تبليغاتX
کامیابی های متفاوت برای افراد متفاوت
برای اولین بار مطاللبی ازیه نفر مثله شما

 


خانم ها معمولاً به من میگویند که آقایون هیچوقت متوجه
منظور آنها نمیـشوند و آنها هم دقیقاً نمی دانند که آقایون
دنبال چه هستند و واقعاً چه می خواهند. در گذشته برای
خشنودی آنها تلاش می کردند اما الان دیگر آن روش مؤثر
نیـست، یـا بـه ایــن تلاش خود ادامه می دهند و یا آنها را
تـرک می کنـند. اینروزها برای خیلی از خانم ها دیگر مهم
نیست که آقایون دنبال چه هستند، چون از آزادی نسبی
که به آنها داده شده احساس رضایت میـکنند. و تا زمانی
که مردشان آنها را بخواهد همه چیز خوب است.

مهم نیست که این دیدگاه واقعاً درست است یا نه. آنچه صحیح است این است که مرد در جامعه مدرن برای پیدا کردن جایگاه خود در دنیا در تقلا و کشمکش است. در نیروهای مسلح و برنامه های فضایی خانم های کاردان بسیاری را می بینیم که مشغول فعالیت هستند و در کلیه جوانب صنعت نیز این مسئله دیده می شود. آن بُت مذکر گذشته این روزها شکسته شده و همراه خود عزت نفس و شرافت نفس آقایون هم شکسته شده است و آنها دیگر نمی دانند که چه می خواهند و چه باید بکنند.

خیلی از خانم هایی که این مقاله را می خوانند ممکن است با خود بگویند، که خوب این مشکل خود آقایون است و خودشان باید با آن کنار بیایند. حرف آنها را تصدیق میکنم اما نمی توانیم منتظر معجزه بنشینیم. نسل های تاریخ که نقش و وظیفه مردان را دیکته می کند، نمی تواند در بیست سال بدون ایجاد گرد و غبار و خرابی به یکباره تغییر یابد. به ندرت می توان برعلیه هیجان خانم ها از قدرت و اختیاری که به دست آورده اند، بحث کرد اما در عین حال، باید انتظار وقایع بسیاری را همراه با این داشته باشیم. و یکی از این وقایع، همانطور که قبلاً گفتم، این مسئله است که آقایون واقعاً به دنبال چه هستند.

آقایون خودشان متوجه شده اند که نقش آنها در جوامع، دیگر مثل گذشته نیست. اما همه جا اینطور نیست، در خیلی از نقاط جهان، آقایون هنوز اصرار دارند که آنها باید نان آور خانه باشند و خانم ها باید در منزل بمانند و بچه ها را تربیت کنند. عوض کردن کل دنیا زمان زیادی می برد. اما در کشورهای غربی این تغییر به طور کامل انجام شده است. آقایون می دانند که اگر بخواهند ازدواج کنند، باید تلاششان را بیشتر از قبل کنند و از این مسئله آگاهند که خانم ها نقشی بسیار مؤثرتر در جامعه ایفا می کنند. اما این لزوماً تاثیری در آنچه که آقایون میخواهند و به دنبال آن هستند نخواهد داشت.

خوب حالا ببینیم آقایون دنبال چه هستند؟

اول اینکه آقایون به دنبال علایق عشقی هستند. ممکن است برای خیلی از خانم ها تعجب برانگیز باشد اما آقایون دوست دارند که عاشق کسی شوند و در مقابل کسی عاشقشان شود. مشکل اینجاست که خیی از خانم ها خیلی سرد و بی احساس برخورد میکنند. پیدا کردن یک زن دوست داشتنی و مهربان کار ساده ای نیست و کاملاً پیداست که آقایون تلاش زیادی برای این منظور میکنند.
آقایون به دنبا زنی هستند که برای آنها جذابیت داشته باشد. خانم ها از اینکه می بینند آقایون اینقدر سطحی و ظاهربین هستند دلسرد می شوند، اما مراقب باشید. همه ی آقایون به دنبال زنی که مثل مانکن ها راه برود و 40 کیلو وزنش باشد نیستند. آنها زنی را می خواهند که خودش از ظاهرش احساس غرور کند. همه ی آقایون دوست دارند که دوست دخترشان خوش قیافه و جذاب باشد، من که مردی را نمی شناسم که این را نخواهد.
آقایون به دنبال زنی هستند که قابل اطمینان و وفادار باشد، کسی که بتوانند به او اعتماد کنند و هر موقع مشکل داشتند کمکشان کند. شاید ناراحت شوید، اما برخی از زنها قابل اطمینان و وفادار نیستند. آقایون هیچوقت نمی توانند بیوفایی و خیانت زنشان را ببخشند و شدیداً دنبال کسی هستند که بتوانند به او اطمینان کنند.
آقایون می خواهند که خانه و خانواده تشکیل دهند و دنبال زنی هستند که برای شریک شدن با او در زندگی خانوادگی مناسب باشد. زنانی که شیوه زندگی اجتماعی خوبی دارند برای این زمینه مناسبترند چون می توان برای ادامه روابط دراز مدت روی آنها حساب کرد.
آقایون دنبال زنانی هستند که ملایم و مهربان باشند چون یکی از مهمترین ویژگی های مادر شدن است. منظورم این نیست که آقایون نیاز به مادری دارند با اینکه خیلی از آنها هم اینطور هستند. منظورم این است که آنها دنبال کسی هستند که بتواند مادر خوب و مهربانی برای فرزندانشان در آینده باشد.
آقایون دنبال زنی هستند که شوخ طبع باشد. خانم ها معمولاً دربرخورد با شوخی های آقایون خیلی جدی  هستند یا ناراحت می شوند. تعداد خانم های خیلی کمی هستند که می توانند با این اخلاق آقایون کنار آمده و به خوبی با آنها ارتباط برقرار کنند. آقایون معمولاً از چنین زنانی خوششان می آید.
آقایون به دنبال زنانی هستند که ظرافت و زنانگی خود را حفظ کنند و مهربان و دلسوز باشند. این روزها اکثر خانم ها رفتاری جدی و سرد اتخاذ کرده اند و باورشان این است که آقایون به این شیوه رفتار هم عادت میکنند، اما واقعیت این نیست آنها نمی توانند به این شیوه رفتاری عادت کنند و به هیچ عنوان سراغ زنانی که چنین شخصیتی داشته باشند نمی روند.
آقایون دنبال زنی هستند که حامی آنها باشد. اکثر خانم ها همیشه در حال انتقاد از شیوه ر فتار و شخصیت آقایون هستند و همه ی تلاششان را برای تغییر دادن آنها به کار می گیرند. این اصلی ترین اشتباه آنها است. آقایون به رابطه شان بعنوان یک رابطه پشتیبانی و حمایت کننده نگاه می کنند. وقتی خانم ها راغب به این حمایت و پشتیبانی نباشند و اینقدر سریع طرفشان را زیر طوفان انتقادات خود خرد کنند، مطمئناً مردشان را از دست می دهند.
آقایون از خانم های عصبانی که همیشه در حال داد و بیداد هستند اصلاً خوششان نمی آید. آنها دنبال زنی هستند که بتوانند با آنها خیلی راحت حرف بزنند و گفتگو کنند. ممکن است خوی آتشین مزاج شما چند روز اول برای او جالب و دوست داشتنی جلوه کند اما مطمئن باشید که بعد از گذشت یک سال از آن متنفر خواهند شد.
آقایون معمولاً از همسرشان برای سکس محتاطانه تر عمل می کنند. آقایون می دانند که از سکس چه می خواهند به همین خاطر به دنبال آن هستند. آقایون در واقعیت خیلی محافظه کار هستند. ماجراهای جنسی برای آنها به این معنا نیست که شریک های جنسی مختلف داشته باشند و با هر کدام از آنها از یک روش در رابطه جنسی استفاده کنند. تحقیقات نشان می دهد که این آقایون هستند که به دنبال آرامش در رابطه ی جنسی هستند و این خانم ها هستند که بعد از یک مدت از سکس با طرفشان خسته می شوند.
آقایون زنی می خواهند که به آنها متعهد شود. گرچه این روزها پیدا کردن چنین زنی سخت شده اما این آرزو هنوز در آقایون از بین نرفته است. آقایون زنی میخواهند که بتوانند همه چیزشان را با او شریک شوند و بتوانند به او اعتماد کنند.
آقایون به هیچ وجه دوست ندارند تنها باشند.

مطالبی که در بالا گفته شد بسیار بحث انگیز است و خیلی از شما ممکن است فکر کنید که من کاملاً در اشتباهم اما هر کس نظر خودش را دارد. واقعیت این است که آقایونی جامعه مدرن به دنبال زنی جذاب، قابل اعتماد و مجرد هستند که بتوانند با او رابطه ای دراز مدت را آغاز کنند. آنها عاشق تفریح و سرگرمی اند و می خواهند این تفریح را با همسر مورد علاقه شان داشته باشند. مشکل آقایون این است که دنیا تغییر کرده است. ممکن است آنها نخواهند که بلافاصله تشکیل خانواده داده و بچه دار شوند اما به آن فکر میکنند. آنها به دنبال عزت نفس از دست رفتاشان هستند، حتی اگر نتوانند به اندازه همسرشان درآمد داشته باشند.

همانطور که خانم ها روز به روز قدرت و اختیار بیشتری در جامعه به دست می آورند، اما خوب است همیشه یادشان بماند که برای رقص تانگو همیشه دو نفر لازم است نه یک نفر.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 6:17  توسط علی بیات | 

 

درست است که هنوز هم رویای زیر آبی رفتن را در سر دارند، اما شوهرهای امروزی واقعاً وفادار هستند و سعی می کنند هم نان آور خوبی برای خانواده باشند و هم کارهای خانه را خوب انجام دهند. و حتی بیشتر از همیشه به دنبال ایجاد ارتباط و صمیمیت روحی و روانی با مسرانشان هستند.


سامان 33 ساله هم مثل سایر مردها هیچوقت لیست خاصی از ویژگی ها و خصوصیات همسر ایدآل خود نداشته است. اما وقتی با همسر آینده اش، جولی لادن، چهار سال پیش در رستورانی که هر دو آنها بعنوان گارسن کار می کردند روبه رو شد،  احساس کرد که این همان زن ایدآل اوست. گرچه لادن 27 ساله زن زیبایی است، اما انتخاب سامان فقط به خاطر ظاهر او نبوده است.

درعوض، او به خاطر نقاط مشترکی که باهم داشتند احساس راحتی می کرد. او میگوید، "هر دو ما اهل معاشرت و عاشق گشت و گذار با دوستانمان هستیم، اما هر دو واقعاً به والدینمان وابسته هستیم و درمورد راه و روش بزرگ کردن بچه هایمان هم ایده های مشترک زیادی داریم." سامان همچنین جاه طلبی لادن را که می خواست متخصص کار درمانی شود، دوست داشت—نه تنها به این خاطر که جنبه ی خدماتی این شغل را تحسین می کرد بلکه اهمیت داشتن دو منبع درآمد در خانه را هم فهمیده بود. اما مهمتر از همه این بود که لادن به نظرش همسری با درک و فهم بالا و حامی می آمد. سامان که الان یک کارشناس بیمه در تهران است، می گوید، "من فوراً متوجه شدم که لادن با مردم خیلی خوب رفتار می کند. وقتی قرار است بقیه ی عمرتان را یک نفر بگذرانید، این مسائل اهمیت فوق العاده ای پیدا می کند."

اولویت های سامان با مردهای نسل های قبل که به همسرانشان در وهله ی اول بعنوان مادر و زن خانه دار نگاه می کردند، فرق می کند. براساس آمار ارائه شده از اداره ی کار ایالات متحده، دراواسط دهه ی شصت، فقط 35 درصد از زنان متاهل در خارج از منزل کار می کرده اند. اما امروزه، در بیش از 60 درصد از ازدواج ها، هر دو طرف هم زن و هم مرد در بیرون از خانه به کار مشغولند. همچنین براساس تحقیق انجام گرفته توسط محققین دانشگاه مریلند، تعداد ساعاتی که زنان متاهل هر هفته به کارهای خانه اختصاص می دهند، از 34 ساعت به 19 ساعت تقلیل یافته است، درحالیکه این ساعت برای مردان از 5 به 10 ساعت افزایش یافته است.


مردها چطور انتخاب می کنند؟

آشکار است که نقش زنان در جامعه رشد کرده و مردها هم می بایست خود را این تغییر وفق دهند. مطمئناً، برخی از محرکات قدیم—مثل کشش و جذب به زیبایی—هنوز هم در انتخاب های آنان تاثیر می گذارد. اما امروز، مردانی مثل سامان راحت تر هستند که همسرانشان شغلی برای خود داشته باشند و همینطور توقع داشته باشند که شوهرشان در کارهای خانه به آنها کمک کند. و با هرچه برابر  شدن نقش زن و مرد، آنچه مردها از زن زندگیشان می خواهند به آنچه زنها از شوهرانشان توقع دارند شبیه شده است—یعنی محبوب و معشوقی که همه ی نیازهای احساسی و فکری آنها را برآورده کند.

مردها هنوز هم به همان میزان سابق خواستار ازدواج هستند. درواقع، 94 درصد از نوجوانان امریکایی در ذهن خود برنامه دارند که روزی ازدواج کنند و 92 درصد از آنها به بچه دار شدن هم علاقه مندند. این آمار از سال 1977 حتی از میزان دخترهایی که برای ازدواج برنامه ریزی می کنند هم الا زده است (درواقع 69 درصد از همه ی افراد بزرگسال در امریکا متاهل هستند و فقط 8 درصد از آنها طلاق گرفته اند). اما این روزها مردها دیرتر ازدواج می کنند. امروزه سن متوسط ازدواج برای آقایان 27 است درحالیکه در سال 1960، 23 بوده است. اما چرا؟ دکتر دیوید پوپنو روانشناس و مدیر پروژه ی ازدواج ملی در دانشگاه راجرز نیو جرسی، یکی از دلایل آن را وجود سکس و رابطه ی جنسی قبل از ازدواج در جومع غربی می داند. اما وقتی نوبت به انتخاب همسر می رسد، مردهای جوان بسیار با احتیاط عمل می کنند. دکتر پوپنو توضیح می دهد، "خیلی از این جوانان والدینی دارند که از هم طلاق گرفته اند یا دوستانی دارند که پدر و مادرشان از هم جدا شده است. به همین خاطر دوست ندارند این تجربه دوباره تکرار شود."

فراتر از این، مردها امروزی در مقایسه با پدرانشان به دنبال نوع متفاوتی از زن ها هستند. و دیگر آن زمان که مردها فقط نان آور خانه بودند و وظیفه ی زنها خانه داری و بچه داری بود به سر آمده است. وقتی در سال 1939 از مردها سؤال شد که آیا قبول می کنند همسرانشان با حقوقی معادل 50 دلار در هفته (که آن زمان درآمد خوبی به شمار می رفت) به کار مشغول شوند، پاسخ 63 درصد از آنها منفی بود.

حتی در سال 1977 هم تقریباً %70 از مردها احساس می کردند که برای زنانشان بهتر است در خانه بمانند. اما پروژه ی تحقیقاتی ازدواج ملی در سال 2001 تغییر شگرفی در این اعتقادات را نشان داد: %42 از مردان مجرد 20 تا 24 ساله اظهار داشتن که برای آنها داشتن همسری که خود شغل و درآمد دارد بسیار بهتر از زنی است که فقط به کارهای خانه داری مشغول است. و در سال 2002، 55 درصد از مردان ادعا کردند که از نظر آنها کار کردن خانمشان در خارج از منزل حتی باوجود بچه عاری از اشکال است.

این روزها مردها نه تنها خوشحال می شوند که همسرشان هم بتواند در درآمد زایی با آنها شریک باشد بلکه اینکه همسرشان بتواند درآمدی به اندازه آنها یا حتی بیشتر داشته باشد، را تحسین میکنند. براساس تحقیقات انجام گرفته تعداد زوج هایی که در آن درآمد زن بیشتر از شوهر بوده از 16 درصد در سال 1981 به 23 درصد در سال 1996 افزایش داشته است. سامان می گوید، "این روزها اگر همسرمان بتواند به اندازه ما یا بیشتر درآمد داشته باشد، دیگر به حس مردانگی ما لطمه ای نمی زند." (البته تحقیقات نشان میدهد که مسائل مالی زنان را هم نگران نمی کند و تقریباً 80 درصد از زنان بین 20 تا 29 سال تصور می کنند شوهرشان بهتر است درک و فهم بالا داشته باشد تا وضعیت مالی عالی).

در عین حال، مردها دیگر چندان گرفتار طلسم کار نیستند و برای تکمیل خوشبختی خود به دنبال زندگی خانوادگی هستند. طبق تحقیقات انجام گرفته در سال 1997 در نیویورک، 70 درصد از مردان متاهل درمورد میزان ساعاتی که در محل کار میگذرانند و میزان ساعاتی که با خانواده سپری می کنند، در کشمکش هستند. پدر بودن این روزها مفهوم تازه ای پیدا کرده است. 93 درصد از پدرای که بچه های مدرسه ای دارند حداقل هفته ای یکبار فرزندانشان را بغل می کنند (که در مقایسه با دهه ی قبل این آمار 90 درصد افزایش داشته است.) و با وجود اینکه مردان حداقل نیمی از کارهای خانه را با همسرشان شریک می شوند، نسبت به سال 1965 که فقط یک ششم کارهای خانه بر عهده ی مردان بود، پیشرفت زیادی صرت گرفته است. سامان می گوید، "چون این روزها هر دو طرف شغل دارند و سر کار می روند، مردها دیگر نمی توانند از بهانه ی "من نان آور خانه هستم" استفاده کنند. ما خودمان همه ی سعیمان این است که کارها را 50-50 تقسیم کنیم. خانمم آشپزی میکند و من ظرفها را می شویم و از این قبیل..."



یافتن همسر و همدم واقعی

بالاتر رفتن زمینه ی بازی در مورد کار و مراقبت از بچه ها، باعث شده است که مردها بیشتر به مسائل احساسی گرایش پیدا کنند.

در پروژه ی تحقیقاتی که در سال 2001 انجام گرفت، مشخص شد که 94 درصد از مردان بین 20 تا 29 سال می خواهند با کسی ازدواج کنند که فراتر از هر چیز دیگر بتواند نیازهای احساسی آنها رابرآورده کند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد، "مردها می گویند که به یک همراه و همدم روحی و روانی نیاز دارند—کسی که بتواند احساسات و آرزوهایشان را با آنها سهیم شود. آنها کسی را نمی خواهند که فقط بتواند کهنه ی بچه عوض کند یا ظرف ها را بشوید. آنها یک همدم و محبوب واقعی می خواهند."

در واقع تعداد مردانیکه این روزها به دنبال یک همسر و معشوق واقعی هستند به اندازه خانم ها شده است. دکتر نِیل کلارک وارن، روانشناس بالینی که بر روی هزاران زوج تحقیق و بررسی انجام داده است می گوید، "فکر نمی کنم این چیزی باشد که مردها به اجبار به آن رسیده باشند. به نظر من به این دلیل است که مردها هم مثل زنان به دنبال مفهوم بیشتری از زندگی هستند."

دکتر پوپنو نگران این است که مردهای امروزی برای پیدا کردن همسری که بتواند به طور کامل نیازهای عاطفی و احساسی آنها را برآورده کند، فشار زیادی به خود می آورند. در تحقیقی که سال گذشته بر روی 60 مرد مجرد در 20 تا 40 سالگی انجام گرفت، دلایل این مردان برای ازدواج نکردن و مجرد ماندن مشخص شد—ترس از تسالم و سازش، خطرات مالی طلاق، میل به ادامه ی لذات زندگی مجردی—اما خیلی از آنها هم ادعا کردند که هنوز نتوانسته اند زوج مناسب خود را پیدا کنند و درصدد یافتن آن هستند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد که مردها خیلی توقعشان را بالا نگه داشته اند. و در مقایسه با آشپزی و تمیزکاری، نیازهای روحی-روانی پیچ و خم بیشتری دارد.


زیبایی در مقابل هوش

هیچ شکی نیست که مردها هنوز هم به دنبال صورت زیبا هستند. در تحقیقی که سال 1999 انجام گرفت مشخص شد که 43 درصد از مردها قبول کرده اند که قبل از هر چیز به خاطر مسائل ظاهری مجذوب زنان می شوند، و 35 درصد از آنها نیز ادعا کردند که به دنبال زنان باهوش هستند. (اما در تحقیق مشابهی که روی زنان انجام گرفت مشخص شد که فقط 24 درصد از آنها به دنبال ظواهر هستند و برای 60 درصدشان هوش و ذکاوت طرفشان حرف اول را می زند.)

زیبایی حتی پول را هم جذب خود می کند. وقتی در تحقیقی از مردان سؤال شد که آیا دوست دارند با زنی زیبا اما فقیر ازدواج کنند یا زن زشت اما ثروتمند، 55 درصد از آنها مورد اول و فقط 23 درصد از آنها مورد دوم را انتخاب کردند. (اما وقتی همین سؤال از زنان پرسیده شد، مشخص شد که 28 درصد از آنها زیبایی را به ثروت ترجیح می دهند و 37 درصد اعتقاد داشتند ثروت مهمتر از زیبایی ظاهری است).

محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. و مردها حتی وقتی پا به سن می گذارند هم به دنبال زنانی جوانتر و زیباتر از خودشان هستند. پروفسور جان مارشال تونسند در این زمینه می گوید، "می دانم شاید خانم ها دوست نداشته باشند این را بشنوند، اما در جوامع غربی یک مرد—حتی مردهای تک همسری—وقتی یک زن زیبا و جذاب را می بیند، به داشتن رابطه با آن زن فکر میکند!"

در واقع، طبق تحقیقی که در سال 201 در دانشگاه ورمونت انجام گرفت، اینطور دریافت شد که 98 درصد از مردان متاهل در آمریکا در مورد داشتن رابطه با کسی غیر از همسرشان رویاپردازی می کنند (درمقابل 78 درصد از خانم ها که به کسی غیر از همسرشان فکر میکنند). مغلوب وسوسه ها شدن هم مسئله ای دیگر است. در واقع، کمتر از 5 درصد از مردها در جوامع غربی در یکسال، سکس خارج از ازدواج دارند (درمقایسه با آمار خانم ها که 2 درصد است) و نزدیک به 80 درصد از مردان طی دوران ازدواج به همسرانشان وفادار می مانند (درمقایسه با 90 درصد خانم ها).

اما گرایش بیولوژیکی مردها به سمت زیبایی آنقدرها هم که فکر میکنیم در انتخاب آنها تاثیر نمی گذارد. مثلاً تاثیر زیبایی در انتخاب های مردان بسیار به سطح تحصیلات آنها مرتبط است؛ مردهایی که تحصیلات متوسطه دارند، 2/21 مرتبه بیشتر از آنها که تحصیلات دانشگاهی دارند به زیبایی اهمیت می دهند. رابرت گلاور، روانشناس، در این رابطه می گوید، "اما آنچه مردها واقعاً می خواهند، بودن با زنی است که او را از نظر جنسی بخواهد. اینکه کسی دوستتان بدارد مطمئناً مهمتر از زیبایی و قیافه ی اوست."


مردها همچنین به زنانی که از سکس لذت می برند هم گرایش دارند. طبق تحقیقی که در سال 2000 انجامگرفت، اینطور استنباط شد که 80 درصد از مردان جوان میخواهند شریک زندگیشان شور و حرارت زیادی در رابطه جنسی داشته باشد (73 درصد از خانم ها هم همین را می خواستند). اما مردها، مثل زنان، درمقابل کسانی که بیش از اندازه از نظر جنسی فعال باشند، محتاط عمل میکنند. در تحقیقی که در سال 1997 انجام گرفت مشخص شد که هر دو جنس، میزان کم تا متوسط از تجربه ی جنسی را در فرد مقابلشان ترجیح داده اند—که متخصصین عقیده دارند این نشانه ی ترس آنها از بی وفایی همسرانشان بوده است.


بیولوژی در مقابل واقعیت

مردهای امروزی معمولاً به روشی عمل میکنند که مخالف محرک های تکاملی است. دکتر نیل کلارک وارن، که یک بنگاه زوجیابی را هدایت می کند، خاطرنشان می کند که بسیاری از مراجعین مرد او به دنبال زنانی هم سن خودشان هستند. بعلاوه، او به تجربه دریافته است که مردها، برخلاف امر بیولوژیکی برای تولید مثل، زنانی را ترجیح می دهند که خود صاحب فرزند باشند. وارِن می گوید، "ما دریافته ایم که مردها هرچه سنشان بالاتر می رود، میل و علاقه اش برای ناپدری شدن بیشتر می شود. واقعیت این است که وقتی سنتان بالای 35 باشد، زنانی که برای ازدواج با شما مناسب باشند کسانی هستند که بچه دارند."

و مسئله ی تجربه ای مطرح می شود که مردها با بالا رفتن سنشان به دست می آورند، و تاثیری که این تجربیان می تواند بر طرز تفکرشان داشته باشد. جان گاتمن محقق دانشگاه واشنگتن میگوید، "مردان جوان به دنبال زنان زیبا و جذاب هستند، اما مردهای میانسال به دنبال همسری مهربانند."

مورگان کِنِی 58 ساله که مدیر موزه ای در چاپِل هیل در کارولینای شمالی است میگوید، بعد از دو ازدواج و چند رابطه که هیچکدام به ثمر ننشسته، او دریافته است که آنچه که او واقعاً آرزویش را داشته، همسری بوده که از نظر احساس صادق و عمیقاً روحانی باشد. او بالاخره این خصوصیات را در همسر سومش پیدا می کند که زنی 44 ساله و دلال املاک است. این دو علایقی مشابه در هنر و عکاسی دارند اما به عقیده خودش آنچه واقعاً در آن مشترک اند، همراهی و وفاداریشان به همدیگر است.


خوشبختانه، مردهای امروزی به دنبال کسی هستند که در همه ی مسئولیت های ازدواج، از پول درآوردن گرفته تا بزرگ کردن بچه ها، با آنها شریک باشد. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند.


برای مردها چه مهم است؟

چه چیز زنها برای مردها بیشترین اهمیت را دارد؟ از مردهای متفاوتی این سؤال و چندین سؤال مهم و اساسی دیگر، از میزان و رضایت جنسیشان گرفته تا فکر قدرت طلبی برای انجام کارهای خانه و تربیت فرزندان، را پرسیدیم. نزدیک به 300 مرد به این تحقیق آنلاین پاسخ دادند—معلمین، مهندسین، برق کارها، مکانیک ها، و غیره و غیره...که از 25 تا 67 سال سن داشتند. اطلاعات زیر نتیجه ی  یافته های ماست.

چه چیز زنها برای مردها بیشترین اهمیت را دارد؟

 

"من را درک کند و به حرفهایم گوش کند."

%56

"مادر خوبی برای فرزندانم باشد."

%39

"معشوقه ای فوق العاده باشد."

%5

%68 از مردها احساس می کردند که همسر کنونیشان، همدم و یاور حقیقی آنهاست.

 

بین آندسته از افرادی که احساس نمی کردند که با همسرشان ارتباط روحی و احساسی داشته باشند، %73 ابراز داشتند که آرزوی چنین رابطه ای با همسرشان را دارند.

 

یافته های ما

مردها نقش همسرانشان را در کارهایی که در آن خوب عمل میکنند، چطور ارزیابی میکنند؟

 

"همسری قابل اعتماد، و بامحبت بودن"

%43

"مادری دلسوز مهربان بودن"

%39

"شرکت در درآمد مالی خانواده"

%13

"دوست داشتن من"

%5

مردها نقش خودشان را در کارهایی که باور دارند در آن عالی هستند، چطور ارزیابی می کنند؟

 

"همسری قابل اعتماد و با محبت بودن برای همسرم"

%58

"نان آور خانواده بودن"

%21

"پدری دلسوز و مهربان بودن"

%18

دوست داشتن همسرم"

%3

مردها بهترین مزیت ازدواج را در چه می بینند؟

 

"دانستن اینکه همیشه از نظر احساسی همسرم را دارم"

%43

"داشتن کسی که بتوانم با او پیر شوم"

%38

"پدر شدن"

%17

"دانستن اینکه همیشه از نظر جنسی همسرم را دارم"

%2

%49 از مردها عقیده داشتند که سخت ترین چیز در ازدواج، داشتن مسئولیت های مختلف است.

 

%26 گفتند فشار مالی است.

 

%21 گفتند خواسته ها  و نیازهای عاطفی از همسرانشان است و فقط %4 اعتقاد داشتند که تک همسری سخت ترین مسئله است.

 

کی ارضا می شود و کی نمی شود؟

 

%32 از مردها عقیده اشتند که زندگی جنسیشان با همسرشان بالاتر از حد متوسط است، و %20 ادعا کردند که زندگی جنسی فوق العاده ای با همسرشان دارند. فقط %16 از آنها از رابطه ی جنسی خود با همسرشان رضایت نداشتند.

 

%60 از مردها عقیده داشتد که رابطه ی جنسی آنها با فرد دیگری غیر از همسرانشان، زمینه ی لازم برای طلاق گرفتن همسرنشان را مهیا می کند.

 

اما اگر همسرانشان چنین کاری را انجام دهد چه؟ فقط %49 از آنها ادعا کردند که به این خاطر از همسرانشان طلاق می گیرند.

 

%65 از مردها عقیده داشتند که بهترین نظم در ازدواج وقتی حادث می شود که هر دو طرف کار کنند.

 

%21 عقیده داشتند که بهتر است همسرانشان در خانه بمانند.

 

مردها خوشحال می شوند که همسرانشان هم قسمتی از مسئولیت نان آوری خانه را به دوش بکشند.

 

%93 از مردها ادعا کردند که از اینکه درآمد همسرانشان از آنها بیشتر باشد، ناراحت نمی شوند.  و فقط %6 از آنها از چنین وضعیتی احساس نارضایتی کردند.

 

خانه داری و بچه داری چندان مناسب آنها نیست.

 

فقط %17 از مردها گفتند که انجام حداقل نیمی از کارهای خانه بر گردن آنهاست. و %27 ادعا کردند که بیشتر مسئولیت بچه داری بر عهده ی  آنهاست. اکثر مردان (%66) احساس می کردند که سهم آنها از کارهای خانه و بچه داری عادلانه است، درحالیکه % 27 ادعا کردند دوست دارند حتی از این مقدار هم بیشتر کار کنند اما وقتش را ندارند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 19:53  توسط علی بیات | 

 

شما مرد هستید -- بالاخره جرات پیدا کـرده ایـد کـه از زن
مورد علاقه خود تقاضای ازدواج نمایید.

اکنون او نزد شما است، یا همین حالا یا هیچ وقت.

یک قدم بسمت وی برمیدارید...

همانند باران بهاری عرق میریزید و قلبتان مانند یک ماهی
در حـال مـرگ بـه تـپش افتاده و معده تان چنان اسیدی از
خود تراوش میکند که قادر است فولاد را ذوب کند.

آرام بـاشید. میدانید که نمی توانید از خواسته خود صـرفه
نظر نمایید.

به طرف او قدم میگذارید. ناگهان متوجه میشوید درحال بیان این جملات سرنوشت ساز
هستید: "میشه یه وقتی با هم بریم بیرون؟"

"نه."

چی؟

او گفت "نه."

با نا امیدی دور میشوید، در حالیـکه چشم خـود را پـایین انداخته و دعا می کنید کسی شاهد این تحقیر شدن شما نبوده باشد.

عدم پذیرش گریبانگیرتان شده است.

متاسفانه با وجود هیاهوهای بسیاری که از طـرف زنـان برای "تساوی حقوق" در جامعه مطرح می گردد، بار مسؤلیت تقاضـای ازدواج هـمچنان بر دوش مـردان سنگینی میکند. هنور این وظیفه مردان باقی مانده کـه اگـر بـخـواهنـد بـا جنـس مخالف خود ارتباط برقرار کنند باید ریسک خرد شدن شخصیتشان را بپذیرند.

و عدم پذیرش ازدواج توسط زنان باعث آسیب می شود -- تقریبا غیـر مـمـکن اسـت کـه بعنوان یک مرد هنگام عدم پذیرش توسط یک زن احساس درماندگی و شکست ننمود.



چرا زنان مردان را رد میکنند؟

علل بیشماری می تواند دخیل باشد، و همه آنها لزوما بدلیل اشتباه مردان نیستند. در این قسمت برخی از این دلایل آورده شده است.

1- نگرشهای غلط
اجتماع معاصر مملو از زنان جسور و خـود مـحـوری اسـت کـه فقط به خود اهمیت داده و کـلا هیـچ عـقیده ای در مـورد احساسات مردان ( و یا احساسـات زنـان دیـگـر ) نـدارنـد. طرز فکر اینگونه زنان چـنین است: من یک اتیکت قیمت جنـسی میـلیـاد تـومانی دارم و هر مردی مجبود خواهد بود برای دستیابی به آن سـر تـعظیـم فـرود آورده، در بــنــد او در گرفتار شده و بــهای سنــگینی را پــرداخت کنــد. ایــن قبــیــل زنان کسانی هستنـد که میخواهند با نپذیرفتن مردان در آنها ایجاد سرخوردگی و سستی نموده و از ناراحتیشان احساس سرور و هیجان کرده و از قدرت جنسی خود سوء استفاده کنند.

2- عدم تمکین مالی
از آنجایی که پول معیار شماره یک برخی زنـان هنگام سـنجش یک مـرد بـرای انـتخاب او بـعنوان همسر آینده شان بشمار می رود، اگر شما آنـرا نداشته باشید و یا بنظر نـرسـد که آن را داشـته باشید، آنگاه در ابتدای لیست کاندیداهای او جایی نخواهید داشـت. تـا زمانی کـه از پول خرج کردن برای جلب توجه این گـونه زنان امتناع ورزید، آنها نیز از شما دوری می جویند.

 3- او صاحب دارد
از آنـجـایی که برای یک زن داشتن رابطه دوستی با جنس مخالـف بـسیـار آسـان اسـت ( فقط کافی است بخواهد )، مـمـکن است در بـازار بدلیل داشتن نامزد یا یک عاشق دو آتشه خریداری نداشته باشد. اگر این گونه زنان خوب باشـنـد مـوقیعتـشان را از کــسی مخفی نمیکنند در غیر اینصورت ممکن است با بیرحمی شمـا را بازیچه دست خود قرار دهند. بنابراین همیشه بهتر است قبل از اینکه شخصیتتان خـرد شود، تـکالیـف خــود را انـجام دهد -- بدین ترتیب میتوانید خود را از تحقیرها و شرمندگی های بسیاری نـجـات بخشید.

4- او یک هنرپیشه است
برخی از زنان متـاهـل و زنـانـی کـه دارای اعتماد بنفس پایینی می باشند جزء این گروه هستند -- آنها همیشه نیاز دارند مطمـئن شـونـد کـه هنـوز جـذابیت خود را برای مردان حفظ کرده اند و برای هر مردی که بسمت آنها می رود، فقـط بـرای دیـدن واکـنـش او، رخ می نماینــد. آنــها عــلاقه ای به ایجاد رابطه با شما ندارند -- فقط میخواهند احساسات شمـا را بیدار نموده و سپس ترکتان کنند. این نیز نوع دیـگری از سـوء اسـتـفاده آشــکار زنان از قدرت جنسی خود بر علیه مردان است.

5- دلایل روانشناختی
بــسیــاری از زنــان بــه گفتــه خــودشــان "مــردانی بـد" را انتخاب کرده اند و یا به دلایل روانشناختی، خود را درگیر روابطی مصیبت آمیر کرده اند و اکنون بخاطر همه مشکلاتی که خود بوجود آورده اند، مردان را مورد سرزنش قرار میدهند. برخی از آنها کاملا از روابط عاشقانه حذف گردیده و یــا مــرتبا به دلــیــل رفــتــارهای آشفته شان توسط مردان ترک شده اند. آنها شما را رد می کنند فقــط بــه ایــن دلـیل که شما هم یکی از آن "مردها" هستید.

6- شما حرکاتی اشتباه انجام داده اید
انجام برخی حرکات و رفتارهای ناشایست که بـدور از شان یک انسان می باشد ممکن است باعث شود تا فرد مورد پذیرش قرار نگیرد.

7- زمان نامناسب
اگر یک زن شما را رد کرد، ممکن است از بدشانسی هنگام مرحله ای عجـیـب و غـریـب که در طول مـاه یکبار برای او اتفاق می افتند بسراقش رفته باشید، زمانیکه همه مردان بد هستند، و یا او احساس میکند جذاب نیست، و یا بخاطر هر یک از هزاران واکنشهای هورمونی مربوط به دنیای معاشقه. شما می توانید چند روز بـعد بـسراقش رفته و چراغ سبز را دریافت کنید.

8- تجربه های تلخ قبلی
هنگامی که یک زن در جواب تقاضای شروع رابطه از طرف شما پاسخ دهـد " کـمی وقت لازم دارم که زندگیم را سر و سامان بدهم، " معمولا به این معنی است که او بتازگی از یک رابطه ناخوشایند رهایی یافته و مایل نیست بسرعت خود را درگیر رابطه ای جــدیــد بـنـماید. با این دسته از زنهای آسیب دیده، بهترین ایده این است که یک رابطه دوستـی معمولی را تدارک دیده و یا تا زمانیکه او آمادگی خود را بدست نیاورده، صبر نمایید.

9- شما خسته کننده هستید
بـعبــارت دیگر شما فاقد هرگونه صمیمیت و اطمینان جنسی بوده و هنگامیکه وی در ده قدمی شما قرار میگیرد مانند بستنی آب می شوید. لازم نـیست جیمز باند باشید، اما اگر نمیتوانید پیش او حتی یک جمله هم بدون لکنت زبان بیان نمایید، آنـگاه هیچ راهی برای پذیرش شما توسط وی باقی نخواهد ماند.

10- او مجذوب شما نشده است
به همین سادگی. این اتفاق می افتد و کاری از دسـت شـما برنمی آید. بهترین راه این است که به راه خود ادامه داده و فرد دیگری را پیدا کنید.

عدم پذیرش را پذیرفته و ادامه دهید

اکنـون بــا بــرخـی از دلایـل که ممکن است یک زن شما را رد کند آشنا شده اید. بعضی چیزها را میتوانید تغییر دهید ( اخلاق و رفتار خود) و برخی چیزها را نمیتوانید ( اخلاق و رفتار او ). با این که خیلی مشکل است که بخواهیم این موضوع را یک مسئله شخصی در نظر نگیریم، اما بهترین عقیده این است کـه آنرا بـه تجربیات اضافه نموده، از آن درس گرفته و از تکرار اشتباهات خودداری کنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 19:55  توسط علی بیات | 

 

در روزهای اول شروع یک ارتباط، هیچ یک از طرفین تمایلی به فکر کردن در مورد قوانین و مقررات موجود ندارد. این دوران زمان خوشی است و قانون گذاشتن و اجرای آن چندان لازم و ضروری به نظر نمی رسد؛ اما به هر حال بنیان نهادن یک سیستم نظامند قانونی از همان ابتدای کار امری لازم الاجرا به شمار می رود. منظور ما این نیست که باید تمام جزئیات را روی ورق بیاورید و همه چیز به صورت مکتوب باشد، بلکه یک چارچوب کلی برای کلیات کار باید طراحی شود که به واسطه آن تمام کارها با آرامش و راحتی بیشتری پیش رود.

در کنار این قوانین یک سری مجازات هایی نیز برای اجرا نکردن آنها باید در نظر گرفته شود. باید به خاطر داشته باشید که اگر می خواهید همسرتان از قوانینی که شما مقرر کرده اید پیروی کند، باید ابتدا خودتان آنها را رعایت نمایید. پس بهتر است که اگر خودتان آنها را رعایت نکردید، ابتدا مجازات را بر روی شخص خودتان پیاده کنید.

هیچ یک از دو طرف نباید با شخص سومی ارتباط داشته باشند

همیشه یک قانون ابدی وجود دارد که همه ملزم به پذیرش آن هستند: هیچ گونه خیانتی وجود نداشته باشد. با ورود به یک رابطه، شما خود به خود یک چنین قانونی را می پذیرید و باید گردش و تفریح های تک نفره را کنار بگذارید چراکه تنها چیزی که میتواند شما را در زندگی مشترکتان به موفقیت برساند، اعتماد متقابل است. زمانیکه حتی برای یک بار بوی خیانت به رابطه وارد شود، اعتماد برای همیشه از بین خواهد رفت.

بنیان نهادن این قانون کار ساده ای است. معمولاً هر دو نفر به یک چنین قانونی پایبند بوده و تمایل دارند که آنرا اجرا نمایند. خانم دوست ندارد که شما با دختر های دیگر این طرف آنطرف بروید و شما هم به طور حتم دوست ندارید که او دنبال مردهای دیگر راه بیفتد. زمانیکه قرار های ملاقات طی شد و رابطه وارد مراحل جدی تر شد، فقط کافی است که یک بار به این قانون اشاره کنید. در حقیقت صحبت کردن در مورد این مطلب که قرار گذاشتن با افراد دیگر از این پس ممنوع می شود، خود اهمیت این موضوع را به طرف مقابل انتقال خواهد داد.

مجازات: احترام به این قانون و پایبندی به آن از اهمیت بالایی برخوردار می باشد، تنها مجازاتی که می توان برای آن در نظر گرفت پایان دادن سریع به رابطه است.

بهای بقای ارتباط باید در یک حد معین باقی بماند

توقعات بیجا در یک رابطه جایی ندارند؛ و این امر از همان ابتدای رابطه باید روشن شود. البته منظور ما این نیست با افرادی زندگی کنید که هیچ گونه آرزو و رویایی ندارند اما به هر حال باید انتظارات طرف مقابل از شما منطقی باشد. توقعات بیجا و آرزوهای غیر منطقی و غیر واقعی می توانند رابطه را خسته کننده نمایند. در ابتدا شاید جالب باشد که نیازهای یکدیگر را برآورده کنید، اما به هر حال هر دو طرف باید به خوبی بدانند که هر کس زندگی فردی خود را دارد و نمی تواند تمام زندگی اش را وقف برآورده کردن آرزوهای دیگری کند.

برگرداندن این قانون در زندگی واقعی شاید قدری نیرنگ آمیز باشد. در ابتدای رابطه شاید برای جلب رضایت و بدست آوردن او هر کاری که می خواهد را برایش انجام دهید و هر کاری که از دستتان بر بیاید را انجام دهید. سرو کردن غذای مورد علاقه او، خریدن گل های رنگارنگ و بردن او به مکان های که دوست دارد خوب است، اما نباید بیش از اندازه در این کار زیاده روی به خرج دهید. به هر حال شما هر زمان که توانایی انجام چنین کارهایی  را داشتید، نباید از انجام آنها دریغ کنید، اما شما باید محبت به او بدهید نه اینکه او بیش از اندازه از شما انتظار داشته باشد.

مجازات: مجازات باید با جرمی که شکل گرفته هماهنگی داشته باشد. به عنوان مثال اگر او از شما انتظار دارد که هر روز برایش گل رز بگیرید، چند روز این کار را انجام ندهید تا با این امر او به این نتیجه برسد که توقعش در این مورد چندان مطابق میل باطنی شما نیست. مجازات های جدی تر نظیر قطع ارتباط را باید بگذارید برای مقوله های جدی تر؛ به عنوان مثال در مواردی شبیه به این مطلب که او از شما انتظار دارد تا با دوستان صمیمی خود قطع رابطه کنید.

مالکیت طلبی ضمنی ممنوع

قرار گرفتن در یک ارتباط به آن معنا نیست که پس از مدتی یکی از طرفین مالک طرف دیگر می شوند. هر دو طرف باید آزادانه به زندگی خود بپردازند. این بدان معناست که: کسی حق ندارد برای دیگری تصمیم گیری کند، و یا در مورد کارهای بزرگ به تنهایی تصمیم گیری نماید. فقط به این خاطر که شما ازدواج کرده اید دلیلی نمی شود که ارتباطتتان را با دوستانتان قطع کنید، مطابق میل او تفریحات خود را انتخاب کنید و هر کاری که او دوست داشته باشد را انجام دهید. باید به یکدیگر فضا بدهید تا هر یک مطابق میل خود کارهای شخصی اش را انجام دهد.

این مورد مقوله ای است که سبب برزو مشکلات زیادی در روابط می شود. هیچ موقع ارتباط به جایی نمی رسد که یکی از طرفین حق داشته باشد به نفر دیگر بگوید: "خوب از این به بعد من به جای تو تصمیم می گیرم." به هر حال به محض اینکه برای نخستین بار احساس کردید که او حس مالکیت طلبی نسبت به شما پیدا کرده است، موضوع را با او در میان گذاشته، خودتان را حتی از حواشی این مسئله هم کنار بکشید.

مجازات: برای هر گونه جرمی که مرتکب می شوند، شما هم به مثابه آن مقداری از آزادی ها و امیال شخصی آنها را محدود کنید. به عنوان مثال اگر او برنامه ریزی کرد که امشب با خانواده عمه و شوهر عمه پیرش شام را صرف کنید، شب بعد او را به تماشای یک فیلم خسته کننده ببرید.

روابط گذشته باید فراموش شوند

زمانیکه شما با یک نفر ارتباط برقرار می کنید، باید گذشته را فراموش کنید. هیچ یک از طرفین حق ندارد از اتفاقاتی که در زندگی گذشته افراد ایجاد شده به عنوان مقوله ای برای پیش داوری استفاده کند. بنابراین هیچ گاه به خانمتان نگویید که نامزد قبلی تان از او زیباتر بوده که او هم به شما پاسخی می دهد که خودتان بهتر می دانید.

البته منظور ما این نیست که نباید در مورد گذشته تان هیچ حرفی به میان بیاورید. اگر بخواهید با کسی ازدواج کنید، باید بدانید که در گذشته چه کارهایی را انجام می داده و چه نوع زندگی داشته؛ اما نباید اجازه دهید که گذشته بر روی او تاثیر منفی بگذارد. به هر حال باید به او نشان دهید که گذشته برایتان اهمیتی ندارد. این کار را می توانید شما به عنوان مثال می توانید زمانیکه او مطلبی از گذشته می گوید و دستپاچه میشود، این مطلب را اظهار کنید که نگران نباشد چرا که گذشته برای شما اهمیتی ندارد. سعی کنید که در مورد این مطلب هیچ گونه صبری از خود نشان نداده و به سرعت در مقابل چنین گزینه ای از خود واکنش نشان دهید.

مجازات: اگر احساس میکنید که همسرتان در گذشته زندگی می کند، شما هم برخی از ویژگی هایتان را که دوست می دارد، کاهش دهید، اما به او بگویید که چرا چنین کاری می کنید تا او هم تصور نکند شما فرد خوبی نیستید. به او بگویید که وقتی به زمان حال بازگردد تمام خوبی های شما نیز به سر جایشان بازخواهند گشت.

قوانین عشق ورزی

نوشتن این قوانین و راضی کردن افراد برای امضای آن شاید کار دشواری به نظر برسد، اما اگر از همان ابتدا تمام این موارد را برای او معین کنید، دیگر در آینده به مشکل برخورد نخواهید کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 18:35  توسط علی بیات | 

 


خیلی از شما به دنبال عشق حقیقی هستید.
خیـلی هـای دیـگرتان هم فکر میکنید که عشق
واقعی خود را پـیدا کـرده اید. امـا خیـلی هـا هم
هستنـد کـه در رابـطه هایی به سر می برند که
چندان برایشان خوب نیسـت اما فکر میکنند هر
عشقی بهتر از بی عشق بودن است.

اگر عشق حقیقی خود را پیدا نکـرده ایـد، یا اگر
در ایـن بـاره مطـمئن نیستیـد، دراین مقاله می
خواهیم به شما کمک کنیم که چطور آن شریک زندگی خاص و ویژه را از آنِ خود کنید.

و اگر به خاطر ترس از تنهایی در یک رابطه بد مانده اید، باید بدانید که چیزهای بدتر از تنهایی هم وجود دارد، مثل از دست دادن احترام خود، از دست دادن اعتماد به نفس، و ارزشمندی خود. وقتی این سه چیز را از دست بدهید، در خطر از دست دادن میل و خلاقیت لازم برای درک اهداف زندگی، کنار از رسیدن به آنها، خواهید بود.

کشش جنسی احمقانه عشق واقعی نیست

خیلی از آهنگ ها، فیلم ها، کتاب ها تصویری تحریف شده از عشق حقیقی نشان می دهند. آنها شما را مجاب می کنند که باور کنید می توانید در نگاه اول عاشق شوید، قلبتان عاشقانه بتپد، کف دستانتان عرق کند، و همه فکر و ذکرتان مملو از فردی شود که ناگهان دلتان را دزدیده است. درست است، این اتفاق می افتد. اما عشق واقعی نیست. این فقط یک کشش جنسی احمقانه که ممکن است نسبت به هر کسی که فرومون ها را در مغزتان فعال کند پیدا کنید.

فرومون ها وقتی بدن ما در بدن فرد دیگری وجود یک DNA خاص را کشف می کند، تولید می شوند. بدن ما این DNA را در بدن شخصی دیگر از بوی او کشف می کند. اما کشش احمقانه جنسی که به واسطه این فرومون ها پدید می آید، فقط نشاندهنده یک چیز می تواند باشد: این دو نفر که چنین اتفاقی را تجربه می کنند می توانند از نظر زنتیکی جفت خوبی برای هم باشند، یعنی ترکیب DNA آنها یک نوزاد سالم تولید خواهد کرد. آنچه که فرومون ها به آن توجهی ندارند این است که آیا این دو نفر از نظر شخصیتی هم جفت خوبی برای هم هستند یااینکه می توانند همدیگر را عاشق کنند یا نه.

یک مشکل بزرگ کشش احمقانه جنسی این است که این کشش معمولاً شما را مجبور به انجام کارهایی می کند که قبلاً اصلاً فکر انجام دادن آن را هم نمی کردید. این کشش باعث می شود کارهای خجالت آوری انجام دهید. دروغ، فریب، دزدی یا حتی کشتن دیگران یا خودتان. این کشش احمقانه جنسی بود که باعث شد رومئو و ژولیت وقتی فهمیدند که دیگر نمی توانند به این عشق مسموم خود ادامه دهند، خود را کشته و به زندگی خود پایان دهند.

یکی دیگر از مشکلات کشش احمقانه جنسی این است که بادوام و ماندگار نیست. اما گاهی اوقات این روابط پرآشوب چندین سال به طول می انجامد، خیلی پس ازاینکه این کشش جنسی دیگر مرده و از بین رفته است. شاید این زوج ها به عبث امیدوارند که یک روز شعله عشقشان دوباره زبانه کشد. یا شاید هم تصور می کنند سرنوشت این بوده که چون بهترین هوس و بزرگترین درد را باهم تجربه کرده اند باید با هم بمانند.

اما عشق حقیقی بدون هیچگونه کشش جنسی احمقانه ایجاد می شود. اما، حتی بالاترین کشش جنسی هم اگر بدون عشق واقعی باشد، بی فرجام خواهد بود. تصور من این است که برای برنده شدن در این مسابقه، باید به دنبال ترکیب این کشش جنسی و عشق حقیقی باشید که شانس زیادی می خواهد. اما من که تابه حال به چنین موردی در زندگی حقیقی برخورد نکرده ام و فقط در فیلم ها و آهنگ ها در مورد آن دیده و شنیده ام.

حس مسئولیت و حمایت نشانه عشق واقعی است

اگر کشش جنسی عشق واقعی نباشد، پس عشق واقعی چیست؟ یکی از نشانه های عشق واقعی میل به حمایت و نگهداری از فرد مقابل، شاد کردن و کمک به موفقیت اوست. این با کشش جنسی که فقط به دنبال مجبور کردن فرد مقابل به ایجاد حس لذت و رضایت در شماست، خیلی فرق دارد. وقتی شما واقعا و حقیقتاً کسی را دوست داشته باشید، به هیچ وجه او را مجبور نخواهید کرد که دوستتان داشته باشد. البته، دوست دارید که آنها هم شما را دوست داشته باشند اما اگر آنها کس دیگری را بخواهند، شما او را رها می کنید چون دوست دارید که همیشه شاد و خوشبخت باشند. شما از تصمیمات مهم آنها در زندگی حمایت می کنید حتی اگر با آنها هم عقیده نباشید.

اما اگر فقط این بود، باید ما با همه دوستان نزدیکمان عشق حقیقی داشته باشیم. به همین دلیل می گویم به کمی کشش هم نیاز است. الیبته این کشش شباهتی به کشش جنسی که گفتیم ندارد اما برای شروع یک رابطه عاشقانه و رمانتیک کافی است. قلبتان از سینه بیرون نمی زند اما همراهی با این فرد به شما آرامش می دهد. وقتی با او هستید زمان خیلی خوب و خوشایند برایتان می گذرد و گاهی اوقات خیلی هم با هم خوش می گذرانید.

هرچه شما دو نفر همدیگر را بیشتر بشناسید، حس مسئولیت و حمایت طرف مقابلتان برای شما بیشتر می شود. در این صورت، اگر این احساس دوطرفه باشد، شما دو نفر می توانید تدریجاً یک عشق بسیار عمیق و غنی پرورش دهید که بسیار لذت بخش تر و رمانتیک تر از هر کشش جنسی است.

افراد متفاوت و مخالف با شما ممکن است شما را به خود جلب کنند اما یار و معشوق حقیقی شما نیستند

یار و معشوق حقیقی کسی است که عشق واقعی شما و بهترین دوستتان است. اگر به دنبال معشوق حقیقی خود هستید، نباید کسی را انتخاب کنید که خیلی از شما متفاوت باشد. یک ضرب المثل است که می گوید، افراد متضاد همدیگر را جذب می کنند اما با هم ازدواج نمی کنند. متاسفانه خیلی از این متضادها با هم ازدواج می کنند و آخرسر می فهمند که زندگی زناشویی بسیار بدی دارند.  گرچه یعضی از زوج ها به مرور زمان یاد می گیرند که تفاوت های همدیگر را تحمل کنند، اما وقتی با کسی زندگی کنید که علایق، ارزش ها، مشغولیات و سرگرمی های مشترکی داشته باشید و از چیزهای مشترکی لذت ببرید، زندگی بسیار لذتبخش تر خواهد بود. فقط در این حال است که شریک زندگیتان همان معشوق واقعی و حقیقیتان خواهد بود.

هیجان اولیه تفاوت های زیاد، سرانجام وقتی ماه ها تبدیل به سال ها می شوند رنگ و بوی خود را از دست می دهد و شما مدام به این فکر خواهید کرد که چه می شد اگر طرف مقابلتان حرف شما را درک می کرد یا حداقل همیشه با حرف های شما مخالف نبود. درنتیجه هر چه زمان جلوتر می رود شما وقت کمتری را با هم سپری می کنید و آخر کار محبور می شوید یا از هم جدا شوید یا شما یا طرق مقابلتان از بیخ و بن عقاید و علایق خود را عوض کند.

وقتی آن احساسات خوب اولیه از بین می رود، شما دو نفر به خاطر وجود بچه یا کار یا عادت یا حرف مردم یا حتی ترس از اینکه شاید چیز بهتری به دست نیاورید هنوز هم کنار هم می مانید. اما هیچوقت برای شما دیر نیست. ماندن با کسی که دوستش ندارید، یا فکر می کنید معشوق واقعی شما نیست، شانس حداقل چهار نفر را برای خوشبختی از بین می برد: شما، همسرتان، و دو نفر دیگر در جهان که می توانند معشوق واقعی شما یا همسرتان باشند. تاثیرات منفی یک رابطه بد به اعضای خانواده شما، دوستانتان، همکارانتان، و اطرافیانتان منتقل می شود و همه باید از گلایه ها، دعواها، و جنجال های همیشگی شما در عذاب باشند.

صبر و گذشت نشانه های عشق واقعی هستند

وقتی یک نفر واقعاً شما را دوست داشته باشد، صبر و گذشت زیادی را دربرابر بی دقتی ها یا رفتارهای زشت و بی ادبانه شما نشان خواهد داد. اما نباید از این قضیه سوء استفاده کنید. اگر چنین کاری کنید، یک نشانه مسلم از این است که شما واقعاً طرف مقابلتان را دوست ندارید. زوج هایی که واقعاً همدیگر را دوست داشته باشند وقتی می فهمند که احساسات طرف مقابلشان را جریحه دار کرده اند، واقعاً ناراحت و پشیمان می شوند.

هیچوقت عشقتان را فقط محض آزمایش کردن، آزمایش نکنید. ببینید وقتی جای آن طرف باشید واقعاً چه احساسی خواهید داشت؟ آیا او به نیازهای شما توجه دارد؟ شما چه؟ به نیازهای او توجه میکنید؟ آیا دادن ها و گرفتن ها در رابطه به یک میزان است یا همه چیز یک طرفه است؟ آیا اکثر اوقات به هم نگاه می کنید، همدیگر را ناز و نوازش می کنید یا به چشمان هم خیره می شوید؟

خودتان را در کنار همسرتان در 20 سال آینده تجسم کنید. آیا آن تصویر قلبتان را مملو از ترس می کند یا از تصور آن لبخند می زنید؟ اگر همسرتان بیشتر از اینکه از شما انتقاد کند، شما را تحسین می کند مطمئناً از تجسم آن تصویر لبخند روی لبانتان می آید. هیچکس دوست ندارد با یک منتقد زندگی کند، حتی اگر روزی عاشق این فرد بوده باشید.

دوستی به علاوه کشش جنسی بهترین نشانه عشق حقیقی است

عشق واقعی دوستی به اضافه کشش جنسی است. اگر شما از گذراندن هر لحظه از زندگیتان در کنار همسرتان لذت می برید، پس او بهترین دوست شماست. این نوع رابطه اعتماد به نفس و عزت نفس شما را بالا می برد و به شما برای رسیدن به بالاترین درجه کمال کمک می کند. درعوض، شما هم به طرف مقابلتان کمک می کنید که به این چیزها دست پیدا کند. وقتی هر دو شما عشق واقعی را احساس کنید، دیگر می توانید هر کاری را در کنار هم انجام دهید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 18:33  توسط علی بیات | 

 

هر چند ما دوست داریم که سوالات همه شما را با ذکر مفصل کلیه جزییات پاسخ دهیم، اما همانطور که قبلا هم گفته ایم تعداد نامه ها آنقدر زیاد هستند که انجام این کار برایمان مقدور نیست. به همین دلیل سعی می کنیم به مواردی که برای بیشتر خوانندگان به صورت سوال در آمده، پاسخ دهیم. مقاله زیر را بخوانید، شاید سوال شما نیز جزء مطالب این هفته باشد.

پرسش و پاسخ این هفته مربوط به این امر است که: چه موقع آقایون می توانند علاقه خود را نسبت به همسر خود ابراز کنند، در قرارهای اولیه چه کار انجام دهند که تاثیر مثبتی بر روی طرف مقابل بگذارند، چه کار کنند که خانم احساس بهتری نسبت به آنها پیدا کند و چه موقع باید با مسائل رک برخورد کنند.

چه موقع باید "علاقه" خود را به همسر آینده تان ابراز کنید؟
در این قسمت یک نکته حساس وجود دارد: اگر شما با یک خانم مانند یک دوست معمولی برخورد کنید و در رمانتیک بودن زیاده روی نفرمایید، او خیلی بیشتر مجذوب شما خواهد شد.

اخیرا با یکی از دوستانم صحبت می کردم. او برایم تعریف می کرد که چندی پیش با خانم بسیار جذابی آشنا شده و صادقانه بگویم خانم آنقدر سر تر از خودش بوده که اصلا تصور نمی کرده بتواند با او رابطه عاطفی برقرار کند، به همین دلیل تصمیم میگیرد که همانند یک دوست عادی با او برخورد کند و از زمانی که در کنار هم هستند استفاده کنند و لذت ببرند.

او اصلا تلاش نمی کرد که نظر خانم را به خود جلب کند. هیچ قدمی هم در راه برقراری رابطه با او برنمی داشت. خود را نیازمند و محتاج جلوه نمی داد. و انجام تمام این امور فقط و فقط به این خاطر بود که اصلا فکر نمی کرد خانم او را در "بازی" راه بدهد.

نتیجه چه شد؟

این رفتار از هم گسیخته و مستقل، معجزه به بار آورد. نظر خانم به او جلب شد و شالوده یک رابطه عاطفی طولانی مدت (ازدواج) پی ریزی شد.

آقایون معمولا با خانم های جذاب و زیبا طور خاصی برخورد می کنند: در بیان احساسات خود زیاده روی کرده و از همان روز اول به آنها چسبیده و ولشان نمی کنند. این امر واقعا کار زننده ای است.

بنابراین به جای این کار، به صندلی خود تکیه دهید، و خونسرد باشید؛ آنوقت میتوانید از نتایج بدست آمده، نهایت لذت را ببرید.

برای اولین قرار چه کاری انجام دهیم که او جذب ما شود؟

خیلی خوشحالم که این سوال را پرسیدید.

اگر شما یک خانم را با این امید به بیرون می برید که صرفا کاری انجام دهید که او مجذوبتان شده و به شما علاقه پیدا کند، فقط شرایط را برای خودتان مشکل تر و بدتر می کنید.

چرا؟

چون اگر بیش از اندازه برای او پول خرج کنید، به این نتیجه می رسد که شما انسان کاملی نیستید و می خواهید از طریق پول خودتان را نشان داده و او را به سمت خود بکشانید. و دیگر اینکه با این کار ثابت می کنید که خیلی خوش شانس بوده اید که او را پیدا کردید و وقت خود را با او سپری می کنید.

به جای این باید او را به نوشیدن یک قهوه دعوت کنید. اگر دیدید که او با معیارهای ذهنیتان تطابق ندارد، به راحتی و بدون فوت وقت می توانید قهوه خود را تمام کرده و او را ترک کنید.

و اصلا هم لازم نیست برای بیان این امر خجالت بکشید.

برای جلب نظرش لازم نیست برایش بیش از اندازه مایه بگذارید. اگر قرار باشد کسی در رابطه چنین کاری را انجام دهد، بهتر است او سعی کند که نظر شما را جلب کرده و رضاییتتان را فراهم آورد.

این موارد دقیقا بر خلاف کارهایی است که اکثر آقایون انجام می دهند، غافل از اینکه رعایت آنها می تواند شما را به سمت نتایج مطلوب رهنمون سازد.

چه کارهایی باید انجام دهید که او بیشتر از شما خوشش بیاید؟

- خانم هایی هستند که شاید اصلا از ما خوششان نمی آید، اما با این وجود هم جذبمان می شوند و تصمیم به ازدواج میگیرند.

بله درست است

بیشتر آقایون در اشتباه هستند و اغلب اوقات از استراتژی "لطفا منو دوست داشته باش" استفاده می کنند.

آنها نمی دانند که علاقه داشتن به یک فرد و جذب شدن به او دو مقوله کاملا مجزا هستند.

به همین دلیل کارهایی از قبیل: گل خریدن، تهیه غذا و تعریف و تمجید نمودن را انجام می دهند، به این امید که جرقه ای از دوست داشتن در دل خانم پدیدار شود.

یقینا این کارها هیچ کمکی به افزایش جذابیت شما نخواهند کرد.

اصل قضیه اینجاست: از آنجایی که این امور هیچ کمکی به شما در راه افزایش جذابیت نمی کنند، به خرج دادن تلاش بیش از حد در مورد این نوع استراتژی ها هیچ گاه شما را به اهدافی که در نظر دارید، نزدیک نمی کنند.

درست مثل اینکه بخواهید یک کیک را با دستور العمل پخت اسپاگتی درست کنید.

به جای آن شما نیازمند یک تکنیک کاربردی هستید. تلاش در راه متقاعد کردن او برای "دوست داشتنتان" را متوقف کنید.

به جای آن سعی کنید میزان جاذبه و مردانگی خود را افزایش دهید.

آیا رک بودن با خانم ها کار درستی است؟

بله، حتما

در این قسمت یک نمونه از روش های برخورد مستقیم، که نتیجه مثبت در بر دارد را برایتان ذکر می کنیم.

سعی کنید از آنها این سوال زیبا و ساده ( که البته مورد علاقه خود من نیز هست) را بپرسید: "آیا مجردی؟"

بیشتر خانم ها عادت کرده اند که آقایون از آنها بپرسند "آیا دوست پسر داری؟"

پرسیدن "آیا مجردی" آنقدر بی پرده است که آنها را شکه می کند. و پیش از اینکه فرصت صحبت کردن را پیدا کرده باشند شما تمام قدرت موجود را به سمت خود میکشانید. پیش از رفتن بر سر قرار، بر روی صحبت کردن و راه رفتن خود کمی تمرین کنید و سعی کنید روند این کارها را آرام تر کنید، هنگام حرف زدن به صندلی تکیه دهید، دست هایتان را از جیب ها در آورید و لبخندی بر روی لب داشته باشید.

سعی کنید درب ورودی مکان های مختلف، نظیر کافی شاپ را برای خانم ها باز کنید. معمولا نیمی از آنها اصلا از شما برای انجام این کار "تشکر" نمی کنند.

روی همین نکته دست بگذارید و از آنها ایراد بگیرید، تازه شاید بتوانید او را متقاعد کنید که برای جبران این کار خود، برایتان قهوه بخرد!

این ایراد گرفتن های اولیه به شما کمک می کند که در آخر کار اگر تمایل داشتید، بتوانید خیلی راحت از او خواستگاری کنید!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 18:32  توسط علی بیات | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
برای آنها که مرا نمی شناسند همین قدر کافیست که بدانید من علی بیات هستم همین و بس و برای آنان که مرا می شناسند علی بیات بودن کافیست !

نوشته های پیشین
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
آرشیو موضوعی
پرورش اندام
ازدواج وبررسي مسائل جنسي و زناشويي
تغذيه وسلامتي
ورزش
مد و مسائل روز
اطلاعات جديد برنامه نويسي
پیوندها
آموزش ساخت وبلاگ در 30 دقیقه
فیلتر شکن,هک,برنامه نویسی و...
مثل آبی ، مثل دریا
عشق شیرین دوست داشتنی
همسر و ازدواج
کویر پر ستاره
اطاق
عكس بازيگران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM