![]() |
![]() |
|
| برای اولین بار مطاللبی ازیه نفر مثله شما |
آخرین باری که کسی به زور از شما کمکی می خواست به یاد دارید ؟! بطور مثال ، دوست ناامید و درمانده خودتان که نمی خواهد تنها به سینما برود و شما را مجبور می کند که حتما" او را همراهی کنید !! چه احساسی به شما دست می دهد ؟ مسلما" خیلی خوشایند نیست . تحقیقات روانشناسان و محققان علوم اجتماعی ثابت کرده است که" انسان ناخودآگاه از مردمی که همیشه به آنها آویزان هستند ( مثل کنه !!) بیزارند ! " ، این یک امر طبیعی است که برخواسته از اساس و بنیاد ساختار انسان است . و در مقابل ، ما همیشه به طرف کسی که به ما هیچ نیازی ندارد ، جذب می شویم . طبق مطالعه تجربی بروی زنان ، اصولا" آنان مردانی را که مدام آوازه ی ناامیدی و یأس را سر میدهند قبول ندارند و آنها را رد می کنند ! وقتی شما به کسی نیازمندید ، ضمیر ناخودآگاه شما همیشه این حس را القاء میکند که " من بی ارزش هستم " مطمئنا" ، اگر آخرین باری را که از طرف خانمی رد شده اید را به خاطر بیاورید و دقت کنید ، می بینید که شما بیشتر وقتها نیاز خود را به او نشان داده اید . برای جذب خانم ها ، همیشه اعتماد به نفس خود را حفظ کنید ، در کمال اطمینان به توانایی های خود ایمان داشته باشید، عذر خواهی نکنید ! همیشه متغیر عمل کنید یا حداقل کاملا" طبق خواسته آنها قدم بر ندارید ! با اعتماد به نفس شما ، هر زنی آرزو دارد که در اعماق وجود شما نفوذ کند و شاید باورش سخت باشد ، اما شما تمام روز را می توانید با او صحبت کنید بدون اینکه او خسته شود ! با قدرت و جذبه ، آنچنان انرژی مثبتی خواهید داشت که آنها شما را باور خواهند کرد و براحتی می توانید بین خانم ها انگشت نما باشید، و بدون هیچ زحمتی آنها را به طرف خود جذب می کنید ! نه اینکه همیشه مثل کنه به آنها بچسبید !! تا اینجا متوجه شدید علت اصلی رد کردن بعضی مردها توسط خانم ها ، چیست ، حالا دقیقا" فکرکنید ، چه روشهایی را برای جذب خانم ها تا به حال اجرا کرده اید و پاسخ منفی گرفتید و بیشتر آنها از شما دفع شده اند ! روش صحیح آن است که با بررسی بیشتر ، کاملا" بفهمید چه خصوصیاتی او را مجذوب می کند و سعی کنید موقع اجرای آنها کاملا" حرفه ای و واقعی عمل کنید ، چرا که اگر رفتار شما مصنوعی و فریب کارانه به چشم آنها بیاید ، نتیجه ای معکوس خواهد داشت ! پس واقعیت این است که شما مثل یک آهن ربا آنها را جذب یا دفع کنید ، پس در نحوه ی رفتار خود ماهرانه عمل کنید ! یک لحظه خودتان را جای یک خانم بگذارید و تصور کنید با یک مرد متشخص ، گرم ، با روحیه ، با تجربه و جذاب ! روبرو می شوید که کاملا" اعتماد به نفس و کنترل خود را در همه حال حفظ می کند ، مسلما" با خود می گوید من مرد رویایی خود را پیدا کردم! و حال برعکس آن ، تصور کنید آقایی با حالتی سرخورده ، سرد ، مدام دست و پا می زند تا بتواند یک کلمه با شما حرف بزند ، ارتباط کلامی او بسیار ضعیف است و لباس پوشیدنش مثل این است که جلوی شما اصلا" راحت نیست ! بله ، او فقط وقت شما را تلف می کند و سریع تر می خواهید که از دستش راحت شوید !! تنها به " اشعات و رایحه جذابیت " فکر کنید ، نه اینکه "من می خواهیم تأثیر گذار باشم" ، به یاد داشته باشید چیزهایی که برای شما جذاب است برای یک خانم هیچ وقت جذاب نخواهد بود ، بنابراین همیشه به قضیه از دید یک خانم نگاه کنید. این بدان معنی است که مادامی که دیگر آقایان به سهولت خانم ها را با رفتار جالب خود ، جذب می کنند ، شما همچنان زن ذلیل و ناکام خواهید ماند ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 20:56 توسط علی بیات |
|
امروزه زنان برخلاف نسل های گذشته ، رفتاری شبیه مردان دارند . آنها به دانشگاه ها وارد می شوند تا در زمینه شغلی رقابت کنند ( بجای ازدواج و تشکیل خانواده !). گرایش بیشتری به روابط جنسی پیدا کرده اند ، الکل و مواد مخدر مصرف می کنند . حتی در سطح حرفه ای در رشته های مختلف ورزشی رقابت می کنند .علم جامعه شناسی این هنجار را " آزادگرایی جنسی " می نامند. اما مفهوم آن ، در واقع معنی لغوی این واژه نیست ، بلکه باید در عمق بررسی کرد و با دیدی علمی مفهوم آن را درک کرد. در اصل این معانی ، برگرفته از یک سری از فرضیه های جامعه شناسی است که در کتاب " اسطوره ی فرهنگ " جزئیات آن اشاره شده است ، بطور مثال علل اینکه چرا ما به یک علم جامعه شناسی واقعی و برگرفته از حقایق اجتماعی نیاز داریم، را توضیح داده است .اگر زنان، رفتاری مردانه دارند و معتقدان آن را آزادگرایی جنسی خطاب میکنند ، یک مقدار بدبینانه است . مثل این است که بگوییم "زنان دارای رفتاری مردانه هستند ، چون همان آزادی های مردان را دارند! " ( به این معنی که با آزادگرایی جنسی از قید و بندها و محدودیتهای موجود برای خانم ها ، رها شده اند )برای این هنجار ، در کنفرانس Rumpelstiltskin ، به دنبال نامی مناسبتر به معنای واقعی و بررسی آن پرداخته ایم.اگر کسی بخواهد علت این تغییرات در زنان را بطور صریح و قاطع شرح دهد ، حقیقتا" کاری سخت و در نهایت باز هم مورد انتقاد قرار می گیرد . واقعا" علت این تغییر رفتاری چیست ؟ استدلالهای زیادی در این مورد بیان شده ، اما مهم ترین علت آن ، ریشه در علم زیست شناسی دارد. تغییرات زیادی دست روی هم می دهند تا این حالت رقابتی بین زن و مرد پیش بیاید . یکی از آنها ، تغییرات هورمون هایی است که هر یک در نوع خود ،مخصوص به زن و مرد است .بررسی به روی اختلال عملکرد هورمون ها آنقدر ها هم ساده نیست . به عبارت دیگر ، نمی توانیم از آن ، تنها به عنوان یک دلیل ساده برای این تغییرات رفتاری اشاره کرد، چرا که چگونگی کارکرد هورمون ها تأثیرات گوناگونی را در آداب رفتاری یک شخص دارد.Elizabeth cashdan محقق علم انسان شناسی ، این موضوع را بطور کامل مورد بررسی قرار داده است و صراحتا" اثرات این هنجار رفتاری را در تغییرات جسمی زنان شرح داده است . وی معتقد است ظاهر زنان امروزی با رفتاری مردانه ، معمولا" با ظاهر خانمانی معروف مانند Marilyn Munroe و scarlet که دارای کمری باریک و سینه هایی بزرگ بودند ، متفاوت است. در برخی جوامع ، زنان دارای بالاتنه و کمرهایی پهن تر هستند و در آنجا این گونه زنان از نظر مردان آن جامعه جذاب هستند ، مانند zulu( منطقه ناتالی در جنوب آفریقا) و یا انگلیس و دانمارک که مساوات بیشتری بین زن و مرد حاکم است .در جوامعی که زنان تحت فشار های زندگی ، همچون تأمین مالی و حضانت کودکان خود هستند ، افزایش هورمون تستوسترون در این زنان ، تحمل ، قدرت و حس رقابت آنها را بالا می برد. همچنین در بین هورمونهای حیاتی ، افزایش تستوسترون باعث تجمع چربی در ناحیه شکم وکمر می شود و درنتیجه ظرافت زنانگی در مقایسه با ظاهرایده آل یک خانم، کاهش می یابد.تحقیقات Cashdan اساسا" سودمند است ولی آماری نیست و در گزارش خود، بطور وسیع به مقایسه جوامع مختلف نپرداخته است . در طی چند سال تجزیه و تحلیلی بیشتر در جوامع و ظواهر خانم ها ، روز به روز ، با پیشرفت آنها در زمینه تحصیلات و کار ، ظرافت زنانه آنان نیز کاسته شده است ! ( مراجعه شود به مأخذ : علم تخیل : اسرار مغز جنسی )زنان مادامی که در حال پیشی گرفتن از یکدیگر هستند ، توجهی به جذابیت و زیبایی ظاهری خود ندارند ، این در حالی است که در دهه 1950 ، زنان میل بیشتری به ازدواج و تشکیل خانواده و در نتیجه رقابت در جذابیت داشتند چرا که لازمه ی ازدواج در آن موقع ، دارا بودن ظرافت و ظاهری بهتر در زنان بود. اختلال در ترشح هورمون تستوسترون ، نه تنها باعث مردانه شدن رفتار زنها است بلکه بدنی عضلانی و غیر عادی را در آنها ایجاد می کند.همه عوامل اشاره شده ی فوق ، مسبب این هنجار رفتاری در خانمان ( با رفتاری شبیه مردان ) و در مقابل پیشرفت آنها در زمینه های اجتماعی ، شغلی می شود . این هنجار به مرور زمان در اثر سازگاری بین کارکرد جسم و رفتار بدن اتفاق می افتد و خانم ها را بسوی موفقیت هایی که می خواهند سوق می دهد.اغلب اوقات سازگاری بین ارگان بدن و کارکرد آنها در موجودات ، حکم کلیدی را در تطابق با محیط زیستی آنها دارند . به عبارتی اگر عوامل زیست محیطی قفل و حس رقابت زنان کلید آن باشد ، تغییرات هورمونی حکم بازکننده ی درب و یا سکوی پرتابی است که باعث تغییرات رفتاری مردانه در زنان و کسب موفقیتهای آنها در جوامع می شود و در مقابل می بینیم که برخی مردها نیز تمایل به کارهای خانه و بچه داری دارند که جا دارد از دیگر تغییرات هورمونی نیز در اینجا تشکر کنیم !! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 15:1 توسط علی بیات |
|
مایع منی علاوه بر اسپرم از 65 درصد مایع کیسه منی، 30 تا 35 درصد از پروستات، و 5 درصد از رگ ها تشکیل شده است. مایع منی حاوی اسید سیتریک، اسید آمینه های آزاد، فروکتوز، آنزیم ها، فسفوریل کولین، پروتاگلاندین، پتاسیم و روی می باشد. میزان مایع منی تولید شده از چند قطره تا 6 میلی لیتر متغیر است. برحسب مقدار انزال و مدت زمان ذخیره قبل از انزال، یکبار انزال می تواند حاوی 40 تا 600 میلیون اسپرم باشد. اما با اینحال مقدار اسپرم تولید شده در کنار هم حتی نوک یک سوزن را هم نمی پوشاند. برای نمونه هایی که در تحقیقات پزشکی مورد استفاده قرار می گیرند از دهنده ها خواسته می شوند که خودارضایی کنند و یا اگر گرفتن نمونه بدون رابطه جنسی امکانپذیر نبود، آنوقت از کاندوم های غیرواکنشی استفاده می شود. · مایع منی طبیعی ظاهر: این مایع معمولاً مایعی سفید تیره است که بعد از 30 دقیقه رقیق تر و شفاف تر می شود. بو: بوی کلر مانند این مایع کاملاً طبیعی است. مزه: بعلت فروکتوز موجود در آن کمی شیرین است. مزه این مایع در افراد مختلف متفاوت است. · مایع منی غیرطبیعی انزال با حجم کم: کاهش مایع منی یا فقدان مایع منی از کیسه منی می تواند گاهاً به خاطر انسداد باشد. مایع منی رقیق: رقیق بودن مایع منی معمولاً نشانه انزال برگشت دهنده است، یعنی انزالی که به مثانه برمی گردد. این خطرناک نیست اما رقیق شدن غیرطبیعی مایع منی می تواند به خاطر اختلالات پروستات باشد. مایع منی غلیظ: چسبناکی مایع منی می تواند به علل مختلف متفاوت باشد. تداوم مایع منی غیظ توانایی اسپرم برای حرکت را محدود می کند و این مسئله درمواقعی که شما و همسرتان قصد بچه دار شدن داشته باشید اهمیت پیدا می کند. کم آب بودن بدن هم ممکن است باعث غلیظ شدن مایع منی شود که مایعاتی که حین سکس استفاده می شود منجر به انزل کم شده و اگر سکس یا انزال طی یک زمان کوتاه تکرار شود بر مقدار مایع منی تولید شده تاثیر می گذارد. تولید اسپرم با بالا رفتن سن کاهش می یابد اما این مسئله تاثیری بر توانایی جنسی ندارد. مایع منی قرمز یا گاهاً قهوه ای: اگر در مایع منی شما لکه های قرمز یا قهوه ای دیده می شود ممکن است به خاطر خون باش. گاهی اوقات یک رگ خونی کوچک موقع انزال می ترکد. طی یک تا دو روز مایع منی باید به حالت اولیه خود برگردد، پس نیازی به نگرانی نیست و اما اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، حتماً باید به پزشک مراجعه کنید. وجود خون در مایع منی می تواند علل مختلف داشته باشد مثل عفونت، زخم و به ندرت سرطان. مایع منی سبز یا زرد رنگ: مایع منی طبیعی رنگ زرد بسیار کمرنگ یا کرم نزدیک به سفید دارد. اما اگر مایع منی رنگ زرد یا سبز گرفت نشانه عفونت است که معمولاً به خاطر بیماری هایی که با رابطه جنسی منتقل می شود مثل سوزاک می باشد. پس حتماً به پزشک مراجعه کنید. اگر بیماری مزبور سوزاک باشد خیلی ساده با آنتی بیوتیک درمان می شود. بوی بد مایع منی: بوی بد مایع منی همیشه نشانه عفونت است. در چنین مواردی حتماً به پزشک مراجعه کنید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 20:27 توسط علی بیات |
|
برای ایجاد یک تغییر ماندگار در زندگی، باید هم به جنبه های بیرونی و هم درونی کاری که برای ایجاد یک تجربه رضایت بخش تر در زندگی لازم است، توجه داشت. برای اینکه از زندگی نهایت استفاده را ببریم، رویکردمان نسبت به ارزیابی که از وضعیت فعلیمان داریم باید رویکردی جامع باشد و در قسمت هایی که رضایت چندانی از سطح تعهدمان نداریم، تغییرات مناسب ایجاد کنیم. برای ارزیابی خود باید چهار جنبه را در یک برنامه جامع برای رشد و پیشرفت و سلامت خود در آینده مد نظر قرار دهیم: این جنبه ها عبارتند از: تجربیات درونی شخصی خودمان رفتارها و ظاهر بدنمان ارتباطات فرهنگی مان جامعه و محیط اطرافمان در زیر به سوالاتی اشاره می کنیم که برای ارزیابی تجربیات درونی شخصی می توانید از خودتان بپرسید: از نظر احساسی من در چه وضعیتی هستم؟ آیا احساس آرامش می کنم یا اینکه عصبی هستید؟ آیا لازم است از تکنیک ها کاهش استرس استفاده کنم تا استرس زندگیم کمتر شود؟ روحیاتم اخیراً در چه وضعیتی بوده؟ چطور می توانم زندگیم را لذت بخش تر بکنم؟ از نظر ذهنی و فکری در چه وضعیتی هستم؟ آیا نسبت به کارهایی که اخیراً انجام می دادم، انگیزه ذهنی دارم؟ آیا فراموشکار شده ام و افکارم پریشانند؟ چطور می توانم تمرکز ذهنیم را در زندگی بالاتر ببرم؟ از نظر معنوی در چه وضعیتی هستم؟ آیا ارتباط معنوی معناداری دارم؟ آیا باید فعالیت های معنوی زندگیم را بیشتر کنم؟ در ارزیابی وضعیت ظاهری بدن و رفتارهایتان باید بر چیزهایی که ژنتیکی به شما ارث رسیده، وضعیت بدنتان و همچنین سلامتی عمومیتان توجه کنید. اگر توارث ژنتیکیتان طوری است که شما را در معرض برخی بیماری های خاص قرار می دهد باید بیشتر از حد معمول مراقب خودتان باشید. باید به اندازه کافی استراحت و ورزش داشته باشید، رژیم غذایی متوازنی را دنبال کنید و به مقدار لازم از مایعات استفاده کنید تا در وضع سلامتی خوبی بمانید. نگه داشتن وزنتان در حد نرمال نه تنها باعث می شود که احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید بلکه بسیاری از خطرات سلامتی را هم از شما دور می کند. چکاپ ها پزشکی مداوم هم برای جوانان و هم برای افراد سالخورده توصیه می شود. از خودتان بپرسید چطور می توانید با ایجاد برخی تغییرات در الگوهای رفتاریتان، سلامت بدنتان را ارتقاء دهید. ارتباطات ما با دیگران حس تعلق و حمایت در سختی ها زندگی به ما می دهد. برای این منظور باید ارتباطاتمان را با خانواده، عزیزان، دوستان، آشنایان، همکاران و دیگران بسنجیم. خیلی از افراد انرژیمان را می گیرند اما خیلی ها هم به ما انرژی می دهند. باید یاد بگیریم دقتمان را بیشتر با آنهایی بگذرانیم که به ما انرژی می دهند و تا می توانیم زمان کمتری را در کنار کسانی باشیم که انرژیمان را هدر می دهند. از خودتان بپرسید برای ارتقای روابطتان با آنهایی که فکر می کنید نادیده شان گرفته اید در چند روز آینده چه باید بکنید؟ چطور می توانید ارتباطاتتان را زنده تر و رضایت بخش تر بکنید؟ و در آخر محیط اطرافمان که آن هم عامل بسیار مهمی در ایجاد یک زندگی جامع و کامل برای ماست. از خودتان بپرسید که با محیط اطرافتان چطور برخورد می کنید؟ آیا برای حفظ امنیت و سلامت آن هر چه در توانتان باشد انجام می دهید؟ آیا در خانه، جامعه، در شهر یا کشورمان، و به طور کل در همه جای دنیا برای محیط اطرافمان ارزش قائل هستیم؟ آیا از تکنولوژی به نحو احسن استفاده می کنیم؟ برای زیباتر کردن دنیای اطرافمان چه می توانیم بکنیم؟ اعتقادات ما قدرت زیادی در تعیین احساس و عمل ما دارد. دستگاه اعتقادی ما هرچه امیدوارتر، مثبت تر و خوشبین تر باشد، احساس انرژی و لذت بیشتری در زندگی خواهیم داشت و فرصت های بیشتری برای ایجاد زندگی که دوست داریم در اختیارمان خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 20:25 توسط علی بیات |
|
اگر شما و همسر سابقتان تصمیم گرفته اید که دوباره با هم زندگی کنید، سه چیز را به یاد داشته باشید: · آمار بر ضد این تصمیم شماست · همه چیز را نرم نرم جلو ببرید · حتماً به مشاور خانواده مراجعه کنید و در دوره های آموزش خانواده شرکت کنید آمار ضد ازدواج دوباره است آمار بر علیه زن و شوهرهایی است که یکبار طلاق گرفته اند و می خواهند دوباره با هم ازدواج کنند. تقریباً بیشتر ازدواج های دوم مثل ازدواج اول به طلاق ختم می شود. مجله روانشناسی امروز نوشته است، "تقریباً 60 درصد از ازدواج های دوباره شکست می خورد و این اتفاق حتی سریعتر از طلاق اول می افتد. بعد از گذشت متوسط 10 سال، 37 درصد از ازدواج های دوباره شکست می خورد این درحالی است که این آمار برای ازدواج اول 30 درصد است." چطور می توانید ازدواج دومتان را به موفقیت برسانید اگر در فکر این هستید که دوباره با همسر سابقتان ازدواج کنید، در زیر توصیه هایی برایتان آورده ایم که شانس موفقیت این ازدواج دوباره را بالا ببرید: * دوباره برگشتن به سمت همسر سابق به خاطر فرزندانتان اصلاً ایده خوبی نیست. باید به خاطر اینکه همدیگر را دوست دارید و واقعاً می خواهید که باز با هم باشید، به سمت هم برگردید. * اگر بچه دارید، به هیچ وجه تا مدتی اجازه ندهید که آنها متوجه شوند که شما دو نفر با هم رابطه برقرار کردید. چون امیدوار می شوند که با هم آشتی کنید و این فشار بیشتری روی شما دو نفر برای آشتی کردن وارد می کند. * نزد یک مشاور خانواده بروید. از اشتباهات زندگی قبل درس بگیرید واگرنه با تکرار آنها دوباره رابطه تان خراب خواهد شد. * دلیل طلاق سابقتان را پیدا کنید. اگر طلاقتان به خاطر مسائل مالی بوده اینبار حتماً درمورد مسائل مالی با هم به نتیجه برسید. اگر درمورد تربیت فرزندان بوده، این مشکل را هم با هم حل کنید. اگر به خاطر عدم وفاداری و خیانت بوده، هر دو شما باید امتحان خود را پس بدهد. * اشتباه خود را در طلاق اول به گردن بگیرید. * با هم در دوره های آموزش خانواده شرکت کنید. * در تمام مسائل با هم صادق باشید. برای هم بازی درنیاورید. سعی نکنید فکر همدیگر را بخوانید. انتظارات بیجا نداشته باشید. انتظارات، امیدها و آروزهای خود را با هم مطرح کنید. * خیلی مهم است که بفهمید ازدواج اولتان تمام شده است. اجازه ندهید کابوس آن زندگی جدیدتان را خراب کند. * از روبه رو شدن با مشکلاتی که موجب بر هم خوردن ازدواج اولتان شدن، نترسید. * اشتباهاتتان را تکرار نکنید. به آینده تان به هم بیندیشید. * یادتان باشد، ساختن اعتماد دوباره زمان می برد. ایجاد اعتماد و موفق شدن یک ازدواج بعد از طلاق نیاز به تعهد قوی به رابطه دارد. باز هم می گوییم، ازدواج دوباره با همسر سابقتان را سریع جلو نبرید. برای شناخت همدیگر وقت بگذارید. با همسر سابقتان ازدواج می کنید؟ ایمیلم را که چک می کردم، دیدم یک دعوتنامه عروسی برایم فرستاده اند. این دعتوتنامه از طرف زوجی بود که طلاق گرفته بودند. از یک طرف هیجان زده شده بودم و از یک طرف هم سردرگم بودم چون این زوج سابقه ازدواج وحشتناکی داشتند و نمی دانم چه چیز باعث شده بود دوباره به فکر ازدواج با هم بیفتند. اما در هر حال داشتند باز ازدواج می کردند. مطمئناً "نیمه گمشده" که می گویند معنی خاصی دارد. بعضی از اعتقادات معنوی می گوید که دو روح، قبل از تولد، تعیین شده که با هم زن و شوهر شوند. بعضی دیگر از مذهب ها باور دارند که شما و همسرتان طی هفت مرحله تناسخ باهم ازدواج می کنید، حتی اگر در زندگی زناشویی خود مشکلات متعددی داشته باشید. کنار از اعتقادات دینی و معنوی، دلایلی وجود دارد که شما به ازدواج دوباره با همسر سابقتان می کشاند. یکی از این دلایل، خوبی ذاتی و خصوصیاتی در همسرتان است که باعث شده عاشقش شوید. مطمئناً شما به این دلیل عاشق این فرد شدید که بخشی از آن می تواند اخلاقیات، مهربانی، و طرز رفتار او با دیگران باشد. چیزی در او هست که شما را جذب می کند. اما چه پنج سال با او زندگی کرده باشید، چه پنجاه سال، هیچکدام شما دیگر آن مرد یا زن سابق نیستید. شخصیت شما رشد کرده است. ایده ها و افکارتان دستخوش تغییر شده است و سطح علمتان بالا رفته است. و آن چیز ناملموسی که شما دو نفر را به سمت هم جذب کرده بود، با بلوغ و حکمتی که به دست آورده اید تقویت شده است. اگر ازدواج به طور کل خوب و بر پایه احترام متقابل بوده باشد، 90 درصد زوج ها به طور متوسط بعد از هشت سال طلاق دوباره به سمت هم برمی گردند. این دوست من هم خیلی خوب این مطلب را در کارت دعوتش بیان کرده بود: "ما دوباره با هم ازدواج می کنیم چون فهمیدیم بدون حضور همسرمان، جای چیزی در زندگیمان خالی بود. ازدواج اول ما از روی دلیل بود و آن چیزی فرای عشق بود. این چیزی غیرقابل توصیف است. و حالا که فهمیده ایم که هستیم و دوست داریم کجا باشیم، آماده ایم که بهترین همسر دنیا باشیم." |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 8:53 توسط علی بیات |
|
زندگی در بهترین حالت خود، آشفته و پرهرج و مرج است. همه ما همیشه در عجله هستیم، چند کار را به طور همزمان انجام می دهیم و سعی می کنیم برای همه آدم ها همه کار بکنیم و ندرتاً وقت کافی برای خودمان می گذاریم. همه ما در جستجوی آرامشیم اما معمولاً آنچه که لازمه دستیابی به آن است را انجام نمی دهیم و دنبال راه هایی برای به دست آوردن آرامش می رویم که فقط هرج و مرج زندگیمان را بیشتر می کنند. در این مقاله راه های ساده ای برای ایجاد آرامش در زندگی به شما پیشنهاد می کنیم. 1) بدانید که کنترل هیچ چیز در دنیا به جز خودتان در دست کسی نیست. خودتان تنها چیزی هستید که کنترل کامل روی آن دارید. وقتی این مسئله را درک کنید، و براساس آن دیدگاه و عملکردهایتان را تغییر دهید، زندگیتان بیش از پیش آرام خواهد شد. وقتی سعی می کنید آدم های دیگر یا موقعیت هایی که فرای کنترل شماست را کنترل کنید، فقط زمانتان را هدر می دهید و بر آشفتگی زندگیتان اضافه می کنید. 2) برخی روابطتان را قطع کنید و روابط جدید ایجاد کنید. این کار چندان ساده نیست اما اگر زندگی آرامی می خواهید، باید اینکار را انجام دهید. در زندگی اکثر ما یکی دو نفر هستند—یا شاید هم بیشتر—که تاثیر چندانی روی زندگیمان ندارند. البته این به معنی پیدا کردن دوستانی که هیچ کاری برایتان نکرده اند نیست. موضوع این نیست که این افراد چه کاری برای شما انجام داده اند. مسئله این است که از نظر احساسی چه کمکی به شما کرده اند و چقدر سطح انرژیتان را بالا برده اند. منظور ما دوستانی است که مشکلات بیشماری در زندگیشان دارند و هربار که شما را می بینند فقط درمورد آن مشکلات منفی بافی می کنند. قطع رابطه با افراد کار سختی است. در برخی موارد نمی توانید آنها را کاملاً از زندگیتان خارج کنید اما می توانید میزان رابطه تان را محدود کنید که کنترل آن کاملاً در دست خودتان است. می توانید این افراد را با دیگرانی جایگزین کنید که به رابطه و زندگیتان ارزش میدهند و مطمئن باشید که خودتان هم تعجب می کنید سطح انرژیتان، آرامش خاطرتان، خوشبختیتان و زندگیتان به طور کل بعد از این جابجایی چه تغییر شگرفی می کند. 3) درهم و برهمی زندگیتان را کمتر کنید. این به آن معنی نیست که همه وسایلتان را بیرون بریزید. نه، منظورمان این است که کمدها، طبقه ها و اثاثیه منزل و محل کارتان را مرتب کنید. در این مرتب کردن خودتان را از شر هر چیزی که به دردتان نمی خورد، لازم ندارید، استفاده نمی کنید و می توانید به راحتی بدون آن زندگی کنید خلاص کنید. می توانید این وسایل را به دیگران ببخشید، بفروشید یا در سطل آشغال بریزید. 4) اگر در روابط شخصیتان اختلافاتی دارید و هنوز از آن ناراحتید، رابطه تان را بهبود بخشید. بروید و با فرد مورد نظر صحبت کنید و احساستان را با او در میان بگذارید. اگر لازم باشد، عذرخواهی کنید و بخشش بخواهید یا از طرفتان معذرت خواهی طلب کنید و او را ببخشید. اگر آن رابطه ارزش نگه داشته شدن را داشته باشد، مطمئن باشید که می توانید آن را حفظ کنید. درغیراینصورت موجب ایجاد ناسازگاری و اختلاف می شود که بعد مجبور می شوید آن را قطع کنید. 5) بودجه و خرج و مخارجتان را از نو ارزیابی کنید. پول همه چیز را خیلی پیچیده می کند و برایتان آرامش نمی آورد. از قدیم گفته اند که پول خوشبختی نمی آورد اما لزوماً این جمله صحیح نیست. اگر نتوانید اجاره خانه را پرداخت کنید و صاحبخانه بیرونتان کند، خوشبت خواهید بود؟ مسلماً نه. اگر نتوانید هزینه تحصیلات فرزندانتان را فراهم کنید، خوشبخت خواهید بود؟ نه. اگر نتوانید قبض ها و مالیات ها را پرداخت کنید، سالی یکبار به مسافرت بروید یا برای فرزندانتان لباس نو بخرید خوشبخت خواهید بود؟ معلوم است که نه. پول برایتان امنیت و راحتی می آورد و نقش خیلی مهمی در خوشبختی کلی ما دارد. خرج و مخارج های غیرضروری را قطع کنید و پول بیشتری پس انداز کنید. دنبال شغل های پردرآمدتری باشید و مطمئن شوید که امنیت مالی خانواده فراهم باشد. 6) خودتان را ببخشید. به اشتباهات گذشته تان فکر کنید. ببینید کجای کارتان غلط بوده است و خودتان را ببخشید و بعد آن را به کلی از مغزتان بیرون کنید. ما از اشتباهاتمان درس می گیریم اما این به آن معنی نیست که باید همیشه این اشتباهات را در ذهنمان نگه داریم. همه ما انسانیم و حتی باهوش ترین انسانها هم اشتباه می کنند. پس خودتان را ببخشید و به زندگی ادامه دهید. 7) اخبار را خاموش کنید. مطمئناً نیاز دارید از آنچه که در دنیا می گذرد مطلع باشید. اکثر ما هر روز و گاهاً هر ساعت در پی اخبار جدید هستیم. از اینترنت استفاده کنید و از سرویس هایی مثل گوگل بخواهید که اخبار را به ایمیلتان پست کنند. فقط یک یا دو بار در هفته به سراغ این اخبار بروید و آنها را مطالعه کنید و دقت کنید که این زمان اصلاً عصرها نباشد که می خواهید خستگی آن روزتان را برطرف کنید. 8) برای هر هفته تان برنامه ریزی کنید. تا آنجا که در توانتان است آن برنامه را کامل جلو ببرید اما این را هم باید بدانید که بعضی اوقات لازم است که برنامه تغییر کند. اوقات فراغتتان را مشخص کنید و برنامه ریزی کنید که در آن اوقات سرگرمی های محبوبتان را انجام دهید. 9) استفاده از تکنولوژی را در زندگیتان محدود کنید. تکنولوژی آرامش نمی آورد. کامپیوتر بااینکه خیلی معصوم به نظر می رسد اما وقتی قرار باشد همه روز با انگشت روی دکمه های بزنید چندان معصوم نیست. اگر کمی درمورد آن فکر کنید، کاری طاقت فرسا به نظر می رسد. عادت کنید که کامپیوتر، تلویزیون، و تلفن همراه را خاموش کنید و با آرامش خیال بیرون بروید و از زندگیتان لذت ببرید. 10) برای خودتان وقت بگذارید. خیلی ها اهمیت این مسئله را فراموش می کنند. وقتی زمانی را فقط مخصوص خودمان کنار بگذاریم و هیچ چیز دیگری ذهنمان را به خود مشغول نکند، می توانید به رویاها و آرزوهایمان فکر کنیم و از آن لذت ببریم و ریلکس شویم. این بالاترین آرامش را نصیبتان می کند. در هیاهوی دنیای امروز، زندگی همانقدر پیچیده می شود که خودتان بخواهید. این به خودتان بستگی دارد که چه چیزهایی را در زندگیتان قبول کنید، اینکه دنیا را چطور ببینید و درمورد کارهای خودتان چه فکری بکنید. اما باوجود همه هرج و مرج ها می توانید آرامش را به زندگیتان برگردانید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 8:48 توسط علی بیات |
|
مورد بی احترامی و بی اعتنایی قرار گرفتن یکی از مسائلی است که معمولاً موجب ناراحت و عصبانی شدن افراد می شود. چه کسی تحمل بی حرمتی را دارد؟ مطمئناً هیچ کس. برخورد مشکلات زیادی به همراه می آورد مثل پایین آوردن اعتماد به نفس و عصبانی کردنتان. اما زود قضاوت کردن درمورد چنین رفتارهایی مشکلات بیشتری برایتان خواهد داشت. سوال من این است: مورد بی احترامی قرار گرفتن یعنی چه؟ افراد مختلف پاسخ های متفاوتی برای این سوال دارند. این حسی کاملاً شخصی است و با جرات می توانم بگویم که این فکر خود افراد است که باعث می شود فکر کنند مورد بی احترامی قرار گرفته اند. خیلی وقت ها طرف مقابل اصلاً قصد بی حرمتی نداشته است. به همین خاطر پیشنهاد می کنیم که قبل از نتیجه گیری درمورد رفتار دیگران، یک قدم عقب بردارید و با خودتان فکر کنید چرا چنین حسی دارید. معمولاً وقتی حس می کنید مورد بی احترامی قرار گرفته اید که مثلاً بچه تان آنطور که به او گفته اید رفتار نمی کند. اما آیا آن بچه می گوید، "من میخوام با انجام ندادن این کار به پدر و مادرم بی احترامی کنم؟" واقعاً شک دارم. مشکل اینجا این است که این والدین هستند که آن رفتار را بی احترامی می بینند در حالیکه انجام ندادن آن کار توسط آن بچه می تواند دلایل دیگری داشته باشد. خیلی های دیگر ممکن است وقتی تصادف می کنند دچار چنین حسی شوند. ممکن است با خودشان بگویند، "واقعاً نمی توانم تصور کنم که این آدم چقدر می تواند احمق باشد!". این نوع فکر کردن است که هر روز تصادفات بیشماری را در خیابان ها ایجاد می کند. اما اگر یک قدم به عقب بردارید و درمورد آن موقعیت فکر کنید متوجه می شوید که خوردن آن ماشین به ماشین شما دلایل زیادی می تواند داشته باشد، و در موارد خیلی خیلی کمی از این تصادفات عمدی است. توضیحات زیادی برای چنین رفتارهایی می توان یافت. توصیه ما این است که به اعمال و رفتارهایی که در پس این رفتارها انجام شده است، فکر کنید. خیلی از آدم ها به این دلیل غیرمحترمانه رفتار می کنند که می ترسند، سعی دارند با خشن جلوه دادن خود بی اعتمادی هایشان را پنهان کنند، خیلی ها رفتار خود را نمی بینند یا در کل فقط عصبانی هستند. وقتی کسی آنطور که شما می خواهید رفتار نمی کند و حس می کنید که مورد بی احترامی و بی اعتنایی قرار گرفته اید، بلافاصله به خودتان یادآور شوید که دارید زود نتیجه گیری می کنید. به دلایل دیگری که آن رفتار می تواند داشته باشد فکر کنید. کمتر کسانی هستند که عمداً به دیگران بی احترامی و بی اعتنایی کنند. برای پایین آوردن عصبانیتتان در چنین زمان هایی، سوال های زیر را از خودتان بپرسید: * آیا این مسئله که امروز باعث عصبانیتتان شده است، یکسال دیگر هم همچنان برایتان مهم خواهد بود؟ یک هفته دیگر چطور؟ * کدام حق و حقوق من مورد بی حرمتی قرار گرفته است؟ * یک فرد متوسط چطور به چنین موقعیتی واکنش می دهد؟ * آیا عصبانی شدن درمورد این موضوع چیزی را عوض می کند؟ * به جز عصبانیت، چه احساسات دیگری هم دارم؟ * کدام باور و اعتقاد من باعث این عصبانیت شده است؟ آیا این عقیده منطقی است؟ * واقعاً چه چیز باعث شده که این فرد اینطور رفتار کرده و من را عصبانی کند؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 8:42 توسط علی بیات |
|
چرا باید با چند نفر همزمان رابطه داشته باشید: فرض کنید که در یک نقطه از زندگیتان می خواهید ازدواج کنید. این نقطه می تواند 25 سالگی، 30 سالگی یا 35 سالگی شما باشد. همچنین فرض کنید که در سن 21 سالگی به طور جدی به دنبال فردی برای ادامه زندگی می گردید. این یعنی 5 تا 15 سال وقت دارید تا فرد مورد نظر خود را پیدا کنید. 15 سال به نظر کافی می آید اما باید مسئله مدت زمان متوسط یک رابطه و مدت زمان بهبودی بعد از به هم زدن رابطه را هم در نظر داشته باشید. این یعنی اگر بخواهید در آن واحد فقط با یک نفر رابطه داشته باشید، در مدت 15 سال فقط 3 نفر را خواهید شناخت و آخر کار هم مجرد خواهید ماند. مطمئناً هدف شما این نیست. پس توصیه ما این است که باقی عمرتان را هوشمندانه تر سپری کنید. قانون اول در ایجاد رابطه با چند نفر به طور همزمان و سردرد نگرفتن و دچار دردسر نشدن این است که صادق باشید. بهتر است به طرف مقابلتان بگویید که در حال حاضر جدی به آن دوستی نگاه نمی کنید و فقط قصد آشنایی دارید. رمز موفقیت در هر رابطه داشتن دوستی سالم است. در زیر به 5 مورد از بزرگترین اشتباهاتی که در رابطه با چند نفر به طور همزمان می توانید مرتکب شوید اشاره می کنیم. تا می توانید خودتان را از این اشتباهات دور نگه دارید. 1. هیچوقت هیچکس را به پاتقتان دعوت نکنید. این بزرگترین اشتباهی است که می توانید مرتکب شوید. توصیه ما این است که مکان های محبوبتان را فقط برای خودتان نگه دارید. وقتی دوست جدیدتان را به رستوران یا کافه ای می برید که اکثر اوقات آنجا هستید احتمال دیدن افراد آشنا بالا می رود. 2. ملاقات با والدین؟ اگر با یک نفر به طور خاص در رابطه نیستید، بهتر است ملاقات با خانواده فرد را به بعد موکول کنید. ملاقات با والدین طرف مورد نظرتان باید برای روابط جدی تر باشد. وقتی کسی اصرار می کند که شما را به خانواده اش معرفی کند، قصد دارد که رابطه اش با شما را جدی تر کند. فقط کافی است بگویید "نه". 3. حرفی از "عشق" به میان نیاورید. اگر در آن واحد با چند نفر رابطه دارید این اشتباه بزرگی است. اگر برای رسیدن به سکس یا هر چیز دیگر به یک نفر بگویید که دوستش دارید مطمئن باشید که اوضاع خیلی خراب می شود. مردم عشق و دوست داشتن را جدی می گیرند، این را هیچوقت فراموش نکنید. 4. اگر برایتان تمام شده پس تمامش کنید. چرا باید یک نفر را الکی دنبال خودتان بکشید؟ اگر در همان قرار اول فهمیده اید که به دردتان نمی خورد و از او خوشتان نیامده و قرار دوم هم چندان برایتان بهتر از قرار اول نبوده، پس دیگر نیازی نیست آن رابطه را به قرار سوم بکشانید. حقیقت را طوری که ناراحت نشود به طرفتان بگویید و همه چیز را تمام کنید. 5. رابطه جنسی نداشته باشید. رابطه داشتن به این معنا نیست که باید با همه آنها رابطه جنسی هم داشته باشید. اگر تنها هدفتان از رابطه، سکس است، راه های دیگری هم برای پیدا کردن آن وجود دارد. اما اگر واقعاً به دنبال کسی هستید برای رابطه طولانی مدت، هرچقدر هم که سکس وسوسه تان کند اما اینکار را نکنید. سکس رابطه را پیچیده می کند و این جهتی نیست که باید در آن قدم بردارید. سعی کنید فکری روشن و قلبی امیدوار داشته باشید. تفریح کنید و یادتان باشد تا آنجا که می توانید صادق باشید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 21:42 توسط علی بیات |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
برای آنها که مرا نمی شناسند همین قدر کافیست که بدانید من علی بیات هستم همین و بس و برای آنان که مرا می شناسند علی بیات بودن کافیست !
|
| آرشیو موضوعی |
|
پرورش اندام ازدواج وبررسي مسائل جنسي و زناشويي تغذيه وسلامتي ورزش مد و مسائل روز اطلاعات جديد برنامه نويسي |
| پیوندها |
|
آموزش ساخت وبلاگ در 30 دقیقه فیلتر شکن,هک,برنامه نویسی و... مثل آبی ، مثل دریا عشق شیرین دوست داشتنی همسر و ازدواج کویر پر ستاره اطاق عكس بازيگران |
|
RSS
|