما این علائم در خیلی ازمردها حتی از این هم فراتر می رود. از دست رفتن میل جنسی، آسیبپذیری، بدخلقی و افسردگی، بی تفاوتی، گوشه گیری از علائم بسیار متداول آن است. خیلی از مردها حتی پس از انزال از رختخواب بلند شده، لباس می پوشند و شریک جنسیشان را ترک می کنند. آیا تابه حال شنیده اید که زنی اینکار را بکند؟ بااینکه اکثر مردها انزال را لازمه رابطه جنسی می دانند، اما خیلی ها هم یاد گرفته اند که چطور انزال خود را نگه دارند تا لذت جنسی خود را بالاتر ببرند. یادتان باشد، متوقف کردن آزادسازی آلت تناسلی را نباید با متوقف کردن ارگاسم اشتباه بگیرید. مردهایی که در این زمینه آموزش دیده اند عملکرد واقعی ارگاسم را دانسته و می دانند که فرای لذت، ارگاسم وسیله ای است که فرد را به سمت هوشیاری بیشتر سوق می دهد. الان دیگر وقتش رسیده که مردهای ما بازنگری روی رفتارهای جنسی خود داشته و از دیدگاهی نو به آن نگاه کنند. با کمی تغییر در هوشیاری، هر مردی با آموزش های مناسب می تواند به حفظ و نگه داشتن انرژی خود کمک کند. و این راهی خواهد بود به سمت اعتماد به نفس، هوشیاری و تکامل روحی بیشتر. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:29 توسط علی بیات |
|
یکی از بهترین راههای تقویت توانایی یادگیری و بالا بردن نمراتتان این است که راه و روش کار کردن با قدرت ذهن ناخودآگاهتان را یاد بگیرید. فرایند فکر کردن ناخودآگاه است و ما آگاهانه از نتایج آن باخبر می شویم. همه تغییرات در ناخودآگاه ما صورت می گیرد. زمانیکه آمادگیش را داشته باشیم، با آگاهی از نآآن تغییر باخبر میشویم. اما این یعنی چه؟ اگر علاقه مندید بدانید این چه مفهومی دارد، مقاله را با ما دنبال کنید... تقریباً دو میلیون بیت ( واحد اطلاعات ) در هر ثانیه وارد سیستم عصبی انسان می شود. تقریباً می توان گفت که ما با بمبارانی از اطلاعات روبه رو هستیم. برای حفظ سلامت عقل، ذهن هوشیار ما اکثر محرک ها را فیلتر می کند و میلر (1956) کشف کرده است که ما فقط می توانیم مثبت هفت یا منفی دو بیت اطلاعات در یک زمان استفاده کنیم. این ذهن ناخودآگاه است که با سایر اطلاعات بالای هفت بیت (مثبت و منفی دو) سروکار دارد که در یک زمان خاص به آن توجه نمی کنید. به محض اینکه توجهمان را به چیزی می دهیم، آنوقت است که ذهنمان آگاه می شود. بعضی از قسمت های فیزیولوژی شما همیشه ناخودآگاه می ماند. این اصلاً نباید مایه تعجب باشد. ذهن ناخودآگاه ما همیشه مراقب ماست. ما که قلب، ریه ها، کلیه ها و سیستم ایمنی بدنمان را آگاهانه اداره نمی کنیم، می کنیم؟ می خواهیم به شما نشان دهیم که چطور برای دست یافتن به قدرت ذهن ناخودآگاهتان از ذهن آگاهتان بگذرید. ذهن ناخودآگاه تقریباً 90% از کل قدرت ذهن شما را گرفته است، درمقابل 10% از ذهنتان که برای فعالیت های روزمره از آن استفاده می کنید. ذهن ناخودآگاه گنجینه ای بسیار گرانبهاست، گنجینه ای از مهارت ها، حافظه، و تجربه. قدرت تفکر مثبت را می توان با استفاده از تاییدات و تصدیق ها تقویت کرد. تصدیق یک عبارت کوتاه در زمان حال است که مداوماً برای تاثیرگذاشتن روی ذهن ناخودآگاه تکرار می شود. ایدآلترین آن باید کوتاه و کاملاً واضح باشد. این اهمیت زیادی دارد چون ذهن ناخودآگاه نمی تواند به سادگی عبارات و جملات طولانی و پیچیده را تحلیل کنذ. ذهن ناخودآگاه معمولاً با جملات کوتاه و مناسب بیشتر تاثیر می گیرد. اما اکثریت مردم عادت به منفی اندیشی دارند. این یعنی بیشتر روی نقاط مشکل دار زندگی خود متمرکز می شوند و مداوماً اتفاقی را که دوست ندارند بیفتد، بر زبان می آورند. این مسئله معمولاً باعث می شود که مشکلات اصلی بیشتر و بیشتر شده و وضعیت حتی بدتر هم بشود. مثلاً یک دانش آموز ممکن است مداوم با خود بگوید: "من هیچوقت در این امتحان موفق نمی شوم". یا "همیشه وقتی می خواهم درس بخوانم حواسم پرت می شود". یا "من نمی توانم روی درسم تمرکز کنم". دانش آموزی که مداوم این تاییدات منفی را با خود تکرار می کند، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، معمولاً به احتمال کمتری در امتحانات خود موفق می شود و هیچوقت نخواهد توانست روی درس خود تمرکز کند. پشت هر احساس منفی یک فکر یا باور است و در اکثر موارد اینها افکار و عقایدی ناسالم هستند. از ناسالم منظور این است که نمی توانند به شما برای رسیدن به آنچه در زندگی می خواهید کمک کنند. یعنی هیچ خدمتی به شما نمی کنند. باور (معمولاً ناخودآگاه) مثل ماشه اسلحه می ماند و باعث می شود که در برخی موقعیت های خاص زندگی شکست بخورید. این را یادتان باشد: اگر مثبت فکر نکنید و فکرتان را با افکار و باورهای مثبت پر نکنید، آنوقت افکار منفی برای خالی کردن شکاف ها می آیند. لطفاً هیچوقت توانایی های خودتان را دست کم نگیرید. هیچوقت نباید فکر کنید که توانایی انجام کاری را دارید یا نه. سوال اصلی این است که آیا می خواهید فلان کار را بکنید یا نه! در مثالهای بالا، آن دانش آموز تاییدات منفی را وارد مغزش می کرد. درحالیکه باید آنرا با تاییدات مشابه اما مثبت آن جایگزین می کرد. "من می دانم که در امتحاناتم موفق می شوم". یا "وقتی برای درس خواندن می نشینم، اصلاً حواسم پرت نمی شود". یا "قدرت تمرکزم رو به پیشرفت است". شاید انجام اینکار به نظر سخت بیاید، مخصوصاً در انجام کاری که به نظرتان خیلی دشوار است. اما باور کنید، این هم مثل خیلی چیزهای دیگر، فقط تمرین می خواهد. هرچه این تاییدات را بیشتر و بیشتر با خود تکرار کنید، آگاهانه یا ناآگاهانه، سریعتر به واقعیت تبدیل خواهد شد. اما باید مراقب باشید چون این روش هم برای افکار منفی و هم مثبت به این خوبی عمل می کند. یک زمان عالی برای تکرار تاییدات مثبت قبل از خواب یا بعد از بیدار شدن در صبح است. در این اوقات، ذهن ناخودآگاه شما بیشترین ارتباط را با شما خواهد داشت. اگر بتوانید آن عبارات را در طول روز با خود تکرار کنید یا حتی بنویسید و کپی هایی ازآن را همه جای خانه بگذارید، خیلی بهتر خواهد بود. یک جایگزین خیلی خوب این تاییدات "پیام های نیمه خودآگاه" است . قدرت پیام های نیمه خودآگاه در طول سالها به اثبات رسیده است و برای برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه از طریق روش های سمعی و بصری استفاده می شود. درواقع، پیام های نیمه خودآگاه در عملکرد خود در ذهن ناخودآگاه آنقدر قدرت دارند که در سال 1974، دولت امریکا همه انواع تبلیغات رادیو و تلویزیون با روش پیام نیمه خودآگاه را ممنوع کرد. پیام های نیمه خودآگاه با کار کردن در سطحی که توسط ذهن خودآگاه قابل تشخیص نیست، به ذهن ناخودآگاه می رسند. درنتیجه ذهن خودآگاه هیچوقت فرصتی برای رد کردن آن پیدا نمی کند و ذهن ناخودآگاه می تواند آن را پذیرفته و برحسب آن عمل کند. استفاده از پیامهای نیمه خودآگاه دو روش دارد: سمعی و بصری پیامهای نیمه خودآگاه بصری تاییداتی هستند که با سرعت بالایی پیش روی چشم فلاش زده که ذهن خودآگاه قادر به تشخیص آن نیست. درنتیجه این تاییدات مستقیماً وارد ذهن ناخودآگاه می شوند که بلافاصله هم آنرا درک کرده و نسبت به آن عمل می کند. پیام های نیمه خودآگاه سمعی هم به همان روش عمل می کنند بااین تفاوت که دراین روش، صدایی با فرکانسی که بالاتر از آستانه نرمال شنوایی انسان است، اجرا می شود. در این حالت هم مثل نوع بصری، بااینکه ذهن خودآگاه قادر به تشخیص آن نیست، ذهن ناخودآگاه آن را دریافت کرده و بلافاصله به آن واکنش می دهد. هر دو نوع آن در رسیدن به قدرت شگرف ذهن ناخودآگاه بسیار نیرومند هستند. وقتی قدرت ذهن ناخودآگاه خود را درک کردید و شروع به تحت کنترل درآوردن آن کردید، قادر خواهید بود نمراتتان را با سرعت زیادی بالا برده و فرایند یادگیری خود را شدیداً تقویت کنید. آنوقت است که درس خواندن برایتان لذت بخش خواهد بود نه یک فعالیت اجباری. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:28 توسط علی بیات |
|
بوی بد دهان یکی از مشکلات متداول در جامعه است که میتواند علتهای مختلفی داشته باشد. دلیل عمده و اصلی آن وجود یک باکتری غیرهوازی در بیوفیلمی است که روی زبان شکل می گیرد. این باکتری پروتئین موجود در غذاها را شکسته و گازهایی مثل سولفیدهیدروژن و اسکاتول تولید میکند. بوی بد دهان در اول صبح تقریباً در همه افراد شایع است. این مشکل را می توان با بهداشت و نظافت دهان، کنترل کرد. اما خیلی افراد حتی پس از تمیز کردن دهان نیز ممکن است به خاطر برخی مشکلات دهانی، همچنان دچار این بو باشند. برخی از بیماری ها نیز می تواند موجب بدبو شدن دهان شود. علت اصلی این بیماری باید شناخته شده و درمان برطبق آن صورت گیرد. در زیر به برخی از متداولترین راه ها برای کاهش و درمان بوی بد دهان اشاره می کنیم: 1) نظافت دهان برای کاهش فعالیت باکتری ها، باید همیشه دهان را تمیز نگه داشت. پس از غذا خوردن، غرغره کردن با آب ولرم لازم است. حتی پس از خوردن تنقلات، شیرینی، و بیسکویت حتماً باید دهان را با آب تمیز کرد. دوبار در روز باید مسواک بزنید. گفته می شود که مسواک اول صبح برای زیبایی است و مسواک آخر شب برای سلامتی. 2) تکنیک های مسواک زدن برای گرفتن نتیجه بهتر باید از تکنیک های معمول مسواک زدن استفاده کرد. خیلی از افراد با مسواک زدن شدید باعث آسیب رساندن به لثه های خود می شوند. مسواک زدن پس از صرف هر غذا و نوشیدنی هم می تواند به مینای دندان آسیب برساند. موهای مسواک باید نرم اما به اندازه کافی سخت باشند تا بتوانند موادزائد را از منافذ دندانها بیرون بکشند. مهمترین چیز در مسواک زدن، جهت آن است. دندانهای بالایی را باید در جهت روبه پایین و دندانهای پایین را در جهت روبه بالا مسواک زد. این مسئله هم برای سطح خارجی و هم داخلی صدق می کند. بعد نوبت به تاج دندانها می رسد. در این حالت مسواک زدن باید در جهت روبه جلو و روبه عقب صورت گیرد. این مسئله هم برای دندانهای بالا و هم پایین صدق می کند. 3) تمیز کردن زبان لایه زرد یا سفید رنگ روی زبان می تواند موجب بدبو شدن آن شود. این مسئله در اول صبح بیشتر است و باید دوبار در روز به کمک تمیزکننده زبان انجام شود. تمیزکننده های زبان را باید به آرامی بدون آسیب رساندن به جوانه های چشایی روی زبان انجام داد. 4) خلال دندان از خلال دندان برای بیرون کشیدن خرده های غذا از لای دندانها استفاده می شود. این ابزار مخصوصاً بعد از خوردن گوشت و ماهی بسیار مفید است. برای جلوگیری از آسیب رسیدن به لثه ها باید به آرامی از آن استفاده کنید. 5) غرغره کردن پس از صرف هر غذا، غرغره کردن با آب ولرم بسیار مفید است. برای گرفتن نتیجه بهتر است این غرغره کردن را با آب نمک انجام دهید. دهان شوی های مختلفی نیز در بازار موجود است که می توانید از داروخانه ها خریداری کنید. غرغره کردن با دهان شوی هم به رفع بوی بد دهان کمک میکند. 6) عادات غذایی برخی از موادغذایی نیز بوی خاصی ایجاد می کنند که ممکن است برای سایرین خوشایند نباشد. پیاز خام بهترین نمونه آن است. گفته می شود که خوردن یک سیب در روز دکتر را از شما دور می کند و خوردن یک پیاز خام در روز هم همه را از شما دور می کند. دقت به زمان غذاخوردن اهمیت زیادی دارد. 7) نوشیدن آب خشکی دهان محل بسیار مناسبی برای فعالیت باکتری ها ایجاد می کند که موجب بدبو شدن دهانمی شود. برای حفظ رطوبت دهان و کاهش تکثیر باکتریها، وجود بزاق دهان ضروری است. تولید بزاق با توازن آب بدن رابطه نزدیک دارد، درنتیجه باید در طول روز به مقدار کافی آب بنوشید. 8) خنک کننده های دهان خنک کننده های مصنوعی و طبیعی دهان می تواند شدت بوی بد دهان را تاحدی پایین بیاورند. برای این منظور معمولاً از موادغذایی تند استفاده می شود. ادویه های جویدنی مثل میخک، زیره، هل، دارجین، و زنجبیل می توانند مفید باشند. همه مرکبات هم می توانند بوی بد دهان را کاهش دهند. نک کننده های دهان و آدامس را می توانید از بازار تهیه کنید. اما باید دقت کنید که برخی از این محصولات می تواند آسیب هم ایجاد کند. اگر راهکارهای بالا جواب نداد، چه باید کرد؟ می توانید از راه حل های زیر استفاده کنید: 1) از بین بردن علت بوی بد دهان گاهی به خاطر برخی بیماری های خاص مثل دیابت، تب، اختلالات معده، و بیماری های کبد ایجاد می شود. با از بین بردن و کاهش علت اولیه، بوی بد هم اتوماتیک وار از بین می رود. 2) داروهای جدید اگر بوی بد دهان به خاطر عفونت خاصی باشد، داروهای آنتی بیوتیک ، ضدقارچ و ضد ویروس مناسب می تواند مفید باشد. اگر بوی بد دهان به خاطر هر نوع بیماری مزمن یا خودایمن باشد ممکن است از استیروئید هم استفاده شود. قرص های تولیدکننده بزاق هم میتوان مصرف کرد. 3) جرم گیری دندانها جرم گیری دندانها توسط دندانپزشک پلاک و رسوب روی دندنها را از بین می برد. اینکار می تواند شدت بدبوی دهان را کاهش دهد. حداقل سالی یکبار به دندانپزشک مراجعه کنید. 4) پر کردن کرم خوردگی دندانها ازآنجا که کرم خوردگی دندان یکی از علتهای اصلی بوی بد دهان است، حتماً باید برای پر کردن آن به دندانپزشک مراجعه کنید. سابقاً از آلیاژهای نقره ای رنگ برای پر کردن استفاده می شود. اما امروزه با مواد مصنوعی کههمرنگ دندان هستند استفاده می شود. 5) جراحی لوزه بیمارانی که مداوماً دچار ورم و التهاب لوزه می شوند ممکن است به خاطر تولید موادخمیری از غدد لوزه ها دچار بوی بد دهان شوند. این بیماران پس از جراحی لوزه از این مشکل خلاص می شوند. 6) مشاوره روانشناسی افرادیکه دچار بوی بد دهان هستند ممکن است دچار افسردگی شده و خود را از جامعه دور کنند. این انزوا بر فعالیت های روزانه آنها تاثیر منفی خواهد داشت. چنین افرادی باید بدانند که همه انسانها دچار بوی بد دهان هستند اما شدت های آن متفاوت است. باید تا جایی که می توانند برای از بین بردن شدت این بدبویی تلاش کنند و هر راه ممکنی را امتحان کنند. حمایت خانواده و دوستان برای چنین افرادی الزامی است. برخی از افرادی که برای بوی بد دهان به پزشک مراجعه می کنند، هیچ مشکلی واقعی ندارند. اما معمولاًاز درد، تنگی نفس، ناراحتی شکم، و بوی بد دهان گلایه دارند. برای تشخیص و درمان هر علت واقعی نیاز به معاینه دقیق است. برای مداوای این افراد باید از طریق روانشناسی پیش رفت. 7) هوموپاتی در هوموپاتی، دارویی هایی براساس وضعیت فیزیکی، احساسی، فکری و اجتماعی افراد انتخاب می شود و در قدرت و دوز مناسب برای آنها تجویز می شود. از این طریق هر مشکل سلامتی آنها ازجمله بوی بد دهان، از بین می رود. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:28 توسط علی بیات |
|
این روزها اصطلاحات رشد فردی، پیشرفت فردی و کمک به خود خیلی باب شده است. خیلی از کتابها و وب سایت ها را بر مبنای این موضوعات می بینیم. به نظر میرسد که مردم برای پیدا کردن راه حلی برای مشکلاتشان به درون خود رجوع می کنند. و برای این منظور به دنبال اطلاعات، تکنیک ها، کارگاه های آموزشی و سخنرانی هایی هستند که راه آنرا نشانشان دهد. مردم فهمیده اند که رشد و پیشرفت فردی کیفیت زندگی آنها را بالا می برد. ذهن ناخودآگاه یکی از کلیدهای رشد و پیشرفت فردی است. با تغییر محتویات ذهن ناخودآگاه می توانید عادات و رفتارهایتان را تغییر دهید. اینکار از طریق تجسم سازی، استفاده از عبارات تاییدی، مدیتیشن و بررسی رفتارها و عادت ها میسر است. فرایند تغییر درونی نیاز به کار و تلاش درونی دارد. خواندن فقط کافی نیست، باید آنچه خوانده اید را تمرین کنید و این نیازمند زمان و تلاش است. چیزی به اسم پیشرفت فردی فوری وجود ندارد. هر تغییر درونی زمان می برد و برای آن باید انگیزه، تمایل، جاه طلبی، پشتکار و فداکاری داشته باشید. مقاومتهای درونی و بیرونی را هم باید مد نظر قرار دهید. با شروع هر برنامه رشد فردی اکثر افراد معمولاً با مقاومت های درونی مواجه می شوند که از عادات قدیمی و ذهن ناخودآگاه آنها سرچشمه می گیرد. این مقاومت ها ممکن است از افراد دور و بر آنها نیز باشد. میل به تغییر، ساختن عادت های تازه و رشد باید آنقدر نیرومند باشد تا بتواند بر تنبلی، میل به دست کشیدن از کار، یا مسخره کردن ها و مقاومت های خانواده، دوستان و همکاران غلبه کند. اجازه بدهید چیزی درمورد خودم بگویم. من از سنین پایین روی تکنیک های پیشرفت و رشد فردی کار می کردم و آن را منبعی از قدرت درونی، شادی و راهی برای بهتر زندگی کردن می دانستم. یکی از مفیدترین تکنیک هایی که کشف کردم تکنیکی بسیار ساده اما بسیار موثر بود. در این تکنیک به رفتارها و اعمال مردم در موقعیت های مختلف نگاه میکنی و بعد به درون خود نگاه می کنی تا ببینی خودت هم در یک موقعیت مشابه به همان صورت رفتار می کنی یا نه. وقتی کسانی را می دیدم که خصوصیاتی داشتند که دوست نداشتم، خودم را آزمایش می کردم تا ببینم من هم آن خصوصیات را دارم یا نه. اگر داشتم، در ذهنم یک رفتار دیگر را تجسم می کردم. در چشم ذهنم خودم را می دیدم که خلاف آن خصوصیت را دارم. خودم را در موقعیت هایی تجسم می کردم که آن رفتار جدید را از خود نشان می دهم. زمانیکه با خصوصیاتی روبه رو می شدم که دوست داشتم، درمورد فواید و مزیت های آن و اهمیتشان در زندگی خودم فکر میکردم. اینجا هم از تجسم سازی و عبارات تاییدی استفاده کرده و سعی می کردم که در زندگی همانطور رفتار کنم. به این طریق بود که از رفتارها و اعمال مردم اطرافم، در محل کار، خانه، خیابان، و هر جای دیگر بهره های زیادی نصیبم شد. اینکار هیچوقت با هدف قضاوت کردن درمورد آنها یا بهره کشی از آنها نبوده بلکه برای یاد گرفتن نحوه بهتر رفتار و عمل بوده است. این فرایند فایده دیگری هم داشت. علم من را درمورد افکاری که بر رفتار و اعمال مردم تاثیر می کند بالا برد. شما چطور می توانید از این تکنیک برای رشد و پیشرفت فردی خود استفاده کنید؟ 1. به اطراف خود نگاه کنید و ببینید مردم در موقعیت های مختلف چطور رفتار و عمل می کنند. به افرادیکه در محل کار، خانه، سوپرمارکت، در اتوبوس، تاکسی یا در خیابان می بینید دقت کنید. حتی می توانید به افرادیکه در تلویزیون با آنها مصاحبه میشود یا در فیلم ها می بینید هم فایده ببرید. 2. ببینید مردم چطور حرف می زنند، چطور راه می روند، چطور واکنش می دهند و درنتیجه آن سایر افراد چطور با آنها برخورد می کنند. 3. به نحوه استفاده افراد از صدای خود و واکنش آنها به صدای دیگران دقت کنید. ببینید وقتی دیگران داد می زنند یا نرم و آرام صحبت می کنند شما چه احساسی پیدا می کنید. ببینید وقتی افراد عصبانی می شوند، ناراحت می شوند یا برعکس شاد و آرام هستند چه اتفاقی می افتد. 4. اگر چیزی که مشاهده می کنید را دوست ندارید، ببینید چرا و چطور آن را دوست ندارید و بعد رفتار خودتان را بررسی کنید تا ببینید شما هم همانطور رفتار می کنید یا خیر. با خود صادق و بیطرف باشید. 5. اگر متوجه شدید که شما هم بعضی از این رفتارهای نامطلوب را دارید، هر از گاهی به خودتان گوشزد کنید، آنوقت هر بار که چنین رفتاری نشان می دهید کاملاً از آن آگاهید و تمام تلاشتان را می کنید که چنین رفتاری از شما سر نزند. 6. در ذهنتان تجسم کنید که دوست دارید چطور برخورد کنید. چندین بار در طول روز آنرا تکرار کنید. 7. وقتی با رفتار و عملی روبه رو شدید که دوست داشتید، سعی کنید به همان صورت رفتار کنید. اینجا هم چندین بار در طول روز آن صحنه را در ذهنتان تجسم کنید. 8. همچنین می توانید برخی از عادت های سابقتان را کنار گذاشته و عادت ها و رفتارهای جدیدی اتخاذ کنید. مداوم تغییراتی که باید انجام دهید را به خودتان یادآور شوید و برحسب آن رفتار کنید. هربار که دیدید مطابق آن عادت قدیمی رفتار کرده اید، تصمیمتان برای تغییر و بهبودی را به یاد بیاورید و بنابر آن رفتار کنید. 9. اگر زود نتیجه نگرفتید، ناامید و خسته نشوید. مهم نیست که چند بار شکست بخورید یا فراموش کنید که آنطور دلخواهتان رفتار کنید. پشتکار داشته باشید و هیچوقت از تلاش دست نکشید و خواهید دید که چطور خودتان و زندگیتان کم کم تغییر میکنید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:27 توسط علی بیات |
|
از نگاه کردن به آینه، افسرده شدن و اجتناب از دیدن تصویر خود، نامناسب جلوه کردن در محافل اجتماعی خسته شده اید؟ ناامید نشوید. در اکثر مواقع، زشتی فقط نوعی نگرش است که ما اتخاذ میکنیم. اما حتی اگر از نظر فیزیکی هم واقعیت داشته باشد، همیشه راه هایی برای غلبه بر آن وجود دارد. مراحل 1. لبخند بزنید. چه باور کنید یا نه، این لبخند زدن یا نزدن افراد است که بخش اعظمی از جذابیت آنها را تشکیل می دهد. اگر به فیلم هایی که تابه حال دیده اید فکر کنید، کدام هنرپیشه ها بودند که همیشه خوشتیپ ترین و جذابترین تلقی می شدند؟ مطمئناً آنهایی که همیشه یک لبخند زیبا و جذاب برای بیننده ها روی لبانشان داشته اند. مغز ما طوری برنامه ریزی شده است که از نوزادی جذب لبخند دیگران می شویم و لبخند زدن واقعاً می تواند معجزه کند. مردم اگر حتی قیافه شما را به یاد نداشته باشند، همیشه آن لبخند زیبا و خنده از ته دلتان را به یاد خواهند آورد. 2. خود را زیبا تصور کنید. اکثر اوقات افرادیکه احساس می کنند زشت هستند خود را از ترس صدمه دیدن از جامعه دور می کنند. به نظر آنها، عدم پذیرش جامعه که کاملاً قابل انتظار است واقعاً شایسته آنهاست. اما اینطور نیست. هیچکس حق ندارد درمورد ظاهر شما قضاوت کند، بجز خودتان و اگر تصمیم بگیرید که خوش ظاهر باشید، حتی اگر بینی شما بزرگ باشد یا شکم بزرگی داشته باشید یا نصف صورتتان سرطانی باشد، آنچه به دیگران منعکس می کنید، فردی خوش ظاهر خواهد بود. اکثر اوقات مردم فقط به این دلیل می گویند که یک نفر زشت است که خودش چنین تصوری از خود دارد. 3. جلوی آینه بایستید، به آنچه می بینید طوری واکنش دهید که انگار یک نفر دیگر است. شما شایستگی این را دارید که حداقل با همان احترامی که با یک غریبه برخورد می کنید، با خودتان برخورد کنید. مطمئناً هیچوقت بی مقدمه به یک غریبه نمی گویید که "اه، چقدر تو زشتی!" پس با خودتان هم اینکار را نکنید. با خودتان مودب باشید و سعی کنید به هر طریقی که میتوانید به آن فردی که جلوی آینه می بینید کمک کنید تا زیباتر به نظر برسد و احساس بهتری نسبت به خود پیدا کند. 4. هر روز وقتی بیرون می روید، خوب لباس بپوشید و به خودتان برسید. این یعنی شلواری خوش قواره و پیراهنی اتوکشیده تن کنید و موهایتان را هم تا حد ممکن به زیباترین حالت خود درست کنید. شاید در اول کار به نظرتان وقت تلف کردن باشد اما آنهایی که متقاعد شده اند که زشت هستند معمولاً سعی می کنند که خود را در خانه پنهان کنند و هیچکس را نبینند. اما باز هم خودتان، خودتان را خواهید دید و این است که واقعاً مهم می باشد. وقتی عادت کنید که تمام روز خوب به نظر برسید، اتوماتیک وار تصور خواهید کرد که فرد خوش ظاهری هستید و به سایرین هم با همین تفکر واکنش خواهید داد. و این چرخه آنقدر ادامه پیدا میکند که واقعاً زیبا می شوید و متعجبانه خواهید دید که یک روز هر کس با دیدنتان، تحسینتان خواهد کرد. 5. تحمل کنید. مهم نیست که اول کار چقدر احساس حماقت کنید، اما این مراحل را خوب به یاد داشته باشید: لبخند، جذاب تصور کردن خود، محترمانه برخورد کردن با خود درست مثل یک غریبه، و زیبا کردن و رسیدن به خود. مهم نیست که تغییر طرز فکرتان چقدر طول بکشد، هیچوقت نباید تسلیم شوید. پیشرفت واقعی همیشه تدریجاً به وجود می آید. 6. از آرایشگرتان بخواهید یک مدل موی جدید روی سرتان پیاده کند، کمی آرایش کنید، و با خودتان خوب برخورد کنید. در خرید لباس بیشتر دقت کنید و چیزی را بخرید که واقعاً برازنده تان باشد. 7. دریچه قلبتان را برای دوستی باز کنید. خواهید دید که وقتی دوستان بیشتری داشته باشید، اعتماد به نفستان تا جایی بالا می رود که خودتان را واقعاً زیبا خواهید دید. نکات · یادتان باشد، بعضی از افراد جذاب محبوب ما چندان هم زیبا نیستند. باربارا استرایساند و کارول برونت واقعاً نمونه بارز زیبایی به حساب نمی آیند اما ما آنها را به خاطر روحیه جذاب، دلپذیر و پرانرژیشان دوست داریم. زیبایی خنده ماست؛ به شکل ابرو نیست بلکه در نحوه استفاده شما از آن ابرو است. · زیبایی نیز به همان اندازه زشتی یک فریب است. آرایش صورت هنرپیشه محبوبتان را بردارید و آنوقت است که شوکه می شوید که دقیقاً قیافه دوران دبیرستان شما را دارد. حتی اگر زشت هم نباشد، یک دست لباس زشت و بی قواره تن او کنید و ببینید که چقدر زشت به نظر خواهد رسید. · اعتماد به نفس از زیبایی ظاهر جذب کننده تر است. صاف بایستید، سرتان را بالا نگه دارید و در چشمان مردم خیره شوید. · یادتان باشد که همه جوانب ظاهر برای همه افراد زیبا نیست و خیلی اوقات ویژگی هایی که به نظر یک نفر زشت می آید برای دیگران زیبا است. · اگر نمی دانید که چطور باید خوب لباس بپوشید، کسی از اطرافیانتان را که به نظرتان فردی خوش لباس است که پیدا کنید و ببینید که چطور لباس می پوشد و لباسهایی را در کمدتان پیدا کنید که شبیه سبک لباس پوشیدن او باشد. راحت و کلاسیک لباس بپوشید. اگر به نظرتان می آید که شکمتان از شلوار جینتان بیرون زده است مطمئن باشید که آن شلوار هیچ زیبایی به شما نخواهد داد پس دور بریزیدش. · یک مدل موی جدید برای خود انتخاب کنید. شاید تعجب بکنید که یک تغییر ساده در مدل مو چطور می تواند ظاهر شما را از این رو به آن رو کند. · همیشه به خودتان بگویید که زیبایید چون واقعاً هستید. · یادتان باشد، زیبایی مسئله ای کاملاً نسبی است. برای تحت تاثیر قرار دادن یک نفر ظاهرتان را تغییر ندهید. بهترین کار این است که همیشه خودتان باشید. · به خاطر بسپارید فقط خودتان بدترین منتقد خودتان هستید. وقتی اعتماد به نفس در شما ایجاد شد، مطمئناً دیگر خیلی به خودتان سخت نخواهید گرفت. هشدارها · اول از همه اینکه، بدانید که شما زشت نیستید! همه فکر می کنند که اشکالی دارند درحالیکه در واقعیت آن افراد زیباترین و جذاب ترین ها هستند. · هیچوقت از مردم نپرسید که آیا فکر می کنند شما زشت هستید یا نه. ممکن است واقعاً اذیتشان کند. از این گذشته، مطمئناً اگر زشت هم باشید، آنها مستقیم این را به شما نخواهند گفت. · آشکار است که شما زیبا هستید. رمز موفقیت فقط در اعتماد به نفس است. و بهترین راه برای به دست آوردن این است که دوستانه تر با مردم برخورد کنید. برای شروع مکالمه پا پیش بگذارید و از دیگران سوال کنید، همین مکالمات آشنایی هایی به وجود می آورد که این آشنایی ها منجر به دوستی می شوند. و آنوقت است که مردم واقعاً می بینند که چقدر زیبا هستید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:26 توسط علی بیات |
|
روابط می تواند هم بهترین و بالاترین لذت زندگی و هم بزرگترین چالش آن باشد. اما معمولاً ترکیبی از هر دوی اینهاست. در دنیایی که بی وقفه به سمت بازسازی و تحول پیش می رود، خیلی از افراد مشغول بازنگری روی اولویت های زندگی خود هستند. از این گذشته، آیا ما زندگیمان را با این سوال که "موجودی بانکم چطور پیش می رود؟" ارزیابی می کنیم؟ مطمئناً خیر. مهمترین سوالی که باید پاسخ دهیم این است که "آیا کسانی هستند که دوستم داشته باشند؟" یا "کسی هست که من دوستش داشته باشم؟" وقتی یک رابطه خیلی مهم بر هم می خورد، چه از طریق طلاق باشد یا طرق دیگر، قبل از اینکه یک رابطه جدید را شروع کنید باید خودتان را برای موفقیت آماده کنید. در زیر 5 تصمیم مهم را عنوان می کنیم که برای ایجاد یک رابطه عاشقانه و موفق باید اتخاذ کنید و به آن پایبند باشید. 1. "اول باید با خودم قرارملاقات داشته باشم." بهترین نشانه نوع رابطه ای که با افراد خواهید داشت، نوع رابطه ای است که با خودتان برقرار می کنید. پس اولین قرار ملاقات ها را با خودتان بگذارید تا دوباره جای پایتان را روی زمین محکم کنید. همان عشق و محبتی که می خواهید به شریک زندگیتان در آینده داشته باشید اول به خودتان ارزانی کنید. برای شامتان شمعی روشن کنید، برای خودتان چند شاخه گل بخرید، و صبحها که از خواب بیدار می شوید، جلوی آینه زیبایی خود را تحسین کنید. 2. "خصوصیاتی که از شریک زندگی آینده خود انتظار دارم را مشخص می کنم." از روابط گذشته تان که شکست خورده اند، الان دیگر خصوصیات، ویژگی ها و رفتارهایی که به دردتان نمی خورند را شناخته اید. این خصوصیات را یادداشت کنید و بعد از خودتان بپرسید که می خواهید طرف مقابلتان چه صفاتی داشته باشد. مثلاً به جای صفات خود محور یا بی وفا، می توانید صفات بامحبت و وفادار را بنویسید. روی نقاط و صفات مثبت متمرکز شوید و از آنها بعنوان معیاری برای انتخاب استفاده کنید. 3. "دوست پسر/دوست دختر قبلیم را کاملاً از آینده ام بیرون می کنم." اگر می بینید که مداوم درحال حرف زدن از دوست پسر/دوست دختر قبلیتان هستید یا سعی دارید که مدام فرد کنونی را با قبلی مقایسه کنید، دست نگه دارید و ببینید آیا واقعاً برای آشنا شدن با یک فرد جدید آمادگی دارید یا نه. صحبت درمورد تجارب قبلی بعنوان مطلع کردن طرف مقابل اشکالی ندارد اما صحبت کردن مداوم و گله و شکایت فقط طرفتان را دورتر می کند. اگر طلاق گرفته اید، چرا اجازه می دهید که آن فرد قبلی هنوز هم این همه زمان و توجه شما را در زندگیتان از آنِ خود کند؟ چنین احساساتی را می توانید با دوستان دیگر یا یک روانشناس درمیان بگذارید. 4. "با کسی رابطه برقرار می کنم که از نظر احساسی سالم باشد." با خودتان قرار بگذارید که با کسی که وارد رابطه می شوید حتماً فردی مسئولیت پذیر، خودکفا، و از نظر احساسی کاملاً سلامت باشد. ببینید روابط او با خانواده اش چگونه است؟ به چیز خاصی اعتیاد ندارد؟ ساختن دوباره زندگی بعد از طلاق خیلی انرژی می برد پس اجازه ندهید هر مجنونی آنرا دوباره بر هم بریزد. 5. "به دنبال علایقم می روم." آیا سرگرمی یا علاقه خاصی دارید؟ دیگر آنها را کنار نگذارید و درعوض هرچه زودتر خودتان را به آن مشغول کنید. کمی تفریح کنید. تازه این احتمال هم وجود دارد که در همین حین و بین با فرد جدیدی آشنا شوید که علایق و احساساتی شبیه به شما داشته باشد و بتوانید رابطه خوبی با او شروع کنید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:25 توسط علی بیات |
|
اسم ما و شخصیت ما چه رابطه ای باهم دارند؟ صرفنظر از ادعاهای مبحث معانی رمزی اعداد، آیا شواهدی وجود دارد که ثابت کند اسم انسان با شخصیت او در ارتباط است؟ براساس یک مکتب ادبی، اسامی چیزی بیشتر از سمبل هایی اختیاری نیستند. اما باور مخالف این مکتب اعتقاد دارد که اسامی حقایقی را بیان می کند و مفاهیم عمیقی دارد. اما علم چه پاسخی برای این دارد؟ تاثیر اول اهمیت دارد مردم معمولاً عادت دارند که براساس برخورد اولی که با یک فرد دارند، درمورد او قضاوت کنند و اسامی نیز معمولاً بر این قضاوت ها تاثیر دارد. مثلاً در یک مسابقه دموکراتیک، دو کاندیدی که اسامی کاملاً امریکایی داشتند، هارت (Hart) و فرچایلد (Fairchild) بر دو کاندید دیگر که اسامی آنها قومی بود، سانگمایستر (Sangmeister) و پوچینسکی (Pucinski)، فائق آمدند. موفقیت آنها کاملاً دور از انتظار بود چون برندگان این مسابقه انتخاباتی خط مشی سیاسی غیرمحبوبی داشتند و این در حالی بود که خط مشی سیاسی گروه بازنده کاملاً در میان رای دهندگان محبوب بود. درواقع، وقتی اطلاعات زیادی درمورد کاندیداها در اختیار عموم مردم نباشد، اسامی آنها نقش بسیار مهمی در موفقیت آنها بازی خواهد کرد. "جمعه پیش چه کردم!" لازم نیست حتماً برای رفتن به دفترکار دیرتان شده باشد تا بفهمید چطور اسمتان می تواند بر نظر دیگران درمورد شما تاثیر بگذارد. در یک تحقیق از معلمین دوره ابتدایی خواسته شد که به یکسری پاراگراف که توسط تعدادی دانش آموز با موضوع "جمعه پیش چه کردم!" نوشته شده بود، نمره دهند. از هشت نوع پاراگراف مختلف استفاده شد که همه آنها تقریباً در اندازه متوسط بودند. هر کدام از این انشاء ها هشت اسم مختلف داشتند: چهار تای آن—کارن، لیزا، دیوید و مایکل—مورد پسند معلمها و دانش آموزان قرار گرفت و چهار تای دیگر—برتا، آدله، هابرت و المر—مورد پسند قرار نگرفتند. اسامی کاملاً تصادفی به برگه ها متصل شده بودند به صورتیکه یک برگه که اسم آدله به آن متصل بود، در جای دیگر با نام کارن یا لیزا تصحیح شده بود. نتیجه آن چیست؟ احتمالاً تا الان حدس زده اید: بااینکه برگه های یکسان به معلم ها داده شده بود و فقط اسامی متفاوت بودند، بهترین نمره ها به دانش آموزانی داده شده بود که اسامی مورد پسندتری داشتند. نکته قابل توجه این است که وقتی برای تصحیح برگه ها از دانشجوها استفاده شد، این تاثیر اسم، اتفاق نیفتاد. بااینکه معلم ها از اسامی دانش آموزان خود کلیشه هایی برای خود ساخته بودند، اما دانشجویان دانشگاه—که تجربه آموزش نداشتند-این انتظارات را نداشته و درنتیجه نمره دادن آنها بدون تبعیض و تعصب بود. انتظار پیشرفت در یک تحقیق دیگر، خودپنداره شش نمره گذار—اینکه چقدر احساس موثر بودن، جذاب بودن و باارزش بودن دارند—مستقیماً با میزان مورد پسند بودن اسم کوچکشان در ارتباط بوده است. علاوه بر این، بچه هایی که اسم کوچکشان مورد پسند بوده است در یک آزمون پیشرفت آکادمیک نمرات بالاتری کسب کردند. یک دلیل آن می تواند این باشد که معلم ها انتظار دارند بچه هایی که اسامی محبوبتری دارند بهتر امتحان بدهند و به مرور زمان این انتظارات مثبت به بالا رفتن واقعی نمرات آنها و موفقیت بیشترشان منجر می شود. در بررسی این تحقیقات نباید تصور کنید که کلیشه سازی معلم ها بیشتر از افراد دیگر است. فقط انجام تحقیق روی آنها ساده تر است چون محققان می توانند نمراتی که ارائه داده اند را بررسی کنند. ارتباط با اختلالات احساسی؟ در تحقیقی که در سال 1954 انجام گرفت روی 1682 مورد سابقه کودکانی که در کلینیک سلامت ذهن در نیوجرسی تحت درمان قرار گرفته بودند، بررسی شد. اختلالات احساسی متوسط تا وخیم در بین پسربچه هایی که اسم کوچکشان غیرعادی بود (اسامی که فقط یک تا دو بار بین آن گروه از کودکان تکرار شده بود) نسبت به پسربچه هایی که اسامی متداولتری داشتند، بیشتر بوده است. (اما بین دختربچه ها چنین تاثیری مشاهده نشد.) اما اسم چه ارتباطی ممکن است با اختلالات احساسی داشته باشد؟ این احتمال وجود دارد که والدینی که اسامی عجیب روی فرزندانشان می گذارند، با طریقی غیرعادی و عجیب نیز با آنها رفتار می کنند که خطرات روحی-روانی آنها را بالا می برد. یا شاید هم بزرگ شدن با اسامی عجیب به تجربیاتی منجر می شود—مثل مورد آزار و اذیت قرار گرفتن—که سلامت ذهن را تحت تاثیر قرار می دهد. متداول بودن لزوماً به معنی بهتر نیست نباید تاثیر اسم را روی افراد نادیده گرفت. هیچکس تابه حال تحقیقی انجام نداده است که در آن اسامی به طور تصادفی بین گروه بزرگی از کودکان تقسیم شود، که مطمئناً قانع کننده ترین راه علمی برای بررسی و ارزیابی علت و معلول خواهد بود. و مطمئناً راههای موفق زیادی وجود دارند که اسامی غیرمتعارف و عجیب داشته اند. علاوه بر این خیلی افرادی که اسامی کاملاً عادی و متداولی داشته اند، اسامی مستعاری برای خود انتخاب می کنند که کاملاً عجیب و غیرمتعارف است. اسامی هم مثل سایر خصوصیات و ویژگی ها روی کودکان و بزرگسالان تاثیر می گذارد. اما بدون شک، خصوصیات و ویژگی های بسیار دیگری نیز اهمیت دارند. یادتان باشد در آخر کار این اسم شما نیست که به حساب می آید، بلکه آنچه از خودتان باقی گذاشته اید اهمیت دارد. اسم شما چیزی است خاص خود شما اما به ندرت توسط خودتان استفاده می شود. اما برای شما و افراد دور و برتان اهمیت زیادی دارد چون اسم شما هویت شماست. آنچه دیگران شما را با آن صدا می کنند، چیزی است که با آن شناخته شده اید. چیزی است که محکم به شما چسبیده است. جالب است که اسم شما چیزی است که توسط کس دیگری روی شما گذاشته میشود اما شما مجبورید همه عمرتان را با آن زندگی کنید. اما آیا اسمتان بر شخصیتتان اثر می گذارد؟ اسامی، چطور بر شخصیت اثر می گذارند؟ برخی محققین بین اسم یک فرد و شخصیت او رابطه ای غیرعادی پیدا کردند. گفته می شود افرادیکه اسمشان با یک حرف یکسان شروع و تمام می شود، طبیعت یکسانی دارند. گاهی اوقات می بینیم که آنهایی که اسامی مشابه دارند، شخصیت هایشان هم مشابه هم است. خیلی ها باور دارند که هر حرفی که در اسم هرکس به کار رفته است، بر شخصیت او تاثیر دارد و شخصیت هر فرد برگرفته از تک تک حروف الفبایی است که در اسم او موجود است. محققان دیگری هم بین اسامی هر فرد و بیماری های جسمی و روانی که فرد به آن مبتلاست، ارتباط ایجاد کرده اند. مواردی بوده که معنی یا تلفظ اسم یکنفر شبیه به بیماری است که دارد. در این موارد اسامی نشاندهنده بیماری آن افراد هستند. اسم شما که منطقاً انتخاب والدینتان بوده است باید نشاندهنده سلیقه آنها باشد نه خود شما. این شما نیستید که اسم خودتان را انتخاب می کنید. همیشه یکنفر دیگر است که اینکار را می کند. پس چطور اسمی که خودتان انتخاب نکرده اید میتواند بر شخصیت شما تاثیر بگذارد؟ شما چه فکر می کنید؟ علاوه بر این، معنی اسم شما نسبی است. یک کلمه می تواند در زبانهای مختلف معانی مختلفی داشته باشد. اسامی در فرهنگ ها و جوامع مختلف متفاوت هستند. خیلی وقت ها دو نفر را می بینیم که با وجود تشابه اسمی شخصیت هایی کاملاً متفاوت دارند. شخصیت هر فرد نتیجه عوامل و فاکتورهای بیرونی و ذاتی بسیاری است. نمی تواند فقط برگرفته از اسم او باشد. مطمئناً نمی تواند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 9:24 توسط علی بیات |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
برای آنها که مرا نمی شناسند همین قدر کافیست که بدانید من علی بیات هستم همین و بس و برای آنان که مرا می شناسند علی بیات بودن کافیست !
|
| آرشیو موضوعی |
|
پرورش اندام ازدواج وبررسي مسائل جنسي و زناشويي تغذيه وسلامتي ورزش مد و مسائل روز اطلاعات جديد برنامه نويسي |
| پیوندها |
|
آموزش ساخت وبلاگ در 30 دقیقه فیلتر شکن,هک,برنامه نویسی و... مثل آبی ، مثل دریا عشق شیرین دوست داشتنی همسر و ازدواج کویر پر ستاره اطاق عكس بازيگران |
|
RSS
|